شعر نطفه بند دوران نیما یوشیج

شعر نطفه بند دوران نیما یوشیج

شعر نطفه بند دوران نیما یوشیج

 

هر چه در کار خود است

یاسمن ساقش عریان می پیچد

به تن کهنه جدار

و جداری که شکافیده ز هم

می نماید دیوار

و اهرمن رویی

تیرگی بر سر هر تیرگی ای

به هم آوزده یه هم می بندد.

یاس می گوید راهی نیست

بیم می گوید برخیز، اما

نطفه بند دوران

در نهانجاش نهان

به همه می خندد.

*

گرم در کار خود است

همچنان که کاهرمنی

و جدار کهنه

و به ساقش عریان یاسمنی

*

همه در هم می ریزد

می نهد آن که به زیر است به رو

و آنکه به وی می آری سوی زیر

و به هم ریخته ای را به نهانجای که هست

او به هم می آمیزد.

*

یاس می گوید: راهی نیست

بیم می گوید: برخیز

تا رگ و پوست ز نور …*

نه بهم پیوندد

لیک در خنده چو صبح

دل چو دریاش به جوش

پای تا سر همه هوش

به همه می خندد

نطفه بند دوران

در نهانجانش نهان.

28اردیبهشت 1329

قالب شعر: نیمایی

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

برای مشاهده ی تمام « کتاب های نیما یوشیج » اینجا کلیک کنید

 

شعر نطفه بند دوران نیما یوشیج
نطفه بند دوران
شعر نطفه بند دوران
نطفه بند دوران نیما یوشیج
هر چه در کار خود است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *