شعر بر سنگ چشم او هوشنگ ابتهاج

بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من – بر سنگ چشم او

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من – شعر بر سنگ چشم او هوشنگ ابتهاج

     

    بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من
    وز لهیب آرزویی روشن و خوش تاب
    شعله می افراشت
    وینک از خاکستری پوشیده
    کز وی جز خموشی چشم نتوان داشت
    می چکد اشک نگاهم تلخ
    می چکد اشک نگاهم نیز در آن جام زهرآگین
    کز شرنگ بوسه لبریز است
    وز فسونی تازه می خواند مرا هر دم که
    بازآ این چه پرهیز است
    وز نهیب گور سرد چشم او
    کاندر آن هر گونه امیدی فرو مرده ست
    پای واپس می نهم
    بی نیاز بوسه ای پرشور
    کز فریبی تازه می رقصد در آن لبخند
    بی نیاز از خنده ای دلبند
    کز فسونی تازه می جوشد در آن آواز
    می چکد اشک نگاهم باز
    بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من
    وینک از خاکستر اندوه پوشیده ست
    در میان این خموش آباد بی حاصل
    در سکوت چیره این شام بی فرجام
    می چکد اشک نگاهم بر مزار دل
    می سراید قصه درد مرا با سنگ چشم او
    با غمی کاندر دلم زد چنگ
    وز پلاس هستی ام بگسیخت تار و پود
    می رود می گویمش بدرود
    وز نگاه خسته و پژمرده چون مهتاب پاییز ملال انگیز
    می گذارم بر مزار آرزوهایم گلی ویران
    یادگار آن امید گم شده آن عشق یادآویز

     

    پیشنهاد ویژه برای مطالعه 

    25 جمله معروف ابله داستایوفسکی – تکه کتاب

    شعر خَمی که ابروی شوخِ تو در کمان انداخت حافظ _ غزل 16

    جایگاه قالب های کلاسیک در اندیشه نوگرای نیما

    شعر پنجره فروغ فرخزاد

     

    در صورتی که در متن بالا، معنای واژه‌ای برایتان ناآشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".

    آ

    هان! هلا! آی!


    مطالب بیشتر در:

    بیوگرافی هوشنگ ابتهاج

     

    اشعارهوشنگ ابتهاج

     

    مجموعه شعر سراب

     

    صفحه اینستاگرام هوشنگ ابتهاج

     

    کانال تلگرام هوشنگ ابتهاج

     

    بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من

    شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من وز لهیب آرزویی روشن و خوش تاب شعله می افراشت وینک از خاکستری پوشیده کز وی جز خموشی چشم نتوان داشت می چکد اشک نگاهم تلخ می چکد اشک نگاهم نیز در آن جام زهرآگینکز شرنگ بوسه لبریز است» آیا با این سطرها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین هوشنگ ابتهاج که از شاعران مهم معاصر ماست دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این سطر ها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای هوشنگ ابتهاج بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای سطر های پایانی یعنی : «با غمی کاندر دلم زد چنگ وز پلاس هستی ام بگسیخت تار و پود می رود می گویمش بدرود وز نگاه خسته و پژمرده چون مهتاب پاییز ملال انگیز می گذارم بر مزار آرزوهایم گلی ویرانیادگار آن امید گم شده آن عشق یادآویز» از چه سطر هایی استفاده می‌کردید؟

     

    دیدگاه شما برای شعر بر سنگ چشم او هوشنگ ابتهاج

    دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر بر سنگ چشم او هوشنگ ابتهاج بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

    اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

    اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

    پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

     

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat