در این کار بودند کارآگهان

در این کار بودند کارآگهان

  • در این کار بودند کارآگهان

    خبر رسانیدن جاسوس ببانوی پرافسوس

     

    در این کار بودند کارآگهان

    که ناگاه جاسوسی آمد نهان

     

    فرود آمد آنجا به مانند پیک

    بگفتا که خانم سلام علیکم

     

    نشستیه تا کی چنین بی خبر

    جارجار بلینگ آماده پشت در

     

    قلاتنه حالا خراب مکنن

    خالزا ممدن کباب مکنن

     

    کریای آقاحسن خان چو شیر

    خنقانیه پاک مکنن اسیر

     

    دلم برت اوبایه خانم جنه

    که در میره از دست باغ و خنه

     

    دری بومی فرک کارت بکن

    خاکی دسر روزگارت بکن

     

    دادی اسم و رسمنه آخر بباد

    ای چهار تا رعت هم گله بیدزیاد

     

    نه حاجی دم میگیره نه کلبائی

    دیه تو میبایه خودت بیائی

     

    زله کوته شدن جاهل جنگیا

    نمیکنن دعوا دیه بچیا

     

    قمه بدنیا همه ترسید نه

    دیر روت به تمن نشان ریدنه

     

    آقا عابدین پهلو و نی شده

    ماشاالاش نبانو جوونی شده

     

    مس این ممنه شراب خورده پا

    نمترسه دیسه از این کیپا

     

     

    مطالب بیشتر در:

    وزن شعر: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

     

    قالب شعر: منظومه

     

    پیشنهاد ویژه برای مطالعه 

    حال دلم طوفانیست

    در آینه پاییدنت را دوست می‌دارم

    آن شنیدم خیمه ای از شاه روس

    مردم ایران دو فرقه اند که هر یک

     

    در صورتی که در متن بالا، میاد باد آن عهد کم بندی به پای اندر نبود عنای واژه‌ای برایتان ناآشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".


    در این کار بودند کارآگهان

    شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «در این کار بودند کارآگهان که ناگاه جاسوسی آمد نهان فرود آمد آنجا به مانند پیک بگفتا که خانم سلام علیکم» آیا با این سطرها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین ادیب الممالک که از شاعران مهم دوره مشروطه است دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این سطر ها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای ادیب الممالک بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای سطر های پایانی یعنی : «آقا عابدین پهلو و نی شده ماشاالاش نبانو جوونی شده مس این ممنه شراب خورده پا نمترسه دیسه از این کیپا» از چه سطر هایی استفاده می‌کردید؟

    خبر رسانیدن جاسوس ببانوی پرافسوس

    دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر خبر رسانیدن جاسوس ببانوی پرافسوس ادیب الممالک بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

    اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

    اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

    پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *