مقایسه-محتوایی-اشعار-غنایی-سه-شاعر-زن-و-مرد-معاصر

مقایسه محتوایی اشعار غنایی سه شاعر زن و مرد معاصر

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • مقایسه محتوایی اشعار غنایی سه شاعر زن و مرد معاصر؛ پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، طاهره صفار زاده ،ملک الشعرای بهار، سهراب سپهری و علی موسوی گرمارودی: تأثیر زنان در پایه گذاری پیشرفته و تحولات شعر فارسی این مهمترین جلوه ادبی زبان فارسی را نمی توان نادیده گرفت، هم اکنون زن ایرانی امتیازات چشمگیری به دست آورده و از اعتبار و موقعیتی بسیار ممتازتر از گذشته برخوردار گردیده است و تقریباً همدوش و همراه مرد ایرانی در مراکز علمی فرهنگی هنری ،اقتصادی سیاسی و حتی گاه نظامی حضوری فعال دارد. تأثیر اصلی و بزرگ زنان در ادبیات بیشتر در عرصه شعر بوده است. در این مقاله با بررسی شعر زنان پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد طاهره صفارزاده که هر کدام تقریباً به دوره ای از تحولات اجتماعی ایران تعلق ،دارند به وجوه افتراق و اشتراک آنان با شعر مردان معاصرشان محمدتقی بهار، سهراب سپهری علی موسوی گرمارودی پرداخته و از بررسی این مقایسه به سطح فکری شعر شاعران مرد می پردازیم.
    آنچه در این بررسی به عنوان مشخصه اصلی شعر این ۳ بانوی شاعر می توان یافت عبارتند از : گریز به گذشته و کودکی، رضایت نسبی از زن بودن خود حضور بارز رنگها فضاها و اشیاء خانگی در شعر اشاره به دردهای اجتماعی، بیان مشکلات خانوادگی زنان ، کودکان و بیان مسایل سیاسی اجتماعی و فرهنگی بطور تلویحی و از مشخصه بارز اشعار بانوان وقار و ملایمت است و و بندرت از واژههای رکیک و خشن استفاده می نمایند.
    ز و آنچه به عنوان مشخصه اصلی اشعار شاعران مرد دیده میشود؛ نقش عقل و عاقبت اندیشی بی پروایی در کلام پرداختن به مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ، سردودن اشعار رزمی، ملی و حماسه سرایی می باشد.
    از آنجائیکه زنان به عنوان کانون محبت و عاطفه هستند شعر آنان نیز به خاطر رقـت احساسات عاطفی و نقش عقل و عاقبت اندیشی معمولاً کم رنگ تر از اشعار مردان است.
    صرف نظر از تفاوت شعر زن با شعر مرد در احساسات خاصی مثلاً احساسات ملی گرایانه، مذهبی، اعتقادی و … ويـا بعـد من روانشناختی خوشبین یا بدبین بودن تلقی و درک متفاوت دو جنس به مسائلی از قبیل ،مرگ زندگی ،عشق، صلح و جنگ توان به یک وجه اشتراک مهم در اشعار مرد و زن معاصر رسید و آن واقع گرا برون گرا بودن می باشد. .
    وجه تمایز تصویری و عاطفی شعر زنان با مردان چه جنبه ها و ابعادی شعر زنان را از شعر مردان جدا میسازد و آیا این ابعاد در شعر شاعر زن فارسی در تمام دوره ها دیده میشود یا خیر؟ آنچه میتوان به طور کلی به آن اشاره کرد آزادی عمل بیشتر مردان به طرح عینی تر مسائل اجتماعی و سیاسی میباشد به طوری که بهار در ثبت رویدادهای تاریخی ، اجتماعی و سیاسی و علی موسوی گرمارودی نیز به مسائل اجتماعی، سیاسی و مذهبی توجه تام و تمام دارد و در این میان سهراب درون گرایی اختیار کرده است و گاه مورد انتقاد معاصرینش نیز قرار می گیرد.
    حقیقت مطلب این است که در موضوعات شعری از قبیل ،وصف مدح پند و اندرز شباهتهای زیادی بین شاعران زن با شاعران مرد دیده می شود؛ این شباهت ممکن است به خاطر تقلیدی بودن شعر زنان و یا اصلاً به خاطر ویژگی و خصوصیات خود این موضوعات باشد که تصویر و زبان و لحن و عاطفه مشابهی را میطلبد زن از بین رشته های مختلف ادبی فقط در قسمتهای مکاتبه، غزلسرایی و رمان نویسی توانسته است به کمال هنرنمایی کند و در قسمت درام نویسی انتقاد ،ادبی مقاله نویسی و سرودن اشعار رزمی و هجایی ابداً نام مهمی از خود باقی نگذاشته است. زیرا همین صور ادبی هستند که احساسات شخصی انسان را نمایان می سازند و قسمت عمده زندگانی زن هم آمیخته به عشق و نتیجه احساسات است.

    اما آیا عواطف مخصوص زنان در شعر فارسی انعکاس روشنی دارد؟ برای پاسخگویی به این سؤال بهتر است ابتدا به معنای عاطفه نظری بیفکنیم منظور از عاطفه اندوه یا حالت حماسی یا اعجابی است که شاعر از رویداد حادثه ای در خویش احساس میکند و از خواننده یا شنونده میخواهد که با وی در این احساس شرکت داشته باشد نمی توان به یقین پذیرفت که امکان آن باشد که هنرمندی حالتی عاطفی را به خواننده خویش منتقل کند بی آنکه خود آن حالت را در جان خویش احساس کرده باشد. به استناد به همین موضوع مطلب را پی می گیریم و در بخشهای بعدی به اجمال تفاوت های شعری زن و مرد را بیان خواهیم نمود.

    نویسندگان: سید حسن طباطبایی، زهرا استادزاده

    از آرشیو مطالب نیز دیدن کنید:

    نقد ادبی فروغ فرخزاد سهراب سپهری

    مقایسه محتوایی اشعار غنایی سه شاعر زن و مرد معاصر؛ پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، طاهره صفار زاده ،ملک الشعرای بهار، سهراب سپهری و علی موسوی گرمارودی:

    پروین اعتصامی

    از آن جا که تاریخچه زندگی پروین در این مقاله نمی گنجد لذا روند اصلی موضوعی را که همان محتوا و بنمایه اشعار او از لحاظ فکری است دنبال میکنیم:

    پروین معلم اخلاق و صفاست و برای همه انسانها ،صلح رفاه و آسایش می طلبد و در قالبهای کهن شعر می سراید و به آرمانهایش وقادار می ماند اشعار او محکم پربار و سرشار از تشبیهات و استعارات زیبا است وی در سرودن انواع قالبهای شعری توانا است ولی قطعات قصاید و مناظرات وی بسیار جذاب و پر مغز است. وی تمثیل و مناظره را اغلب با هم و استادانه بکار می برد و شعرش در این گونه موارد سهل و ممتنع است. وی تحت تأثیر از فضای اطراف خود و حضور الگوی برجسته ی چون پدرش اصولاً بــه مــردان فکر نمی کرده است و در خلوت خویش به دنبال مردی آرمانی می گشته که دارای تمام خصال انسانی و عملی باشد. با مطالعه اشعارش او را چون مسافری میبینیم که عازم رفتن به سوی مدینه فاضله است و با مهربانی به دیگران توصیه می کند که بدی ها را از خود بزدایند.

    پروین در قطعات ،خود مهر مادری و لطافت روح خویش را از زبان ،طیور از زبان مادران ،فقیر از زبان بیچارگان بیان می کند. گاه مادری دلسوز و غمگسار است و گاه در اسرار زندگی یا ملای روم و عطار و جامی مقامی دارد. او بیشتر نگران وظایف مادری است وقتی از اندیشهها خسته میشود بیاد لطف خدا میافتد و قطعه لطف حق را مردانه میسراید و خواننده را با حقایق و افکاری بالاتر آشنا می سازد و در همان حال نیز از وظیفه مادریش دست بر نمیدارد و باز هم مادری است نگران ،نفس اهریمن را که روح آریایی با آن وجود دوزخی کینه دارد همه جا در کمین جان پاک آدمی میداند تشکیل خانواده مهربان و سعادت آرام و بی سر و صدا را نتیجه ی حیات میپندارد.

    پروین زنی مطیع و فرمانبردار و عفیف و پاک و صمیمی است ولی در عین حال سخت دربند دوگانگی خیر و شر، قوی و ضعیف، غنی و فقیر و پادشاه و گداست. تخیلش از طریق زبان اشیاء و حیوانات کار می.کند ولی هرگز به در هم ریختن یادهای مختلف حافظه و از میان برداشتن دیوارهای زمانی و مکانی ،یادها توجهی ندارد. شعرش هیجان انگیز پرشور و حال، اعجاب انگیز و تکان دهنده نیست.
    یکی از بارزترین ویژگیهای اشعار دیوان او این است که در آنها خبری از مسائل عیاشی و عاشقانه که شعر فارسی سرشار از آن است،نیست، او بیشتر به این مسائل پرداخته که به هم میهنان خود یاد بدهد تا به چه صورت یک زندگی پاک و عاقلانه و سعادتمندی را دنبال کنند. اشعار او بیشتر تعلیمی است.

    مدار اندیشه پروین بر کار و کوشش مذهب رنج و غم مردم می چرخد هر چند که به اقتضای روح لطیف و خواهرانه ای که داشته و چه اقتضای زمان، به سیاست و مسائل جاری آن نپرداخته است و قلمرو شعری او به مکان زمان و حوادث خاصی محدود نیست. پروین در اشعارش چند باری بیشتر به عشق اشاره نکرده لکن نه آن عشقی که در مکتب لیلی و مجنون درس میدادند. عشقی که جور یار و زردی رخسار و … آن نبود منظور شاعر عشق الهی و به دور از عشقهای مادی است به همین سبب در هیچ کجای آن شعری که مصاحبت مردی در آن آرزو شده باشد نمیبینیم و این آرزوها برای پرنده و چرنده این دفتر هم مفهومی ندارد. کتاب عشق را جز یک ورق نیست در آن ،هم نکته ای جز نام حق نیست.
    پروین در اشعار خود زن را فرشته میداند و این بهترین و لطیف ترین و آسمانی ترین تعبیری ست که تنها یک زن پاک طینت مهربان و خوش قلب می تواند به سایر بانوان نسبت دهد در شعر او انواع اشیاء خاص زنانه بکار رفته و بواسطه زن بودن به کودکان و حتی پرندگان و گلهای رنگا رنگ اشاره داشته است.
    وی حقوق زن و مرد را یکسان میداند در حالی که اکثر شاعران مرد این حق را یکسان بیان نکرده اند را یکسان بیان کرده اند.
    چه زن چه مرد کسی شد بزرگ و کامروا که داشت میوه ای از باغ ،علم در دامانو یا در قطعه نهال آرزو تفاوت میان زن و مرد را در دانستن میداند:
    به هر که دختر بداند قدر علم آموختن
    تا نگوید کس پس هشیار و دختر کودن است

    از جهت محتوا اشعار پروین به صورت زیر دسته بندی و ارائه میشود:
    با مطالعه دیوان پروین میتوان گفت اشعار او با اینکه در یک سطح قرار دارند و روایی هستند اما محکم پربار و مشخون از تشبیهات و استعارات زیباست و تنها با حضور شعر گره گشای”، ” لطف حق”، ” طوطی و شکر و فرشته انس” می توانیم او را شاعری واقعی و توانا مردمی و در آشنا و دارای پشتوانه ادبی غنی بنامیم موضوع تمام قصاید پروین پند و اندرزهای اخلاقی اعراض از دنیا هوشیاری در مقابل فریبکاری ،جهان زودگذر بودن عمر نکوهش تن و در مقابل آن تجلیل از روح و روان و عقل و فضل و هنر میباشد و در همه اینها پروین مانند حکیمی پیر و با تجربه به خواننده اشعار خود گفتگو میکند. او معلم اخلاقی است که تا هرجا که بتواند بشیر و نذیر است:
    اگر بر دامن کیوان نشستیم
    چو خیر کس نمی خواهیم پستیم
    خوش ان کو گمرهی را جستجو کرد
    به نیکی پارگی ها را رفو کرد (دیوان غرور نیکبختان”، ص ۲۰۴

    در قسمت قطعات تمثیلی هم پیام پروین به این صورت است داشتن قدرت، شناخت ارزشها یکرنگی با دیگران و دوری از نفاق و بدگویی نسبت به دیگران دوری از دنیا و دستگیری از فقراء
    دانی که سزد صفت پاکی
    آن کو وجود پاک نیالاید نیالاید…
    بر مال و جاه خویش نیفزاید
    تا دیگران گرسته و مسکینند
    (دیوان – صص ۳۷-۳۸)

