شعر ماخ اولا نیما یوشیج

شعر ماخ اولا نیما یوشیج

شعر ماخ اولا نیما یوشیج

 

«ماخ اولا» پیکره ی رود بلند

می رود نا معلوم

می خروشد هر دم

می جهاند تن، از سنگ به سنگ،

چون فراری شده ای

(که نمی جوید راه هموار)

می تند سوی نشیب

می شتابد به فراز

می رود بی سامان؛

با شب تیره، چو دیوانه که با دیوانه

رفته دیری است به راهی کاو راست،

بسته با جوی فراوان پیوند

نیست- دیری است- بر او کس نگران

و اوست در کار سراییدن گنگ

و اوفتاده است ز چشم دگرن

بر سر دامن این ویرانه.

با سراییدن گنگ آبش

ز آشنایی «ماخ اولا» راست پیام

وز ره مقصد معلومش حرف است.

می رود لیکن او

به هر آن ره که بر آن می گذرد

همچو بیگانه که بر بیگانه.

می رود نامعلوم

می خروشد هر دم

تاکجاش آبشخور

همچو بیرون شدگان از خانه.

1328

قالب شعر: نیمایی

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

برای مشاهده ی تمام « کتاب های نیما یوشیج » اینجا کلیک کنید

 

شعر ماخ اولا نیما یوشیج
ماخ اولا نیما یوشیج
شعر ماخ اولا
ماخ اولا
ماخ اولا پیکره ی رود بلند
شعر ماخ اولا نیما
کتاب ماخ اولا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *