شعر ترانه احمد شاملو

بر این کناره تا کرانه‌ی آمودریا – ترانه

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • بر این کناره تا کرانه‌ی آمودریا – شعر ترانه احمد شاملو

     

    بر این کناره تا کرانه‌ی آمودریا
    آبی می‌گذشت که دگر نیست:
    رودی که به روزگارانِ دراز سُرید و از یاد شد
    رودی که فروخشکید و بر باد شد.

    بر این امواج تا رودبارانِ سند
    زورقی می‌گذشت که دگر نیست:
    زورقی که روزی چند در خاطری نقش بست
    وانگه به خرسنگی برآمد و درهم شکست.

    بر این زورق از بندری به شهرْبندری
    زورق‌بانی پارو می‌کشید که دگر نیست:
    پاروکشی که هر سفر شوریده دختری‌ش دیده به راه داشت
    که به امیدی مبهم نهالِ آرزویی به دل می‌کاشت.

    بر این رودِ پادرجای
    امیدی درخشید که دگر نیست:
    امیدِ سعادتی که پابرجا می‌نمود
    لیکن در بسترِ خویش به جز خوابی گذرا نبود.

    تیرِ ۱۳۷۳

     

    پیشنهاد ویژه برای مطالعه

    شعر سنگینی بغض های تو پوریا پلیکان

    شعر دلم برای باغچه می سوزد فروغ فرخزاد

    شعر ققنوس نیما یوشیج

    شعر رستاخیز احمد شاملو

     

    در صورتی که در متن بالا، معنای واژه‌ای برایتان ناآشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".

    آ

    هان! هلا! آی!


     

    مطالب بیشتر در:

    اشعار احمد شاملو

     

    نامه های احمد شاملو به آیدا

     

    مجموعه شعر در آستانه

     

    احمد شاملو در اینستاگرام

     

    تلگرام احمد شاملو

     

    بر این کناره تا کرانه‌ی آمودریا

    شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «بر این کناره تا کرانه‌ی آمودریا آبی می‌گذشت که دگر نیست: رودی که به روزگارانِ دراز سُرید و از یاد شد رودی که فروخشکید و بر باد شد. بر این امواج تا رودبارانِ سند زورقی می‌گذشت که دگر نیست: زورقی که روزی چند در خاطری نقش بست وانگه به خرسنگی برآمد و درهم شکست.» آیا با این سطرها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین احمد شاملو که از شاعران مهم معاصر ماست دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این سطرها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای احمد شاملو بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای سطرهای پایانی یعنی : «بر این رودِ پادرجای امیدی درخشید که دگر نیست: امیدِ سعادتی که پابرجا می‌نمود لیکن در بسترِ خویش به جز خوابی گذرا نبود.» از چه سطرهایی استفاده می‌کردید؟

     

    دیدگاه شما برای شعر ترانه احمد شاملو

    دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر ترانه احمد شاملو بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

    اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

    اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

    پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

     

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat