بایگانی برچسب: اشعار سهراب سپهری

تحلیل روایت در شعر مسافر سهراب سپهری

تحلیل روایت در شعر مسافر سهراب سپهری

تحلیل روایت در شعر مسافر سهراب سپهری نقد ساختاری روایت در شعر مسافر سهراب سپهری   نویسنده رضا قنبری عبدالملکی استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه دامغان چکیده نظریۀ ریخت­ شناسی از جمله نظریه ­هایی است که در زمینۀ تحلیلِ ساختاری آثار ادبی بسیار کارآمد است. اهمیت این نظریه سبب شد تا با رویکرد[…]

شعر مسافر سهراب سپهری

شعر مسافر سهراب سپهری

شعر مسافر سهراب سپهری دم غروب میان حضور خسته اشیا نگاه منتظری حجم وقت را می دید و روی میز هیاهوی چند میوه نوبر به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود و بوی باغچه را ‚ باد روی فرش فراغت نثار حاشیه صاف زندگی می کرد و مثل بادبزن ‚ ذهن ‚ سطح روشن گل[…]

شعر تا انتها حضور سهراب سپهری

شعر تا انتها حضور سهراب سپهری

شعر تا انتها حضور سهراب سپهری امشب در يك خواب عجيب رو به سمت كلمات باز خواهد شد باد چيزي خواهد گفت سيب خواهد افتاد روي اوصاف زمين خواهد غلتيد، تا حضور وطن غايب شب خواهد رفت. سقف يك وهم فرو خواهد ريخت. چشم هوش محزون نباتي را خواهد ديد. پيچكي دور تماشاي خدا خواهد[…]

شعر اینجا همیشه تیه سهراب سپهری

شعر اینجا همیشه تیه سهراب سپهری

شعر اینجا همیشه تیه سهراب سپهری ظهر بود ابتداي خدا بود ريگ زار عفيف گوش مي كرد حرف هاي اساطيري آب را مي شنيد آب مثل نگاهي به ابعاد ادراك. لكلك مثل يك اتفاق سفيد بر لب بركه بود. حجم مرغوب خود را در تماشاي تجريد مي شست. چشم وارد فرصت آب مي شد. طعم[…]

شعر سمت خیال دوست سهراب سپهری

شعر سمت خیال دوست سهراب سپهری

شعر سمت خیال دوست سهراب سپهری ماه رنگ تفسیر مس بود مثل اندوه تفهیم بالا می آمد سرو شیهه بارز خاک بود کاج نزدیک مثل انبوه فهم صفحه ساده فصل را سایه میزد کوفی خشک تیغال ها خوانده می شد از زمین های تاریک بوی تشکیل ادراک می آمد دوست توری هوش را روی اشیا[…]

شعر تنهای منظره سهراب سپهری

شعر تنهای منظره سهراب سپهری

شعر تنهای منظره سهراب سپهری کاج های زیادی بلند زاغ های زیادی سیاه‌ آسمان به اندازه آبی‌ سنگچین ها ، تماشا، تجرد کوچه باغ فرا رفته تا هیچ‌ ناودان مزین به گنجشک‌ آفتاب صریح‌ خاک خوشنود چشم تا کار می کرد هوش پاییز بود. ای عجیب قشنگ! با نگاهی پر از لفظ مرطوب مثل خوابی[…]

شعر چشمان یک عبور سهراب سپهری

شعر چشمان یک عبور سهراب سپهری

شعر چشمان یک عبور سهراب سپهری آسمان پر شد از خال پروانه هاي تماشا عكس گنجشك افتاد در آب رفاقت فصل پرپر شد از روي ديوار در امتداد غريزه باد مي آمد از سمت زنبيل سبز كرامت شاخه مو به انگور مبتلا بود. كودك آمد جيب هايش پر از شور چيدن. (اي بهار جسارت ![…]

شعر بی روزها عروسک سهراب سپهری

شعر بی روزها عروسک سهراب سپهری

شعر بی روزها عروسک سهراب سپهری این وجودی که در نور ادراک مثل یک خواب رعنا نشسته روی پلک تماشا واژه های تر و تازه می پاشد. چشم هایش نفی تقویم سبز حیات است. صورتش مثل یک تکه تعطیل عهد دبستان سپید است. سال ها این سجود طراوت مثل خوشبختی ثابت روی زانوی آدینه ها[…]

شعر متن قدیم شب سهراب سپهری

شعر متن قدیم شب سهراب سپهری

شعر متن قدیم شب سهراب سپهری ای میان سخن های سبز نجومی برگ انجیر ظلمت عفت سبز را می رساند سینه آب در حسرت عکس یک باغ می سوزد سیب روزانه در دهان طعم یک وهم دارد ای هراس قدیم! در خطاب تو انگشت های من از هوش رفتند امشب دست هایم از شاخه اساطیری[…]

شعر اینجا پرنده بود سهراب سپهری

شعر اینجا پرنده بود سهراب سپهری

شعر اینجا پرنده بود سهراب سپهری ای عبور ظریف بال را معنی کن تا پر هوش من از حسادت بسوزد ای حیات شدید ریشه های تو از مهلت نور آب می نوشد آدمی زاد- این حجم غمناک- روی پاشویه ی وقت روز سرشاری حوض را خواب می بیند. ای کمی رفته بالاتر از واقعیت! با[…]