شعر نیما نیما یوشیج

شعر نیما نیما یوشیج

شعر نیما نیما یوشیج

 

از بر این بی هنر گردنده ی بی نور

هست نیما اسم یک پروانه ی مهجور

مانده از فصل بهاران دور

در خزان زرد غم جا می گزیند

بر فراز گلبنان دل بیفسرده نشیند

دست سنگینی ست

در درون تیرگی های عذاب انگیز

که به روی سینه ی اهریمنان و نابکاران و دروجانشان فرود آید

همچنین روی جبین نازنینان و فرشتگان …

اسم شور افکن یکی گردنده است این اسم

در زمین نه، بر فراز آسمان نه، در همه جا

در یمان این زمین و آسمان

از پی گمگشته ی خود می شتابد

آن زمان که بر بساط بینوای خود در آید

خواهدش از دیده خون بارد ولیکن

آورد شرم از وقار پهلوانی

دائماً در پیش روی او بدان سانی که او باشد نشسه

همچو کله ی جغد پیری سر فرود آید از او

در کنار صفحه ای در وی خطوطی تیره.

با وی این پیمان کند که هیچ وقتی

نه بر ترک راه و رسم خود بگوید.

16خرداد 1321

قالب شعر: نیمایی

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

 

شعر نیما نیما یوشیج
شعر نیما
از بر این بی هنر گردنده ی بی نور
از بر این بی هنر نیما یوشیج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *