بایگانی برچسب: مجموعه شعر دیوار

ترس

شعر ترس فروغ فرخزاد

شعر ترس فروغ فرخزاد   شب تیره و ره دراز و من حیران فانوس گرفته او به راه من بر شعلهٔ بی شکیب فانوسش وحشت زده می دود نگاه من بر ما چه گذشت ؟ کس چه می داند در بستر سبزه های تر دامان گویی که لبش به گردنم آویخت الماس هزار بوسهٔ سوزان[…]

تشنه

شعر تشنه فروغ فرخزاد

شعر تشنه فروغ فرخزاد   من گلی بودم در رگ هر برگ لرزانم خزیده عطر بس افسون در شبی تاریک روییدم تشنه لب بر ساحل کارون بر تنم تنها شراب شبنم خورشید می لغزید یا لب سوزندهٔ مردی که با چشمان خاموشش سرزنش می کرد دستی را که از هر شاخهٔ سر سبز غنچهٔ نشکفته[…]

قهر

شعر قهر فروغ فرخزاد

شعر قهر فروغ فرخزاد   نگه دگر به سوی من چه می کنی ؟ چو در بر رقیب من نشسته ای به حیرتم که بعد از آن فربیها تو هم پی فریب من نشسته ای به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا که جام خود به جام دیگری زدی چو فال حافظ آن میانه[…]

ستیزه

شعر ستیزه فروغ فرخزاد

شعر ستیزه فروغ فرخزاد   شب چو ماه آسمان پر راز گرد خود آهسته می پیچد حریر راز او چو مرغی خسته از پرواز می نشیند بر درخت خشک پندارم شاخه ها از شوق می لرزند در رگ خاموششان آهسته می جوشد خون یادی دور زندگی سر می کشد چون لاله ای وحشی از شکاف[…]

دیوار

شعر دیوار فروغ فرخزاد

شعر دیوار فروغ فرخزاد   در گذشت پر شتاب لحظه های سرد چشمهای وحشی تو در سکوت خویش گرد من دیوار می سازد می گریزم از تو در بیراهه های راه تا ببینم دشتها را در غبار ماه تا بشویم تن به آب چشمه های نور در مه رنگین صبح گرم تابستان پر کنم دامان[…]

پاسخ

شعر پاسخ فروغ فرخزاد

شعر پاسخ فروغ فرخزاد   بر روی ما نگاه خدا خنده می زند هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم پیشانی از داغ گناهی سیه شود بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا نام خدا نبردن از آن به[…]

ش

شعر شکوفه ی اندوه فروغ فرخزاد

شعر شکوفه ی اندوه فروغ فرخزاد   شادم که در شرار تو می سوزم شادم که در خیال تو می گریم شادم که بعد وصل تو باز اینسان در عشق بی زوال تو می گریم پنداشتی که چون ز تو بگسستم دیگر مرا خیال تو در سر نیست اما چه گویمت که جز این آتش[…]

شکست نیاز

شعر شکست نیاز فروغ فرخزاد

شعر شکست نیاز فروغ فرخزاد   آتشی بود و فسرد رشته ای بود و گسست دل چو از بند تو رست جام ِجادویی اندوه شکست آمدم تا به تو آویزم لیک دیدم که تو آن شاخهٔ بی برگی لیک دیدم که تو بر چهرهٔ امیدم خندهٔ مرگی وه چه شیرینست بر سر گور تو ای[…]

قصه ی شب

شعر قصه ای در شب فروغ فرخزاد

شعر قصه ای در شب فروغ فرخزاد   چون نگهبانی که در کف مشعلی دارد می خرامد شب در میان شهر خواب آلود خانه ها با روشنایی های رویایی یک به یک در گیر و دار بوسهٔ بدرود ناودانها ناله ها سر داده در ظلمت در خروش از ضربه های دلکش باران می خزد بر[…]

اندوه تنهایی

شعر اندوه تنهایی فروغ فرخزاد

شعر اندوه تنهایی فروغ فرخزاد   پشت شیشه برف می بارد پشت شیشه برف می بارد در سکوت سینه ام دستی دانهٔ اندوه میکارد مو سپید آخر شدی ای برف تا سرانجامم چنین دیدی در دلم باریدی … ای افسوس بر سر گورم نباریدی چون نهالی سست می لرزد روحم از سرمای تنهایی می خزد[…]

شوق

شعر شوق فروغ فرخزاد

شعر شوق فروغ فرخزاد   یاد داری که زمن خنده کنان پرسیدی چه ره آورد سفر دارم از این راه دراز ؟ چهره ام را بنگر تا به تو پاسخ گوید اشک شوقی که فرو خفته به چشمان نیاز چه ره آورد سفر دارم ای مایهٔ عمر؟ سینه ای سوخته در حسرت یک عشق محال[…]

موج

شعر موج فروغ فرخزاد

شعر موج فروغ فرخزاد تو در چشم من همچو موجی خروشنده و سرکش و ناشکیباکه هر لحظه ات می کشاند به سویی نسیم هزار آرزوی فریبا تو موجی تو موجی و دریای حسرت مکانت پریشانِ رنگین افقهای فردا نگاه مه آلودهٔ دیدگانت تو دائم به خود در ستیزی تو هرگز نداری سکونی تو دائم ز[…]

یاد یک روز

شعر یاد یک روز فروغ فرخزاد

شعر یاد یک روز فروغ فرخزاد خفته بودیم و شعاع آفتاب بر سراپامان به نرمی می خزیدروی کاشی های ایوان دست نور سایه هامان را شتابان می کشید موج رنگین افق پایان نداشت آسمان از عطر روز آکنده بود گرد ما گویی حریر ابرها پرده ای نیلوفری افکنده بود (دوستت دارم) خموش و خسته جان[…]

اعتراف

شعر اعتراف فروغ فرخزاد

شعر اعتراف فروغ فرخزاد   تا نهان سازم از تو بار دگر راز این خاطر پریشان را می کشم بر نگاه ناز آلود نرم و سنگین حجاب مژگان را دل گرفتار خواهشی جانسوز از خدا راه چاره می جویم پارساوار در برابر تو سخن از زهد و توبه می گویم آه … هرگز گمان مبر[…]

بر گور لیلی

شعر بر گور لیلی فروغ فرخزاد

شعر بر گور لیلی فروغ فرخزاد   آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز آخر مرا شناختی ای چشم آشنا چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو من هستم آن عروس خیالات دیر پا چشم منست اینکه در او خیره مانده ای لیلی که بود ؟ قصهٔ چشم سیاه چیست ؟[…]

chat