طبع-کافی-که-عسکر-هنر-است-خاقانی

طبع کافی که عسکر هنر است – ۲۸

  • شعر طبع کافی که عسکر هنر است خاقانی – قصیده ۲۸

    در مدح عموی خود کافی الدین شروانی

     

     

    طبع کافی که عسکر هنر است

    چون نی عسکری همه شکر است

     

    قطرهٔ کوثر و قمطرهٔ هند

    از شکرهای لفظ او اثر است

     

    نی کلکش به نیشکر ماند

    کز پی تب بریدن بشر است

     

    گل شکر را ز رشک نیشکرش

    زهر در حلق و خار در جگر است

     

    نی مصریش قند می‌زاید

    تا سمرقند قند او سمر است

     

    در شکرریز نوعروس سخن

    نی مصریش خاطب هنر است

     

    بل عروس فلک ببرد دست

    کان نی مصر یوسف دگر است

     

    گر شکر زاد کلک او چه عجب

    پس شکر خواهد این عجب خبر است

     

    زعفران گرچه بیخ در آب است

    آرزومند ژالهٔ سحر است

     

    زین اشارت که کرد خاقانی

    سر فراز است بلکه تاجور است

     

    پشت خم راست دل به خدمت او

    همچو نون و القلم همه کمر است

     

    بختم از سرنگونی قلمش

    چون سخن‌های او بلند سر است

     

    سیم و شکر فرستم و خجلم

    که چرا دسترس همین قدر است

     

    شکر و سیم پیش همت او

    از من و شعر، شرمسار تر است

     

    خود دل و طبع او ز سیم و شکر

    کان طمغاج و باغ شوشتر است

     

    شعر گفتم به عذر سیم و شکر

    مختصر عذر خواه مختصر است

     

    سیم سنگ است پیش دیده از آنک

    هم تراشش زط کلک او گهر است

     

    اتصال نجوم خاطر او

    فیض طبع مرا نویدگر است

     

    زین سپس ابروار پاشم جان

    کاین قدر فتح باب ماحضر است

     

    تا ابد نام او بر افسر عقل

    مهر بر سیم و نقش بر حجر است

     

     

     

    شعر در مدح عموی خود کافی الدین شروانی خاقانی

    البته نام اصلی این شعر «در مدح عموی خود کافی الدین شروانی» است که توسط خاقانی، شاعر و قصیده‌سرای بزرگ ما، نوشته شده. این شعر این گونه آغاز می‌شود: «طبع کافی که عسکر هنر است».

     

    از آرشیوهای مشابه دیدن کنید:

    خاقانی قالب: قصیده وزن شعر: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

     

    در صورتی که در متن بالا، معنای واژه‌ای برایتان نا آشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".


     

     

    شعر طبع کافی که عسکر هنر است اثر کیست؟

    این شعر اثر خاقانی است.

     

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    تینا

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *