بررسی-هنجارگریزی-در-شعر-فروغ-فرخزاد

بررسی هنجارگریزی در شعر

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • بررسی هنجارگریزی در شعر فروغ فرخزاد :  مقدمه
    هنجارگریزی از موضوعات بسیار مهمی است که هم در حوزه نقد ادبی و شناخت شعر و هم در سبک شناسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هنجار در لغت به معنی قاعده و قانون است. اگر چیزی روشمند ،باشد بهنجار .است هنجارگریزی یعنی عدول از هنجارها و عمل نکردن به بایدها و نبایدها شعر حادثه ایست که در زبان روی میدهد و در حقیقت گوینده ،شعر ، با شعر ،خود عملی در زبان انجام میدهد که خواننده، میان زبان شعری او و زبان روزمره و عادی – یا به قول ساخت گرایان چک: زبان اتوماتیکی – تمایزی احساس میکند. این تمایز میتواند علل بسیاری داشته باشد، عللی شناخته شده و عللی غیر قابل شناخت اتفاقاً شعر ،حقیقی شعر ابدی، همان شعری است که علت تمایز آن از زبان مبتذل و ،معمول در تمام ،ساحات قابل تعلیل و تحلیل نیست.» شفیعی کدکنی (۱۳۷۶ (۳ همان گونه که هنجارگریزی از زبان عادی عامل پیدایش شعر است، هنجارگریزی در شعر با خلق دگرگونی در فرم و محتوا، سبب شکل گیری سبکهای متنوع شعری می شود. هنجارگریزی گاه با عناوین دیگری همچون، انحراف از فرم، انحراف از معیار، آشنایی زدایی نیز در کتب ادبی مورد توجه قرار گرفته است. به منظور درک بهتر از اصطلاح هنجارگریزی نخست نگاهی به چگونگی شکل گیری هنجارهای زبانی خواهیم انداخت، سپس انواع هنجارگریزی را در شعر یکی از هنجارگریز ترین شاعران معاصر، یعنی فروغ فرخزاد بررسی خواهیم کرد.

    نویسنده : دکتر مرتضی جعفری

    از آرشیو مطالب نیز دیدن کنید:

    نقد ادبی فروغ فرخزاد

     بحث و بررسی

    ۱- هنجارشناسی زبان
    زبان در معنای عام خود شامل هر وسیله ای برای انتقال پیام یا مفهومی از ذهنی به ذهن دیگر است. در این معنی مفهوم زبان به قدری وسیع است که خط نقاشی ،موسیقی، علائم راهنمایی و رانندگی یا هر چیز دیگری مانند آنها را نیز میتواند شامل شود. در اینجا منظور ما از زبان معنای خاص آن یعنی مجموعه اصوات و هجاهایی است که بر طبق قانون و قاعدهای خاص مفاهیم را به مخاطب منتقل میکنند پیدایش زبان در این معنا بیشک حاصل محاکات صداهای طبیعت بوده است انسان صدایی را در طبیعت شنیده است سپس با تقلید و تکرار آن صدا توانسته است تداعی کننده منبع صدا .باشد مثلا تصویر و صدای یک پرنده به طور طبیعی بر ذهن انسان نقش میبندد حال اگر انسان تصویر آن پرنده را نقاشی کند یا صدای او را تقلید کند، میتواند پیامی را به هم نوعان خود که تجربه مشترکی در ضبط تصویر و صدای آن پرنده دارند ارسال کند. نقاشی را باید شکل نخستین خط و تقلید صدا را نقطه آغازین زبان دانست. بنابراین زمان به نماد یا همان اسم برای آن پدیده تبدیل میشود.

    صدای یک پدیده، به ارتباط بسیاری از واژگان با اصوات ،طبیعی خود بهترین دلیل برای این موضوع است. واژه ی بلبل که از دو هجای شبیه به هم شکل گرفته است مثال خوبی است. تکرار صدای” بل “بعد از تغییرات آوایی در گذر زمان که برگرفته از صدای این پرنده در طبیعت است، به نماد یا اسمی برای آن پرنده تبدیل شده است بنابراین اصوات به اسم صوتها و اسم صوتها به اسمها تبدیل می.شوند افعال از همین اسمها پدید آمده اند و روابط دستوری زبان نیز به مرور از چگونگی فعل و انفعالات صوتی این واژه ها در محور همنشینی کلام شکل گرفته است. بی تردید اولین قواعد دستوری بر اساس نوع اثرگذاری آوایی واژه ها در کنار هم شکل گرفته است باید توجه داشت که چگونگی شکل گیری زبان به شدت با محیط طبیعی هر قوم و تاثیرات ژنتیکی و فیزیکی آن ،طبیعت بر اهل آن منطقه ارتباط مستقیم دارد. معمولاً قواعد دستوری همان پرکاربردترین صورت چینش کلمات در محور هم نشینی جمله است و صورتهای کم کاربردتر به صورت استثنائات دستوری در مواقع و موقعیتهای خاص مطرح میشوند.
    دگرگون کردن چینش کلمات در محور همنشینی به منظور خلق معنی جدید موضوعی است که به زبان مربوط میشود زیرا در هر زبان اصل معنی است، اما اگر این دگرگونی به منظور خلق زیبایی در ظاهر صوتی کلام صورت گیرد و پس از آن دگرگونی س از آن دگرگونی در معانی مورد نظر باشد، شعر پدید می آید.

    ۲- هنجارشناسی شعر
    شعر را میتوان همان زبان زیبا و اثرگذار دانست منظور از زیبایی خلق تناسب است. هر چیزی که متناسب ،باشد زیباست و بر روی مخاطب اثر میگذارد. مثلا موسیقی حاصل تناسب صداها در واحد زمان و معماری حاصل تناسب حجمها در واحد مکان است. آرایه در شعر نیز چیزی نیست جز تناسب در زبان  هر واژه دو صورت دارد یک صورت لفظی و یک صورت معنایی بنابراین در زبان دو نوع تناسب میتواند شکل بگیرد اول تناسبات لفظی دوم تناسبات معنایی این هر دو تناسب موسیقی لفظی و معنوی شعر را پدید میآورند نکته بسیار مهم آن است که اگر تناسب در معنی بدون توجه به تناسب در لفظ باشد زبان شکل میگیرد و اگر تناسب فقط در لفظ یعنی صرف اصوات بدون توجه به تناسب در معنی ،باشد، موسیقی پدید می آید. شعر هنری است که تناسب در معنی و لفظ را با هم در یک جا جمع کرده است. اما اگر قرار باشد بگوئیم در شعر از بین تناسب در لفظ و معنی کدام یک اهمیت بیشتری دارد بی شک باید گفت تناسب در لفظ یا همان فرم در هنر و از جمله شعر اهمیت بیشتری دارد. عروض و قافیه و آرایه های بدیع لفظی مربوط به تناسبهای لفظی یا موسیقی شعر میشوند و علوم بیان و معانی و بدیع معنوی به تناسبهای معنوی میپردازند. همان طور که عنصر وزن یا تناسب هم در لفظ و هم در معنی وجود دارد، عنصر خیال نیز برگرفته از هر دو نوع تناسبات لفظی و معنوی است، اما تناسبهای معنوی هم چون تشبیه و استعاره نقش مهمتری در خیال آفرینی دارند.

    در قالبهای سنتی ،شعر موسیقی لفظی اهمیت بیشتری دارد، اما در قالبهای نوین شعری همچون شعر نو نیمایی و سپید توجه بیشتر بر روی موسیقی معنایی زبان موسیقی لفظی و معنوی متمرکز است هر قدر شعر همخوانی و ارتباط بیشتری در پیش ترلی د باشد، تأثیر آن نیز بر روی مخاطب بیشتر خواهد بود.

    چگونگی ایجاد تناسب در لفظ و معنی بر اثر تکرار و تمایل شعرای هر دوره، سبکهای شعری را پدید می آورند معمولاً دو عامل سبب دگرگونی سبک ها در دوره های مختلف بوده است:
    ۱- حوادث و اتفاقات مهم و اثر گذار تاریخی
    ۲- خلاقیتهای فردی و نبوغ ذاتی برخی شاعران
    از جمله مهمترین حوادث تاریخی سبک ساز میتوان به ورود اسلام به ایران و یا حمله ی مغول اشاره کرد و نیما یوشیج بهترین نمونه شاعران سبک سازی است که به کلی مسیر شعر فارسی را با نبوغ ذاتی خود دگرگون کردند.

     فروغ فرخزاد؛ شاعری هنجارگریز

    یکی از هنجارگریزترین شاعران سبک شعر نو نیمایی فروغ فرخزاد است. فروغ در سال ۱۳۱۳ در تهران متولد شد و در شانزده سالگی ازدواج کرد. پس از تولد فرزندش کامیار خیلی زود از همسرش جدا شد. طلاق زندگی او را کاملا تیره و تار ساخت. فقر، تنهایی، دوری از فرزند و یأس و ناامیدی در نتیجه ی این طلاق تا پایان عمر کوتاهش همراه او بود. (ر.ک. فرخزاد، ۱۳۸۴، ۵ – ۹) مجموعه اشعار فروغ را میتوان به دو دوره تقسیم کرد. فروغ فرخزاد یک چهره دارد با دو نیم رخ نیم رخی که آینه ی شاعر ،اسیر دیوار و عصیان است و نیمرخی که آینه ی چهره شاعر تولدی دیگر و ایمان بیاوریم حقوقی (۱۳۸۴ (۱۱) دوره ی اول شامل سه دفتر اسیر دیوار و عصیان که غالبا در قالب چهار پاره سروده شده است و در بیشتر موارد عاشقانه و احساسی است در این دوره فروغ شاعری جستجوگر است که هنوز فرم و زبان مورد علاقه خود را پیدا نکرده است. شعر این دوره در عین زیبایی و در برداشتن تصاویر و مضامین عاشقانه و جذاب به شدت سطحی است. زبان شعر فروغ در این دوره به علت توجه زیاد شاعر به وزن و قافیه کهنه و بی تاثیر است دوره ی دوم شعری او با مجموعه ی تولدی دیگر متولد میشود و با دفتر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد به پایان میرسد فروغ آخرین شعر این دفتر را با مرگ خود در زمستان ۱۳۴۵ سرود. چهره ی واقعی و ممتاز فروغ در این دوره نمایان میشود. او در این دو دفتر چهارپاره سرایی را رها کرده و کاملا به سبک نیما در شاعری روی آورده است. با رهایی از قید وزن و قافیه زبان تازه و کاملا زنانه شعرش شکوفا می.شود شعر این دوره بسیار عمیق، زیبا، اثر گذار ی و بیمانند است و از نظر محتوا در عین عاطفی بودن به موضوعات اجتماعی و انتقادی نیز نظر دارد. «من احتیاج داشتم که در خودم رشد کنم و این رشد زمینه میخواست و میخواهد. با قرصهای ویتامین نمیشود یک مرتبه قد کشید. من هنوز ساخته نشده بودم زبان و شکل خودم را و دنیای فکر خودم را پیدا نکرده بودم. توی محیط کوچک و تنگی بودم که اسمش را میگذاریم زندگی خانوادگی دیوار و عصیان در واقع دست و پا زدنی است مأیوسانه در دو مرحله زندگی آخرین نفس زدنهای پیش از یک نوع رهایی است.» (فرخزاد، ۱۳۴۳، ۴۷)

    انواع هنجارگریزی در شعر فروغ

    ۱- هنجارگریزیهای وزنی
    فروغ در دوره اول شاعری خود همچون میوه ای نارس به سختی به شاخه وزن و رعایت تساوی هجایی در مصراعها چسبیده است این موضوع باعث شده است واژگان کهن غیر کاربردی و تصاویر قدیمی و کم تأثیر در شعر او زیاد باشد، اما در دوره ی دوم با رسیدن به کمال و پختگی شعری و روی آوردن به شعر نو ،نیمایی، انبوه واژگان و ترکیبات و تصاویر شاعرانه ناب و تازه وارد فضای شعری او می.شود در این دوره برخلاف دوره اول که محتوا در حصار وزن و قافیه گرفتار ،است هم وزن و هم قافیه از محتوا و مضامین ناب شعری او پیروی می.کنند قافیه فقط وقتی به کار میرود که لازم باشد و همچون نخی نامرئی پیوند طولی مصراعها را حفظ می.کند. وزن نیز متناسب با نیاز مضمون و کلام کوتاه یا بلند میشود.

    به طور کلی تنوع وزن در اشعار فروغ بسیار کم است و میتوان گفت غالب شعرهای او در چهار وزن سروده شده است. وزن مضارع در ۳۱ شعر یعنی؛ ۲۸ درصد اشعار، رمل ۳۰ شعر ۲۷ درصد خفیف ۲۱ ،شعر ۱۹ درصد و هزج ۱۵ شعر یعنی؛ ۱۳ درصد اشعار تکرار می شوند. فروغ هشت شعر در وزن ،مجتث سه شعر در وزن ،مشاکل، یک شعر در وزن رجز و یک شعر هم در وزن متقارب دارد پایین بودن تنوع وزنی در شعرهای فروغ، بیانگر ذوق و استعداد ذاتی او در شناخت وزنهای ناب و اثر گذار است زیرا از میان انواع وزنهای فارسی، خوش آهنگ ترین و روانترین آنها را برگزیده است. نکته ی قابل توجه آن است که هر چهار وزن پرکاربرد فروغ با تفاوت اولویت و ترتیب، جزء پرکاربردترین اوزان شعری حافظ و مولوی نیز میباشند. پرکاربردترین اوزان حافظ به ترتیب رمل مجتث، مضارع هرج و در اشعار مولانا ،رمل ،هزج و خفیف است. (ر.ک ،شمیسا، ۱۳۸۹، ۳۹ ۴۴) یکی از مهمترین هنجارگریزیهای وزنی ،فروغ ایجاد گره در وزن شعر است. او این کار را اصل گره مینامد. اگر کلمه ی انفجار در وزن نمیگنجد و مثلا ایجاد سکته می کند بسیار خوب این سکته مثل گرهی است در این نخ .(وزن) با گرههای دیگر میشود اصل گره را هم وارد وزن شعر کرد و از مجموع گره ها یک جور هم شکلی و همآهنگی به وجود آورد.» (شمیسا، ۱۳۷۶، ۷۶ – ۷۷) این ویژگی در دوره دوم شعری فروغ نمود بیشتری دارد. اصل گره یعنی خروج عامدانه قسمتی از یک سطر شعر از وزن همه هستی من آیه تاریکی است
    که ترا در خود تکرار کنان
    به سحر رگاه شکفتنها و رستنهای ابدی خواهد برد.
    زندگی شاید
    یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد
    (فرخزاد، ۱۳۶۸، ۳۸۷)

    در شعر بالا که بالا که در بحر رمل مخبون است شاعر در عبارت “زنی با زنبیلی از آن می گذرد از وزن خارج شده است و نوعی گره در وزن ایجاد کرده است. فروغ معتقد است هیچ اشکالی ندارد اگر شاعر به ضرورت محتوا، اندکی از وزن خارج شود. این خروج از وزن گاه مانند دست اندازهایی سبب جلب توجه بیشتر مخاطب به محتوای شعر میشود از دیگر هنجارگریزیهای وزنی شعرهای فروغ دو وزنی و گاه چند وزنی بودن بعضی از اشعار اوست. این وزنهای چندگانه معمولاً وزنهای نزدیک به هم هستند. شعر خواب در دو بحر رمل و خفیف سروده شده است زیرا هر دو با “فاعلاتن ” شروع میشوند یا منظومه ی ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد که وزن شعر بین دو بحر “مجتث مضارع” در حال رفت و آمد است.
    و این منم
    زنی تنها
    در آستانه ی فصلی سرد… . (بحر مجتث)
    امروز روز اول دی ماه است… بحر مضارع
    همان (۱۳۶۸ (۳۹۵)

    فروغ گاه برای خلق وزنهای نادر یا جدید از تکرار یکی از ارکان بحور مختلف استفاده میکند. یعنی با تکرار یکی از افاعیل وزن جدیدی خلق می.کند مثلا: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فع:
    گر خدا بودم ملایک را شبی فریاد میکردم
    سکه ی خورشید را در کوره ی ظلمت رها سازند
    (همان، ۱۳۶۸، ۲۱۸)

    یا وزن جدید فاعلات فاعلات فاعلات فع” ای ستاره ها که بر فراز آسمان
    با نگاه خود اشاره گر نشسته اید ای ستاره ها که از ورای ابرها
    بر جهان ما نظاره گر نشسته اید
    (همان، ۱۳۶۸، ۹۹)
    ۱۹۹۶۱۳۶۸
    گاه نیز با این روش وزنی نادر و کم کاربرد ایجاد می.شود مانند: فاعلاتن فاعلاتن
    فاعلاتن فع: چون نگهبانی که در کف مشعلی دارد
    می خرامد شب میان شهر خواب آلود
    (همان، ۱۳۶۸، ۱۵۷)

    ۲- هنجارگریزیهای واژگانی
    مهمترین هنجارگریزی واژگانی در شعر فروغ کاربرد واژگان جنسی است. «برای من کلمات خیلی مهم هستند. هر کلمه ای روحیه ی خاص خودش را دارد. همین طور اشیاء من به سابقه ی شعری کلمات و اشیاء بی توجهم به من چه که تا به حال هیچ شاعر فارسی زبان مثلاً کلمه ی انفجار را در شعرش نیاورده است من از صبح : تا شب به هرجا هم نگاه می کنم میبینم چیزی دارد منفجر میشود من وقتی میخواهم شعر بگویم دیگر به خودم که نمیتوانم خیانت کنم اگر دید، دید امروزی اشد زبان هم که کلمات خودش را پیدا ی کند و وقتی زبان ساخته و یک دست و صمیمی شد وزن خودش را خودش می آورد.» (فرخزاد، ۱۳۴۳، ۴۹) برخلاف انتظار در سه دفتر اول که غالب موضوعات عاشقانه و بیانگر احساسات تند و هیجانات دوران جوانی شاعر ،است تعداد واژگان جنسی بسیار کم اما مفاهیم و تصاویر جنسی زیاد است. در ابیات زیر بدون آوردن حتی یک واژه ی جنسی تصویری جنسی خلق شده است:
    چه مهربان بودی وقتی دروغ میگفتی
    چه مهربان بودی وقتی که پلکهای آینه ها را میبستی
    و چلچراغ ها را
    از ساقه ی سیمی می چیدی و در سیاهی ظالم مرا به سوی چراگاه عشق میبردی
    تا آن بخار گیج که دنبالهی حریق عطش بود بر چمن خواب مینشست.
    (فرخزاد، ۱۳۶۸، ۴۰۶)

    در دوره ی دوم وضعیت کاملاً برعکس است یعنی واژگان جنسی زیاد میشود، اما بیشتر آنها در معنایی غیر جنسی به کار رفته است
    و من به جفت گیری گلها می اندیشم
    (همان، ۱۳۶۸، ۳۹۶)
    آن برگهای تازه که در شهوت نسیم نفس میزند.
    (همان، ۱۳۶۸، ۳۹۹).

