شعر پدرم نیما یوشیج

شعر پدرم نیما یوشیج

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی

شعر پدرم نیما یوشیج

 

صبحدم کز شعف خنده ی مهر

می جهم من ز بر بستر خود

همه خوابند و بیاسوده به چهر

که من انده زده ام بر در خود

 

می گشایم در از این تنگ مکان

به سوی تازه نسیم جانبخش.

گویی او راست خبرها به زیان،

هر خبر در دل من درمانبخش.

 

من و آن تازه نسیم دلکش

می گشاییم سوی هم آغوش

همچو دو مست، ولی من آتش

او به دل سرد و بیفتاده ز جوش

 

رفته است او ز دل ابر سیاه

از بر قله ی کهسار سفید

جسته ام من، سخنم هست گواه،

از خیالات غم انگیز پلید.

 

آی مهمان من دلخسته

ای نسیم، ای به همه ره پویا

مانده تنها چو من اما رسته

با دگرگونی زبانی گویا.

 

او هم آنسان که تو سرمست و رها

بود با ساحت کوهستان شاد.

همچو تو از همه ی خلق جدا

سیر می کرد به هر سوی آزاد.

 

او هم آن گونه که تو چابک پی

می شد از قله ی ای کوه به زیر

لیک پوینده به پشت سر وی

دو پسر چه دو پسر چست و دلیر.

 

دل ما بود و امید دلجو

چو می آمد به ده آن دلبر ده

تیره شب بود و جهان رفته فرو

در خموشی هراس آور ده.

 

در همه رهگذر دره و دشت

هر چه جز آتش چوپان، خاموش

باد در زمزمه ی سرد به گشت

ده فرو بسته بر این زمزمه، گوش.

 

من مسلح مردی می دیدم

سبلت آویخته، بر دست عصا

نقش لبخندش بر لب هر دم

که می آمد تن خسته سوی ما.

 

مادرم جسته می افروخت چراغ

سایه ای می شد گویی در قیر،

بسته بود اسبی آیا در باغ

یا فرود آمده دیوار به زیر؟

 

تا دم صبح به چشم بیدار

صحبت از زحمت ره بود و سفر

ما همه حلقه زنانش به کنار

او به هر دم به رخ ماش نظر.

 

بود از حالت هر یک جویا

پهلوان وار نشسته به زمین.

مهربان با همه اهل دنیا

سخنانش خوش و گرم و شیرین.

 

او هم آن گونه که تو زود گذر

رفت و بنهاد مرا در غم خود

روی پوشید و سبک کرد سفر

تا بفرسایدم از ماتم خود.

 

من ولی چشم بر این ره بسته

هز زمانیش ز ره می جویم.

تا می آیی تو به سویم خسته

با دل غمزده ام می گویم:

 

کاش می آمد. از این پنجره، من

بانگ می دادمش از دور بیا

با زنم عالیه می گفتم: زن!

پدرم آمده در را بگشا.

 

لاهیجان. بهمن ماه 1318

قالب شعر: چهار پاره

 

در شعر بالا اگر واژه‌ای برایتان غریب آمد، کافی‌ست در قسمت جستجوی سایت بنویسید: «معنی …»

 

مطالب بیشتر در:

نیما یوشیج

اشعار نیما یوشیج

 

 

 

دیدگاه شما برای شعر پدرم نیما

دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر پدرم نیما یوشیج بنویسید.

اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

 

صبحدم کز شعف خنده مهر

نام این شعر نیما یوشیج پدرم است اما در بین مردم به صبحدم کز شعف خنده مهر نیز معروف است.

 

برای ورود به اینستاگرام نیما یوشیج اینجا کلیک کنید

 

پیشنهاد ویژه برای نیما یوشیج:

 

شعر صبح نیما یوشیج

شعر مهتاب نیما یوشیج

شعر نام بعضی نفرات نیما یوشیج

شعرداروگ نیما یوشیج

شعر هست شب نیما یوشیج

 

کتاب‌های نیما یوشیج:

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

یادداشت های روزانه نیما یوشیج

یادداشت های روزانه نیما یوشیج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

chat