بایگانی برچسب: مجموعه شعر صدای پای آب

خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهی ست

خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهی ست

خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهی ست   پیشه ام نقاشی است: گاه گاهی قفسی می‌سازم با رنگ، می‌فروشم به شما تا به آواز شقایق كه در آن زندانی است دل تنهایی تان تازه شود . چه خیالی، چه خیالی، … می‌دانم پرده ام بی جان است . خوب می‌دانم، حوض نقاشی من[…]

شعر صدای پای آب سهراب سپهری

شعر صدای پای آب سهراب سپهری

شعر صدای پای آب سهراب سپهری: اهل كاشانم، روزگارم بد نیست. تكه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی. مادری دارم، بهتر از برگ درخت. دوستانی، بهتر از آب روان . و خدایی كه در این نزدیكی است: لای این شب بوها، پای آن كاج بلند. روی آگاهی آب، روی قانون گیاه. من مسلمانم. قبله[…]

chat