شعر به آن کسی که در نظر من است نیما یوشیج

شعر به آن کسی که در نظر من است نیما یوشیج

شعر به آن کسی که در نظر من است نیما یوشیج

چند پویی به راه های عناد

چند جویی نشانه های خلاف

کمتر از تیغ نیستم لکن

خیره برنایم از درون غلاف

در میان تا نگیردم بادی

شعله آسا زبان بدارم صاف

هیچ برمایه ام زیان نکنم

که برآرم بلند سرچون کاف

به خموشانه گفتمت بنشین

سرنکوبند مار را به شکاف

شعر را گر زمن بگشت احوال

چه ترا ؟ بوریای خویش توباف

هنر من مراست زاده ، نه من

هنرم را به حرفهای گزاف

چون تو با نفس خویش برنایی

چون برآیی در این بزرگ مصاف

نه همه تیغ گشت جوهر دار

نه هر آهوی راست مشگ به ناف

مرد را دعویش نه سود کند

به عمل کار به شود نه به لاف

به قیاس از وضوح و استشهاد

یا طریق عتاب و استنکاف

لاجرم گر خلاف از ما رفت

بر سر صلح آی و رسم مصاف

ور خلاف از تو زاد یا تو از او

بر میفزای بیشتر به خلاف

سر خود گیر بر میان دو دست

دم خود را به پیش سر چون قاف

ورنه ترسم چنین که توجوشی

بر شود روغنت سوی اکناف

هم برآنگونه از میان بروی

که نیابد کست به استکشاف

قالب شعر: قطعه

برای ورود به اینستاگرام نیما یوشیج اینجا کلیک کنید

 

پیشنهاد ویژه برای نیما یوشیج:

 

شعر صبح نیما یوشیج

شعر مهتاب نیما یوشیج

شعر نام بعضی نفرات نیما یوشیج

شعرداروگ نیما یوشیج

شعر هست شب نیما یوشیج

دیدگاهتان را بنویسید