بایگانی برچسب: معنی شعر جان گرفته سهراب

شعر جان گرفته سهراب سپهری

شعر جان گرفته سهراب سپهری

شعر جان گرفته سهراب سپهری   از هجوم نغمه‌ای بشکافت گور مغز من امشب مرده‌ای را جان به رگ‌ها ریخت پا شد از جا در میان سایه و روشن بانگ زد بر من: مرا پنداشتی مرده و به خاک روزهای رفته بسپرده؟ لیک پندار تو بیهوده‌است: پیکر من مرگ را از خویش می‌راند. سرگذشت من[…]

chat