بایگانی برچسب: و نخواهیم مگس از سرانگشت طبیعت بپرد سهراب

نام این صفحه را و نخواهیم مگس از سرانگشت طبیعت بپرد گذاشته‌ایم. این نام از شعر صدای پای آب اثر سهراب سپهری گرفته شده است. این شعر یکی از زیباترین و دلنشین ترین شعرهای سهراب سپهری است که دربرگیرنده‌ی سطرها و اتفاقات درخشانی‌ست.

چند سطری از شعر:

و نخواهیم مگس از سرانگشت طبیعت بپرد

و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون .

و بدانیم اگر كرم نبود، زندگی چیزی كم داشت .

و اگر خنج نبود، لطمه می‌خورد به قانون درخت .

و اگر مرگ نبود، دست ما در پی چیزی می‌گشت .

همیشه به این فکر کرده ایم که اگر مگس ها و سوسک ها و پشه ها نبودند شاید زندگی ما بهتر بود. اما تا به حال به این موضوع از دیدگاه آن ها نگاه کرده اید؟ از دید یک سوسک نیز اگر انسان ها نبودند قطعا زندگی شیرین تر می شد.

با کلیک بر روی عنوان یا عکس شعر می‌توانید متن کامل شعر صدای پای آب را بخوانید. و همچنین دیدگاه خودتان را در پایان بنویسید، همچنین در صورت تمایل می‌توانید با صدای خودتان شعر را ضبط کنید و برای ما بفرستید تا صدای شما در سایت به شکل عمومی منتشر شود.

با کلیک بر لینک‌های زیر می‌توانید اشعار بیشتری از سهراب سپهری ببینید:

«اشعار سهراب سپهری»

«سهراب سپهری»

شعر صدای پای آب سهراب سپهری

شعر صدای پای آب سهراب سپهری

شعر صدای پای آب سهراب سپهری: اهل كاشانم، روزگارم بد نیست. تكه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی. مادری دارم، بهتر از برگ درخت. دوستانی، بهتر از آب روان . و خدایی كه در این نزدیكی است: لای این شب بوها، پای آن كاج بلند. روی آگاهی آب، روی قانون گیاه. من مسلمانم. قبله[…]

chat