    از دیگر هنجارگریزیهای واژگانی میتوان به خلق واژگان کلیدی اشاره کرد. همان گونه که واژه های دوست و تراویدن ما را به یاد شعر سعدی و نیما میاندازد. فروغ با تکرار زیاد بعضی از واژگان را به نام خود ثبت کرده است از جمله این واژگان لغزیدن و “خزیدن” است.
    می خزند آرام روی دفترم دستهای فارغ از افسون شعر (همان، ۱۳۶۸، ۲۶۴) لغزیده بود در مه آیینه تصویر ما شکسته و بی آهنگ
    (همان، ۱۳۶۸، ۲۴۶)
    از دیگر هنجارگریزیهای واژگانی فروغ باید به تصویری کردن واژگان یا عینیت بخشیدن به آنها اشاره کرد. گویی فروغ با این واژه ها به جای انتقال معنی، نقاشی کرده است. فروغ در ابیات زیر نقش کبودی سیلی مرد بر روی گونه ی زن را این گونه نقاشی کرده است:
    و جای پنج شاخه ی انگشتهای تو که مثل پنج حرف حقیقت بودند چگونه روی گونه ی او مانده است (همان، ۱۳۶۸، ۴۰۷)

    در ابیات زیر سارها از واژه ی سنگ بر روی تخته سیاه می گریزند
    من از دیار عروسکها می آیم….
    در پشت میزهای مدرسه ی مسلول
    از لحظه ای که بچه ها توانستند
    بر روی تخته ی حرف سنگ را بنویسند
    و سارها سراسیمه از درخت کهنسال پر زدند
    (همان، ۱۳۶۸، ۴۱۸)

    ۳- هنجارگریزی در ترکیبات
    فروغ از جمله شاعرانی نیست که ترکیبات تازه و جدید خلق کند. مهم ترین هنجارگریزی او در ترکیبات ایجاد تغییر در نوع کاربرد آنها است این کار باعث میشود هم ترکیبات شعری او ناشناس و غریبه نباشد و هم با کارکردی تازه وارد شعر شوند. ترکیباتی مانند انگشتان جوهری سیاه کاری ،مطبخ پستانک سوابق جقجقه قانون
    دیگر خیالم از همه سو راحت است
    آغوش مهربان مام وطن
    پستانک سوابق پرافتخار تاریخی لالائی تمدن و فرهنگ
    و جق جق جقجقه ی قانون
    همان، ۱۳۶۸، ۳۷۸)

     هنجارگریزی های زبانی

     ۱- صمیمیت و صداقت
    شعر فروغ برخاسته از جان و دل اوست به همین دلیل بر دل مینشیند و مخاطب با او احساس صمیمیت میکند. «قبل از سال ۴۲ شعر را باور نداشتم و آن را یک وسیله ی تفنن میدانستم بعد زمانی دیگر بود که حس میکردم اگر شعر بگویم چیزی به من خواهد شد و حالا مدتی است که هر وقت شعر میگویم فکر میکنم چیزی از من کم می شود یعنی من از خودم چیزی را میتراشم و به دست دیگران میدهم» الهی، ۱۳۴۵ (۴۳) شاید همین صمیمیت و صداقت فروغ باعث شده است که او از بیان مطالب جنسی ابایی نداشته باشد. در جایی فروغ علت طلاق خود را این میداند که میخواهد زن باشد و آنچه صادقانه در دل دارد بیان کند چیزی که شاید همسر او از شنیدن آنها شرمگین و خجالت زده میشده است رابطه دو تا آدم هیچ وقت نمیتواند کامل و یا کامل کننده باشد، به خصوص در این دوره اما شعر برای من مثل دوستی است که وقتی به او میرسم میتوانم راحت با او درد دل کنم یک جفتی است که کاملم میکند … بعضی ها کمبودهای خودشان را در زندگی با پناه بردن به آدمهای دیگر جبران میکنند، اما هیچ وقت جبران نمی شود اگر جبران میشد آیا همین رابطه خودش بزرگترین شعر دنیا و هستی نبود؟» (همان، ۱۳۸۲)

    ۲- امروزی بودن:
    فروغ یکی از شهری ترین و روشنفکرترین شاعران شعر نو است. «هم این است که امروزی ترین و شهری ترین شاعر ما فروغ .است با شعری که هیچ نگرش محدود روستائیانه در آن دیده نمیشود حقوقی ۱۳۸۴ (۵۶) او در قیاس نیما و اخوان و سهراب که رگه هایی از گرایشهای محلی و روستایی و قبیله ای در شعرشان دیده میشود کاملاً زندگی یک زن شهری را به نمایش میگذارد. او در محافل روشن فکری شرکت میکند اما از ریاکاری و متظاهر بودن آنها متنفر ما است

    ۳- روایت گری
    یکی از مهمترین هنجارشکنی های زبانی ،فروغ روایی بودن اکثر اشعار اوست. فروغ در خاطرات گذشته ی خود زندگی میکند و با یاد آنها خوش است. از زندگی در حال و آینده هراس دارد تنهایی او را به شدت آزار میدهد و به همین دلیل همواره شاعری
    قصه گو و روایت گر است.

    ۴- مکالمه
    استفاده از گفت وگو در اشعار فروغ به حدی پر رنگ است که میتوان آن را یکی از هنجارگریزیهای شعر او دانست. شاعر با هر چیزی گفت وگو می کند؛ با چهره ی شگفت درونی خود سایه خدا ،گلها ماهیها پرنده ها گاه خود را در جایگاه آنها تصور کرده و با مخاطبان خود سخن میگوید

    ۵- زبان زنانه
    شاید بتوان گفت تنها شاعر زن ایرانی که حقیقتاً از زبان یک زن، شعر سروده است فروغ است. زیرا قبل از او هیچ یک از شاعران زن ایرانی همچون رابعه، مهستی، گنجوی، ژاله قائم مقامی، پروین اعتصامی به دلایل سیاسی و اجتماعی روزگار خود چندان موفق نشده اند احساسات یک زن شاعر را از زبان زنانه نقل .کنند. اگر هم بارقه هایی در پاره ای از آن شعرها دیده میشود بسیار کم فروغ و ناکافی است. در شعر فروغ آواز برهم خوردن ظرفها چرخ خیاطی دستمال کشیدن ،ظروف جدال شاعر در سیاه کاری مطبخ به منظور آشپزی شستن رختها …. همه به چشم میخورد
    و ای سرود ظرفهای مسین در سیاه کاری مطبخ
    و ای ترنم دلگیر چرخ خیاطی
    و ای جدال روز و شب فرشها و جاروها….
    (همان، ۱۳۶۸، ۳۵۵)
    گاه کلماتی هم چون ای وای به و … که بیشتر در زبان زنان به منظور بیان تعجب یا شگفتی رایج است، در اشعار فروغ کاربرد زیادی دارد. به طور کلی می توان گفت شعر فروغ از حیث زبان زنانه در شعر و شاعری نمونه اصلی و بسیار کاملی است.

    هنجارگریزی های فکری

    یکی از مهم ترین هنجارگریزیهای فکری فروغ، سخن گفتن از معشوق مرد است. این موضوع به شکلی دیگر در اشعار برخی از شاعران سبک خراسانی به صورت عشقهای سیاه، یعنی؛ عشق مرد به مرد و در دوره ی مکتب وقوع و واسوخت، به منظور بیان واقعیات عشق و تازه کردن مضامین کهنه شعری وجود دارد اما تفاوت بزرگ آنها با شعر فروغ آن است که هیچ گاه این معشوق مرد از نگاه و زبان یک شاعر زن توصیف نشده بود. فروغ گاه این معشوق را با تمام ویژگیهای جسمانی اش می ستاید و گاه او را به بی وفایی و بی مهری متهم می.کند از مظلومیت زن و محدودیتهای او به تنگ می آید و از جامعه ی مرد سالار به شدت انتقاد کند:
    می گفتم که بانگ هستی خود باشم
    اما دریغ و درد که زن بودم (همان، ۱۳۶۸، ۲۲۷)
    متنفر است از کسانی که زن را به صرف یک کالا یا یک جنس ضعیف و لطیف میبینند که برای سرگرمی و عیش و لذت مردها خلق شده اند.
    میتوان در دستهای چیره یک مرد
    ماده ای زیبا و سالم بود (همان، ۱۳۶۸، ۳۱۸)

    از دیگر هنجارگریزیهای فکری شعر فروغ میتوان به موضوع طلاق و آثار و تبعاتش در خانواده اشاره کرد فروغ در بسیاری از شعرهایش به وضوح یا خفا به دلتنگی هایش برای همسر و فرزندش اشاره کرده است. این تنهایی و دوری و فقر و بدنامی حاصل از آن، چنان فروغ را تحت فشار قرار داد که تا آخر عمر کوتاهش سایه ی یأس و ناامیدی را بر سر زندگی او افکند.
    از نظر گرایشهای دینی و مذهبی اشعار فروغ را میتوان به دو دسته تقسیم کرد. در پاره ای از اشعار همچون دیگر شاعران با خدا راز و نیاز میکند و آروزهایش را به شکلهای کاملاً عاشقانه و زنانه بیان میکند اما آنچه هنجارگریزی مهمی در بعد فکری فروغ به حساب میآید آن دسته از شعرهایی است که گاه رنگ و بویی کفرآمیز به خود می گیرند:
    پیغمبران رسالت ویرانی را
    با خود به قرن ما می آورند این انفجارهای پیاپی
    و ابرهای مسموم
    آیا طنین آیه های مقدس است؟ (همان، ۱۳۶۸، ۴۲۰)

    متاسفانه همین دسته از اشعار در کنار اشعار عشقی و جنسی او باعث شد هم در زمان حیات شاعر و هم پس از آن آماج شدیدترین انتقادات منصفانه و غیر منصفانه قرار گیرد. حقیقت آن است که فروغ زنی بسیار ،جسور گستاخ و بی باک است که به شدت از پنهان کردن افکار یا به تعبیری خودسانسوری متنفر است. غالب این اشعار حاصل نوعی استیصال و کلافگی شاعر در مقاطع مختلف زندگی اوست. حالتی که ممکن است برای هر کسی در طول زندگی اتفاق افتاده باشد حالت عدم رضایت از خداوند و یا حتی عصبانی شدن از او به دلیل ناملایمات روزگار به ویژه در دوران خامی و جوانی که غالباً انسانها در ذهنشان انبوهی از آرزوها و آرمانهای دست نیافته دارند فروغ به هنگام مرگ شاعری بسیار جوان بوده است و نباید انتظار داشته باشیم چیزهایی گفته باشد که بسیاری از شاعران معروف در دوران پیری و پس از سپری کردن خودکامگیهای جوانی بر زبان آورده اند. بنابراین این گونه اشعار دین ستیزانه فروغ را فقط میتوان حاصل نوعی ضعف و نا امیدی و فشارهای روحی فکری و اقتصادی دانست و نمیتوان آنها را به بی اعتقادی او و یا گرایشهای کفرآمیز نسبت داد همان گونه که سنایی نیز اشعاری قلندری در دفاع از شیطان سروده است. حال آن که خود بنیانگذار شعر عرفانی در ادبیات فارسی است.
    با او دلم به مهر و مودت یگانه بود
    سی مرغ عشق را دل من آشیانه بود
    بر درگهم ز جمع فرشته سپاه بود
    عرش مجید، جاه مرا آستانه بود
    در راه من نهاد خود او دام مکر خویش
    آدم میان حلقه ی آن دام دانه بود ….. (سنایی به نقل از اشرف زاده، ۱۳۹۰، ۲۱)

    از دیگر هنجارگریزیهای فکری فروغ میتوان به توجه افراطی و بسیار زیاد او به موضوع مرگ و زوال اشاره کرد. گویا او در تمام دیوانش در جدال با دیو مرگ است اما سرانجام در مییابد که باید در مقابل آن سر تسلیم فرو آورد. یکی از عجیب ترین هنجارگریزیهای فروغ درباهی ،مرگ پیش بینی مرگ آ آمری خود در زمستان است. همچنین رگ آخرین شعری که فروغ سروده است شعر پرنده مردنی است، میباشد.
    کسی مرا به آفتاب
    معرفی نخواهد کرد
    کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد
    پرواز را به خاطر بسپار
    پرنده مردنی است
    (فرخزاد، ۱۳۶۸، ۴۴۲)

     هنجارگریزیهای ادبی

    از آنجایی که فروغ شاعری است روایتگر و قصه گو، زبانی بسیار تصویری و توصیفی دارد. استفادهی وسیع او از انواع تشبیه به ویژه تشبیه مضمر مهمترین هنجارگریزی ادبی شعر اوست. تشبیه مضمر سبب میشود خواننده از مواجههی پی درپی و مستقیم با تشبیههای زیاد خسته و دلزده نشود. در آرایه های بدیعی بیشترین توجه را به انواع تکرار دارد. تکرار واژه ها ترکیبات جمله ها، مصراعها، بندها مفاهیم و تصاویر به منظور ایجاد نوعی موسیقی لفظی و معنوی این تکرارها بیشتر به منظور جبران کاهش موسیقی در دوره ی دوم شعری، یعنی در شعرهای نو نیمایی است که مبتی بر عدم تساوی هجاها و عدم الزام بر آوردن قافیه است. بسامد آرایه های بدیعی در اشعار فروغ چندان چشمگیر نیست. این موضوع به ویژه در دوره ی دوم نموکه بیشتری دارد جهان بینی و نگاه ،واحد معمولاً تنوع آرایه های ادبی را پایین می آورد که البته این نشانه ی کمال شعری اوست.

    از میان آرایه های ادبی بیشترین بسامد متعلق به واج آرایی و سجع و جناس در حوزهی آرایه های لفظی است و در آرایه های بدیع معنوی شاعر توجه خاصی به ایهام دارد. ایهام های فروغ در بسیاری موارد به طور طبیعی و غیر ارادی بر اثر پختگی و کمال زبان شاعری پدید آمده است و غالب تلمیحها ،نیز به داستانهای زنانه، همچون لیلی و مجنون مربوط میشود واج آرایی مانند:
    چگونه میشود به آن کسی که
    صبور سنگین سرگردان
    فرمان ایست داد.
    (همان، ۱۳۶۸، ۳۹۷)
    سجع و ایهام مانند رازی و زاری در بیت زیر:
    پنداشتم که آن زمان رازی است
    در زاری و های های دریا
    (همان، ۱۳۶۸، ۱۱۸)

    “زاری” در ارتباط با واژه “های های” به معنی گریستن است اما معنی بیچارگی را نیز میتواند داشته باشد. در عین حال این دو واژه سجع متوازی و آرایه ی قلب کل نیز دارند. مهمترین هنجارگریزی شعر فروغ در آرایه های ادبی توجه بی نظیر به تضاد در جنبه های مختلف است. بیشک ریشه ی بسیاری از آرایه های ادبی همچون پارادوکس و حس آمیزی و استثناء منقطع تضاد است همچنین اساس بسیاری از طنزهای انتقادی فروغ، تضاد و ناسازی در واژه ها و ترکیبات است.

    فروغ به ویژه در دوره دوم شاعری خود به طنز تلخ و ،انتقادی، توجه زیادی دارد و بیشتر این طنزهای بینظیر و اثر گذار حاصل توجه او به تضادها در ساحتهای مختلف زبان و فکر و عالم بیرون است خون ،طنز چه به اعتبار محتوا و چه به اعتبار شیوه های بیانی، در تار و پود بیشتر اشعار فروغ جریان دارد.» (حقوقی، ۱۳۸۴، ۵۰) فروغ دنیای خواهر کوچکش را این گونه با طنزی تلخ توصیف می کند:
    او در میان خانه ی مصنوعی اش
    با ماهیان قرمز مصنوعی اش
    و در پناه عشق همسر مصنوعی اش و زیر شاخه های درختان سیب مصنوعی اش
    آوازهای مصنوعی میخواند
    و بچه های طبیعی می سازد….
    او
    هر وقت به دیدن ما می آید آبستن است.
    فرخزاد ۱۳۶۸، ۴۲۷
    و این گونه قانونی که از عاطفه بی بهره است را به سخر
    فاتح شدم
    خود را به ثبت رساندم
    خود را به نامی در یک شناسنامه مزین کردم
    و هستیام به یک شماره مشخص شد
    پس زنده باد ۶۷۸ صادره از بخش ۵ تهران
    (همان، ۱۳۶۸، ۳۷۴)

    در پایان باید گفت اگر فروغ یکی از بزرگترین شاعران ادب معاصر فارسی است، بیشک این جایگاه رفیع را مدیون هنجارگریزیهای جسورانه خود در تمام وجوه شعر یعنی فرم و محتوا است.

     نتیجه گیری

    هنجارگریزی اصلی ترین عامل تبدیل زبان به ،شعر تغییر سبکها نو شدن و تکامل شعر است. فروغ در پاره ای از موارد از وزن خارج میشود و اسم آن را اصل گره در وزن گذاشته است. این خروج از وزن به صورت طبیعی رخ میدهد و برای حفظ کیفیت محتوای شعر است بعضی از شعرهای فروغ در دوره دوم در دو وزن سروده شده است. بحرهای ،رمل ،مجتت مضارع و هزج بیشترین بسامد را در هر دو دوره ی شعری فروغ داشته است. چند وزن جدید و نادر نیز حاصل ابتکارات وزنی اوست. واژگان زنانه که قبل از او چندان سابقه ی ورود به دنیای شعر فارسی را نداشته است ،کاربرد ویژه ای در شعر فروغ دارد. فروغ به جای خلق ،ترکیبات کاربرد ترکیبات را در محور همنشینی کلام تغییر میدهد. ترکیبات فروغ دارای عمق و عینیت است. او در ترکیبات حرف نمیزند، بلکه نقاشی میکند. فروغ در عین پرهیز از ،رکاکت از واژه های جنسی و اروتیک برای بیان استفاده میکند.
    صادقانه هیجانات عشقی استفاده می کند. اشعار فروغ کاملاً به شکل بی بدیلی از زبان یک ان زن و نمایشگر تفکرات مشکلات و مظلومیتها و محدودیتهای تاریخی زن ایرانی و شرقی است. در میان آرایه های ادبی از همه بیشتر به تشبیه آن هم از نوع تشبیه مضمر، واج آرایی تضاد و تکرار توجه دارد برای اولین بار چهره ی معشوق در اشعار فروغ به عنوان یک شاعر زن نه تنها مرد است بلکه کاملاً مردانه هم توصیف شده است.

    منابع
    ۱- اشرف زاده، رضا. (۱۳۹۰). آب آتش ،فروز، چاپ یازدهم، تهران، انتشارات جامی
    ۲- الهی، صدرالدین (۱۳۴۵) مصاحبه» با فروغ فرخزاد» مجله سپید و سیاه اسفندص ۴۰ – ۵۰
    ۳- حقوقی، محمد (۱۳۸۴) شعر زمان ما (۴) فروغ فرخزاد چاپ دهم تهران انتشارات نگاه
    ۴- شفیعی کدکنی محمدرضا .(۱۳۷۶). موسیقی ،شعر چاپ پنجم، تهران: انتشارات آگاه.

     

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    Screenshot 20230110 013855 80rf0oKChm7G5GNiisSDELneeyAV6v2R

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat