بایگانی برچسب: نیما یوشیج

 

کتاب‌های نیما یوشیج

نامه‌های نیما یوشیج

شعرهای نیما یوشیج

رباعی‌های نیما یوشیج

نیما یوشیج کیست؟

نیما یوشیج بزرگ مرد نو اندیش شعر ایران بر قله بلند و قلعه سترگ ادبیات کهن ایستاده و به سوی مرزهای تجدد و پهنه بی کرانه سخن پارسی در جامه ای نو با شیوه ای نو و ورود به دنیای نو وارد شد، دنیایی به وسعت بی کران معنی که سخن پارسی تا همیشه روزگار وام دار اوست. با بررسی جایگاه انتقاد در اشعار نیما یوشیج و تغییر و تحولات سیاسی و اجتماع و روند تعميق و تأثیر گذاری و ترویج هنر ادبیات پایداری که عرصه آزادی و رهایی اندیشه های انتقاد از جو زمانه و نو آوری هایی در زمینه محتوا و شکل در اشعار نیما یوشیج دیده می شود با بررسی های به عمل آمده عمده انتقاد اجتماعی او تلفیقی از جد، طنز، هجو می باشد. بیشتر شعرهای نیما اجتماعی بوده و بیانگر رنج و درد است که در تار و پود جامعه روستایی ایران وجود دارد، انتقاد به شیوه های متنوع از مسایل اجتماعی از جمله: فقر، بی عدالتی، استبداد، غفلت و بی خبری مردم در شعرش موج می زند.

هیچ چیزی نیست که ناگهان تغییر کند و هیچ نیستی هم نیست که ناگهان عوض شود. | همین طور هیچ شكل از اشکال هنری وجود ندارد که برای نفوذ خود در مردم راه ناگهانی را | پیدا کند. نگاه تو گرایانه لازمه تحول است، لازمه هنر برای هنرمند است و این که درست و به جا | و به موقع صورت پذیرد. نیما این فرزند بحق زمانة خویش، جهان پیرامون عصر خود را با همه زیر و بم هایش درک و بر اساس برداشت های درست از حوزه های ادبیات و اجتماع، حرکتی را | آغاز کرد که مایه تقویت و تحکیم زبان و ادبیات فارسی شد
انقلاب مشروطه یک رویداد عظیم فراموش نشدنی است؛ چرا که همه در این امر مشارکت | داشتند و تحولات زیادی را پشت سر گذاشتند، اشعاری با بن مایه هایی از اعتراض نسبت به این تحول شگرف پیدا شد، طبیعی است هر انقلابی ویژگی ها و خصلت های خاص ادبی خودش را | اقتضا می کند.
نیما شاعر متعهد اجتماعی که با شعرها و سروده هایش بعضا حقايق تلخ اجتماعی را با زبانی نمادین به مردم و اندیشمندان و روشنفکران نمایاند و مسؤولیت و رسالت خطیر شاعری خود را به درستی ایفا کرد و شعر و هنرش را وقف روشنگری واقعیات اجتماعی نموده است. |
شعر نیما از بنیاد مردم دوست و رهایی گراست. موضوع بیشتر اشعار او شرح رنج و بینوایی مردم زحمتکش و مصائب گوناگون آنان مانند فقر، گرسنگی، بیکاری و محرومیت از حقوق طبیعی خویش یا انتقاد از ظلم و بیداد و بهره کشی است. قهرمانان شعر او یا افرادی کارگر و رنجبرند و با هنرمندانی تهی دست و ستمدیده. در هیچ یک از اشعار او ستایشی از شاهی، | امیری، خانی، کارفرمایی، ثروتمندی و سرمایه داری نمی بینیم.
نیما آفریده شده بود تا به ما یاد آور شود که جهان تغییر کرده و دیگر باید طور دیگری دید و طور دیگری شعر گفت پا به پای ادبیات جهانی پیش رفت
شعر نیما گاه به جاد، گاه به طنز، گاه به هجو و گاهی آمیخته از همه این هاست. که به نقد اجتماعی می پذیرد.

در حقیقت نیما شاعر سیاسی است که تغییر را از شعر شروع کرد و آنچه که در بیشتر شعر های سیاسی – اجتماعی نمایان و برجسته است، درونی اوست. گویا عصر سیاهی و پلیدی از میان می رود و مردم از خواب غفلت بیدار می شوند و تحولات عظیمی را بوجود می آورند؟ | بنابر این در شعر نیما نقد اجتماعی موج می زنده به گونه ای که در مفهوم مدرن آن بی سابقه است. مقوله های سه گانه نقد، انتقاد و جامعه ، جزو مفاهیم مدرن به شمار می روند؛ چرا که قیام و اعتراض فرهنگی علیه واقعیت جامعه، تضاد آشتی ناپذیر واقعا دائمی، بین کاربست های اجتماعی و سیاسی و آفرینش فرهنگی پیشرفته، خواه در عرصه فلسفه، هنر با ادبیات، برجسته ترین، گیج کننده ترین و حیرت برانگیز ترین و ظاهرة دائمی ترین ویژگی مدرنیته به شمار می روند «نیما با طرح دغدغه های اجتماعی خود در شعرهایش، راه تازه ای پیش روی مقلدائش در عرصه شعر اجتماعی غیر شعاری گشود. در اوايل مشروطه که اشعاری با مضامین اجتماعی، انتقادی سروده می شد آشکارا جوهر شعری فدای محتوا و مضمون می گشت، اما نیما در عین حفظ تمامی اصول و موازین، با زبانی شاعرانه به انتقاد از اوضاع زمانه خود پرداخت و قسمت اعظم آثار خود را به این امر اختصاص داد بهترین نمونه های این نوع اشعار عبارتند از منظومه های مانلی، کار شب پا، مادری و پسری، بخوان ای همسفر با من و خواب زمستانی» | اخوان ثالث، ۱۳۷۵: ۳۸)
محتوای شعر نیما با درک شرایط جامعه اش شکل گرفته است، با شادی مردم شاد می سراید و با اندوهشان اندوهبار. در زمان نیما جامعه در سراشیبی انحطاط افتاده بود و علت این انحطاط بیش از هر چیز از بی کفایتی حاکمان نشأت می گرفت؛ به همین علت بعضی از اشعار نیما از صیغه سیاسی – اجتماعی برخوردار است. او تند بادهای جامعه اش را شناخته و شلاق ظلم و ستم را بر سر هم وطنانش دیده است. به همین خاطر رسالت شعر خود را در بیدار کردن خفتگان می داند، تا از خواب غفلت بیدار شده و خمبه شب تیره را جمع کنند و به سر منزل آرزوهایش؛ یعنی طلوع صبح پاک پرستاد
نیما یوشیج در تبلور نواندیشی یک انسان گرای تمام عیار است. او اصلالت را به انسان می دهد، و تمامی ارزش ها را با او می سنجد. نیما برای فرد فرد آدمیان موضوعیت اجتماعی در خوری قایل است که در ادبیات ستی ما، اثری از آن نیست. وی این انسان های جزیی را که در سنت ادبی ما اصلا به چشم نمی آمدند، تبدیل به موجوداتی تعميم پذیر و کلی می کند، فرقی نمی کند این انسان، شالی کاری در شالی دار باشند، با کشاورزی در مزرعه مسأله آن است که نیما برای این موجود هویتی ته ملی بلکه جهانی قایل است
اگر تیما نماینده مدرنیته در تاریخ شعر فارسی است، این افتخار را مدیون فضل تقدم خویش نیست بلکه بیشتر مالدیون تقام فضل است. بدین معنی که عمق و ریشه و پی تجدد در شعر او بیشتر و قوی تر است. بسیاری از شاعران قبل و بعد از نیما به خوبی دریافته بودند که باید سقف لگی شعر فارسی را شکافت و طرح توری در انداخت. اما آنکه جرئت و شهامت ورزید و استواری و استقامت به خرج داد و آگاهانه و متفکرانه در این راه گام نهاد تنها نیما یوشیج بود، او با اعتقاد عمیقی که به کار خود داشت و اعتماد به نفس عجیبی که در ذاتش نهفته بود به راه خود ادامه داد و از طعن طاعنان تهراسید؛ چرا که اعتقاد و اعتماد او نه از سر هوس بود و تفتن، بلکه شناخت عمیقی بود که از جهان پیرامون خود داشت.» ( اخوان ثالث، ۱۳۷۵، ۸۶)|
بسیاری از شاعران کهن، در نگرش به عالم بیرون چه در انتخاب مضامین و چه در تعبیر آن به کلی گویی روی آوردند و نگرش کلی دارند. فقدان دید نقادانه نسبت به پدیده های زندگی به علت محدودیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و خط قرمز کشیدن ساختار جامعه گرداگرد بعضی از موضوع ها و امور اجتماعی و سیاسی، اجازه نگرشی باریک پین و تيزنگر و تقاد را به شاعران و نویسندگان نمی داد. دانه گاهی دقیق و پاریکر نسبت به جهان، موجب سست شدن و به شک افتادن بسیاری از دیوارهای محکم سیاسی – اجتماعی می شد؛ در حالی که این امر برای جامعه ای با ساختار بسته امکان پذیر نبوده است.
از رویکرد جدید نیما به خصوص در زمینه تغییر فرم شعر علی رغم مخالفت های تشدی، رهروانی را پیدا کرد، اگر نفوذ تیما را در همین حال، یعنی سوق دادن شعر فه فرم و صورت جدید، در نظر بگیریم، روش های پیشنهادی او گام مهمی به سوی مدرنیته تلقی می گردد؛ زیرا صرف تغییر فرم، در هر صورت به شاعر آزادی بیشتری برای بیان احساسات میدهد
اشعر نیما مثل پروانه ای است که از همان پله ها و کارگاه های ابریشمی مستحکم، لطيف و سودمند قدیم بر آمده است و همه چیزش خلقا وخلقا با گذشته متفاوت است. از این جهت است که او حرکاتی آزادتر دارد در باغهای شعر و خیال او پرواز می کند، نمی خزد و گاهی ممکن است حاصل پروازهای آزاد به سود منادی ایام پیشین نیاشاد: أما مسلما زیباتر است؛ زیرا | آزادی و پرواز از خزیدن و تنیدن زیباتر است . (اخوان ثالث، ۱۳۷۵ : ۳۸)
وقتی سخن از اندیشه های مدرن در شعر نیما می رود نیاید گمان برد که منظور، مسایل و موضوعات مستحدثی است که در سنت ادبی ما سابقه ای نداشته است. بلکه غرض اصلی ما | نشان دادن نگاه مدرن و متجددی است که نیما به مسایل کهنه و نو داشته است. مهم این نیست که «نیما یا هر شاعر دیگری در باره چه موضوعی سخن می گوید، مهم آن است که چگونه و با | چه دید و نگاهی به مسایل می نگرد. اگر این زاویه دید و شیوه نگرش نوین و مدرن بود، آن گاه می توانیم شاعر و گوینده را متصف به صفت نوگرا و متجدد بکنیم؛ وگرنه، بوده اند شاعران متفائم و متأخر نسبت به نیما که مسایل نوینی در شعر خود مطرح کرده اند، لیکن چون دید و نگاه و رهیافت تازه ای به مسایل نداشته و با همان نگاه سنتی به موضوعات مدرن نگریسته اند، در زمره شاعران نو پرداز قرار نمی گیرند نمونه اش بهار و شهریار است که ظاهر سخنشان حتی تازه و مدرن تر از نیماست لیکن نگاهشان و شيوه ورودشان به مسایل تقريبا سنتی است.» | (طهباز، ۱۳۸۱: ۷۷)
اگر روزی روزگاری، نیما شعر سنتی می سراید به دلیل نگاه ستی اوست به هستی، و اگر روزی، قالب و درون مایه سنتی و کلاسیک را به کنار می نهد به علت مدرن اندیشیدن اوست؛ به قول دکتر پورنامداریان «صورت نو برای معانی کهنه نیست و ضرورت بیان معانی نو، روی آوردن به صورت نو و تغییر در اصول ست را ایجاب کرده است. (پور نامداریان، ۱۳۷۷
(۳۱۱

نیما یوشیج

زندگینامه نیما یوشیج

شعرهای نیما یوشیج

رباعی های نیما یوشیج

نامه های نیما یوشیج

نامه های نیما یوشیج

نامه های نیما یوشیج

نامه های نیما یوشیج به همراه نامه های نیما به همسرش عالیه جهانگیر   در این مطلب تنها به بخش کوچکی از نامه های نیما می پردازیم. برای تهیه ی مجموعه ی کاملِ نامه های نیما یوشیج می توانید بر روی عکسِ زیر کلیک کنید:     نامه های نیما، که پرحجم ترین اثر منثور[…]

رباعی های نیما یوشیج

رباعی های نیما یوشیج

رباعی های نیما یوشیج رباعی عاشقانه رباعی در مورد مرگ رباعی اشعار رباعیات نیما یوشیج دیوان رباعیات نیما یوشیج رباعی نیما یوشیج گفتم الف. او گفت الف گفتم با گفتا پس با؟ گفتم تا. گفتا تا. ناموخته باری زالف تا یا گفت: مارا پس تا چه کار دیگر با یا ! 2 دل برد ز[…]

شعر رویا نیما یوشیج

شعر رویا نیما یوشیج

شعر رویا نیما یوشیج   دوش در مستی رویای پریشان چو مرا دیده می خفت و دل اما به نهان می کاوید سود بر لوح جبینم سر انگشتی گرم از ره خواب جهانید مرا همچو امید اندر آن مرحله کاو با دل شب راهش بود گفت شوخی: ز چه می لرزدت اندام چوبید؟ رنج می[…]

شعر در قدح یکی از خوانین خسیس نیما یوشیج

شعر در قدح یکی از خوانین خسیس نیما یوشیج

شعر در قدح یکی از خوانین خسیس نیما یوشیج بزرگوارا اگرخود بزرگ نامده ای چنانکه شاید و باید خدا کند کائی شماره کرده همه داردت بقاعده دهر هرآنچه بر سر این مرتبت بیفزائی شكم بداری فربی و عقل لاغر و خلق اگر تو را نستائید خود تو بستائی زیک قراضه نخیزی اگرچه خون ریزد به[…]

شعر نامه نیما یوشیج

شعر نامه نیما یوشیج

شعر نامه نیما یوشیج   ای دور زدیده من ای ناتل باید که به وجد خط تو خوانم خط تو در آن زمان به من آمد کاندو فسرده بود بنیانم از کشمکش حوادث گیتی سر بود به فکر در گریبانم آمد چو امید گم شده از دل چون طائر پر زده زجانانم می خواست که[…]

شعر در رثا اعتصام الملک نیما یوشیج

شعر در رثا اعتصام الملک نیما یوشیج

شعر در رثا اعتصام الملک نیما یوشیج   ای دریغا رفت یوسف اعتصام آن نکو مرد توانا ، ای دریغ کام افتادش در این ویرانه شهر رخ بپوشانید از ما ، ای دریغ بود عنقایی و سوی قاف شد آن یگانه مرغ عنقا ، ای دریغ قاف تا قاف ار بگردی همچو او کس نخواهی[…]

شعر فکر آن دلگشای زود گذر نیما یوشیج

شعر فکر آن دلگشای زود گذر نیما یوشیج

شعر فکر آن دلگشای زود گذر نیما یوشیج   فکر آن دلگشای زود گذر یاد از آن سرو بوستان بهتر هوش کاین مرکب است تیر گذر نقش پایی که ماند از آن بهتر لذتی بود با گذشته ی عمر آب از این شد اگر روان بهتر بی نشانی بهیمه وار چه سود ؟ خود و[…]

شعر در این رواق مقرنس نمای روی کبود نیما یوشیج

شعر در این رواق مقرنس نمای روی کبود نیما یوشیج

شعر در این رواق مقرنس نمای روی کبود نیما یوشیج   در این رواق مقرنس نمای روی کبود بر آن شدم که ز کار هنر بگیرم سود بگویمت که چه بر سر شدم خیال به کشت سخن برآمد و وقت حصاد کشته درود مرا برفت همه عمر در سر این کار به فکر آنکه مگر[…]

شعر گرچه شد عهد دلم با من و گفت این نکنم نیما یوشیج

شعر گرچه شد عهد دلم با من و گفت این نکنم نیما یوشیج

شعر گرچه شد عهد دلم با من و گفت این نکنم نیما یوشیج   گرچه شد عهد دلم با من و گفت این نکنم نیست یکدم که به دل یاد تو سیمین نکنم چون کنم با غم هجر تو به یاد رخ تو گر تماشای گل و لاله و نسرین نکنم شاخی ار بر شکند[…]

شعر مفسده ی گل نیما یوشیج

شعر مفسده ی گل نیما یوشیج

شعر مفسده ی گل نیما یوشیج   صبح چو انوار سرافکنده زد گل به دم باد وزان خنده زد چهره برافروخت چو اختر به دشت وز در دل ها به فسون می گذشت ز آنچه به هر جای به غمزه ربود بار نخستین دل پروانه بود راه سپارنده ی بالا و پست بست پر و[…]