    در قسمت مثنویها هم این پیامها به چشم میخورد رعایت حقوق دیگران و کمک به ناتوان وقت ،شناسی و تجلیل از علم و هنر دانش برای وی بسیار ارزشمند است:
    دانش چو گوهریست که عمرش بود بها
    باید گران خرید که ارزان نمی شود
    (دیوان – ص ۳۶)

    در تنها غزل دیوان نیز با اینکه دارای مضمونی اجتماعی است بلافاصله بعد از چند بیت به مطالبی چون پند و اندرز و یا کشتن و درو برخورد میکنیم. به تدریج در اشعار پروین آثار مناشقات اجتماعی و عدم هماهنگی بین ثروت و فقر به چشم میخورد.
    دیده ام رنگی ندید از رخت نو
    سیر یک نوبت نخوردم نان جو
    ای ترازو گر ترازوی خداست
    این کژی و نادرستی از کجاست؟
    از مسایل قابل توجه در مورد اشعار پروین این است که مضامین عاشقانه در اشعار نمودی آنچنانی ندارد و اگر از یک غزل آن هم در آغازین و نیز ابیات آغازین و گذرای ۲ تا ۳ قطعه بگذریم که اشارتی گذرا به مسایل عاشقانه دارد دیگر هیچ نشانی از این موضوع در شعر پروین دیده نمیشود.

    قضاوت درباره اینکه آیا عواطف عمیق زنانه پرورش در اشعارش منعکس شده است یا خیر، مشکل است؛ زیرا اگر هر عنصر کلامی را ملاک انعکاس عواطف شاعر در شعرش بدانیم باید اذعان کنیم بسیاری از عناصر کلامی که نشانگر روح زنانگی یک شاعر باشند، از قبیل: نخ ،سوزن ،ماش عدس و در شعر پروین وارد شده است از طرف دیگر بعضی نشانههای معنایی هم دیده می شوند که نشانگر روح زنانه و عاطفه مادرانه اوست نظیر درد و اندوههایی که از زبان دختران یتیم بیان میدارد و یا صحنه های گفتگو و مراقبتی از حیوان به عنوان مادر به نمایش میگذارد اما اگر تمام جنبههای عاطفی انسان را ملاک قرار دهیم باید بگوییم در انعکاس عواطف خود ناتوان است و عاطفه عمیق زنانه شاعر در شعرش منعکس نشده است فقط به صورت غیر شخصی عاطفه مادری آن هم در هیأت دیگران و گذرا دیده میشود عاطفه ای که هیچگاه خود شاعر آن را تجربه نکرد.

    دایره لغات اشعار پروین متوسط است و در دیوان او به لغات تکراری، به کرات برخورد میکنیم. اما باید بدانیم که این تکرار حاکی از نظام خاص فکری اوست. پروین و بهار اگر بخواهیم قیاسی داشته باشیم به شاعران مرد زمان پروین ملک الشعرای بهار بهترین انتخاب است. شعر ملک الشعرا در عین دوری از هرگونه تکلف و تصنع زیباست و در عین زیبایی رسا و روان فصیح، معانی تازه و تشبیهات بدیع و توصیفات عالی و تمام، با استعمال الفاظ اصیل و فصیح و ترکیبات صحیح از مختصات شعری اوست. شـعـر بهــار بـیـان و قالب شعر گذشتگان را دارد اما در معنی و لفظ او نوآوریهای ارزنده یی هست که روشن بینی او را در مسائل سیاسی و اجتماعی می نمایـد بـه قالب نوگرایشی محدود یافت و گاه شعر خود را با پیکره چهارپاره های امروز پدید آورده است. شعر او را از نظر موضوع میتوان به سیاسی و انقلابی و اجتماعی و انتقادی و ادبیات شورانگیز عاشقانه تقسیم کرد.

    اشعار زیادی از ملک الشعرا به این امر اختصاص داده شده است اما در دیوان پروین از این گونه اشعار مذهبی خبری نیست.
    زهرا آن اختر سپهر رسالت کاو را فرمانبرند ثابت و سیار
    فاطمه فرخنده ماه یازده سرور آن بدو گیتی پدرش سید و سالار

    پند و اندرز به پادشاهان و حکام وقت
    در ترکیب بند آئینه عبرت به یکی از این نمونههای بسیار مهم و جالب توجه کرده است پروین نیز چون بهار عمل کرده با این تفاوت که او به صورت تمثیل و حکایت پادشاهان را به باد انتقاد می گیرد و یا پند و اندرز میدهد.

    توصیف فصلهای سال
    توصیف فصلهای سال و جلوههای گوناگون ،طبیعت یکی دیگر از موضوعهای مکرر در دیوان بهار است در حالیکه در دیوان پروین به توصیف فصلها و طبیعت کم پرداخته شده است قدرت خارق العاده پروین در شرح عواطف قلب و عوالم معنی است و هر جا کـه بـه وصف منظره ای طبیعی پرداخته ضعف تخیل و فقد دید زیباشناسی خود را آشکار کرده است.

    شعرهای سیاسی و انقلابی
    از موضوعات مهم دیگر دیوان بهار است اما پروین که ۲۰ سال دوران خلاقیت شاعرانه او دقیقاً همان بیست سال فرمانروایی رضاشاه بود که در طی آن حق آزادی سخن پایمال گشت لذا جبراً از صحنه سیاست و اجتماع کشور بر کنار گشته است. هر چند که از طرفی خود زنان تمایل به عنوان کردن مسائل سیاسی نداشتن از طرف دیگر نیر محیط اجتماعی ایران نیز برای شکوفایی استعداد زنی جوان مانند پروین که با تربیتی سنتی بزرگ شده بود چندان سازگاری نداشت.

     شعرهای عاشقانه
    اشعار عاشقانه در شعر بهار زیاد است اکثر غزلها و تغزلها او رنگ و بویی اینچنین دارد اما در دیوان پروین یک غزل و چند غزل گونه وجود دارد و به قول مرحوم بهار چون غزل سازی ملایم طبع پروین نبوده آن پنج شش غزل را باید قصاید کوتاه خواند.»

    مفاخره
    اکثر شاعران از قدیم تا امروز گاهی با دواعی و علل متفاوت شعر خود را با الفاظ و تعبیراتی ستوده اند که گاهی بجا و در خور پایگاه بلندشان در سخنرایی است و گاهی نیز به لاف و گزاف مدعیان کم مقدار نزدیکتر است. پروین فقط در یک قطعه شعری که برای سنگ مزار خود ساخته یعنی می خواسته پس از مرگش دیده شود خود را اختر چرخ ادب نامیده است. اما بهار، در اشعار متعدد، شعر و علم و اندیشه خویش را می ستاید البته نا گفته نماند هر جا از عظمت مقام و شهرت جهانگیر خویش یاد میکند در مقابله با سعادت، غمازان و حسد حاسدان بر میخیزد:
    ز شعر قدر و بها یافتند اگر شعرا
    منم که شعر ز من یافته است قدر و بها

    فروغ فرخزاد

    فروغ در اوان جوانی سه مجموعه شعر به جامعه ادبی عرضه کرد که باعث جنجال شدید طرفداران عفت بود و تا پیش از این هیچ زنی مستقیماً از عشق جسمانی و زمینی سخن نگفته بود اگر هم در شعر زنان ردپای مردی را می بینیم شاعر معشوق را تـا حـد خداوند بالا برده طوری که تشخست ممدوح برای خواننده ممکن نیست بنا به گفته براهنی وی بنیان گذار شعر مونث معاصر فارسی است، یعنی اولین زنی است که مخاطب او در اشعارش مرد بود.
    فروغ فرخزاد در سه کتاب اولش اسیر، دیوان، عصیان بیشتر هوسهای زنانه را به نظم میکشید دیوار دومین اثر وی وضعی را می رساند که شخص میخواهد تمام محدودیتهای شنتی را در هم شکند چرا که خود را در دنیایی از خود بیگانگی در می یابد که دور و برش را دیواری حصار کرده است. در سومین اثرش (عصیان) ساده ترین و عمیقترین مضمون کشف شده هویت انسانی هویت شیطانی را و مسأله بنیادی فلسفی اختیار و اجبار را عرضه کرده است. به گفته ی رضا براهنی او در این شعرها شاعر نیست بلکه ناظمی اجتماعی است که دنبال آزادی زن است با احساساتی که لازمه این طور فکر هست ولی فروغ بعدها این نوع آزادی خواهی را درون نوع نوشته های فروغ بسامد برخی واژه ها و کاربرد آن در دید اول هر مخاطبی را بر آن می دارد که این احتمال را بدهد که شاعر این زن است، زنی که در چهار دیوار اسارت خانگی در برابر سنتها و اخلاقیات معمول خانوادگی می ایستد و با جسارتی که خاص اوست، تنها احساسات و تمایلات غریزی خود را بر ملا میسازد که میتوان گفت هم از نظر تصویر و هم از لحاظ فکر و قطعات محتوا، خاص اوست. فکر و محتوا در سه کتاب اول از چهارچوب (من) زنی که درگیر با مسائل سطحی و ظاهری و پیش پا افتاده است فراتر نمی رود. او به هیچ مسأله ای عمیقاً نگاه نمی کند و نمی اندیشد. او چون گزارشگر پرشتایی می ماند که عواطف و احساسات ابتدایی خویش را بـه سرعت و به راحتی منعکس میکند و در ابراز این احساسات ،سطحی بی پرده و بی پروا سخن میراند (مثلاً شعر شب هوس” از دفتر اسیر”)
    شاید سادگی شعر فروغ از این سرچشمه میگیرد که بین تجربیات روزمره زندگی و چیزی که او به صورت شعر در می آورد فاصله ای وجود ندارد.
    بیان احساسات تند عاشقانه گله از معشوق و سختیهای عشق اشعاری خطاب به پسر یا شوهر ارائه تصویری از خانه ای متروک و بی رونق که خانه خود شاعر بعد از طلاق است و نیز سطح گونه هایی که نوعی عصیان و سرکشی در مقابل جامعه است از جمله محتواهای سه کتاب دوره اول شاعری فروغ است .

    محتوای کتابهای دوره دوم عبارت است از احساس ،مرگ احساس تاریکی و شب اضطراب و پریشانی و عدم رابطه با دیگران و تلاش برای ایجاد این رابطه یادآوریهای دوران کودکی و آرزوی آمدن آن به خاطر صمیمیتی که در آن بود.
    در مجموعه ی تولدی دیگر ، شاعری نسبتاً پخته و اندیشمند است که حتی دیگر در قید و بند ردیف و قافیه نیست وی در تولدی دیگر در صدد شناسایی خویشتن است

    سهراب سپهری و فروغ فرخزاد

    زبان شعری سپهری و فرخزاد به زبان گفتار و تخاطب نزدیک است وزن طبیعی و ساده اشعار نیز از خصوصیات مشترک شعری این دو می باشد. هر دو از کلمات و ترکیبات خاص خود استفاده میکنند همچنین در هنگام سرودن اشعارشان بیان تصویری ارائه دهند و از رمزها و سمیلهای و کنایه های ویژه ی خود استفاده کنند؟ سپهری و فرخزاد در بیان حالات و شدت احساسات تقریباً چون یکدیگر هستند با این تفاوت که «فرخزاد» در بیان خواسته ها، آرزو و احساسات شخصی خویش بی پروا و بدون هیچگونه ملاحظه ای سخن میگوید (مخصوصاً در سه کتاب دوره اول).

    ولی سپهری بندرت تمایلات و خواسته هایش را ابراز می.کند. او به بیان نفسانیات صرفاً اکتفا نمی کند و تجربـه خـود را بـه عــالم نفسانی منحصر تمی.کند او به مرز جدیدی از صمیمیت شاعرانه دست یافته است که در آن تصاویر شعریش، زلال، روشن، پاک و پر اشراق جلوه می کنند و گوئی قداست خاصی بر فضای شعر او حاکم است که او را از اندیشیدن به علائق و پسندهایش بـه جهـان مادی باز میدارد.

    سپهری شاعری است که از دوره ابتدایی شعرش تا دوره جستجو و از آن دوره تا دوره یافتن خط فکری مشخص و زبان شعری مختص که حتی بی امضاء هم شناخته میشود جهانی آرمانی را میجوید جهانی که در آن «عشق» پیدا باشد «دوستی» پیدا باشد و «کلمه»، «آب» «عکس» اشیا و آب سمت مرطوب حیات و شرق اندوه نهاد بشری پیدا باشد.

    اما همانطور که گفته شد فرخزاد مسائل اجتماعی و سیاسی زمان خود را درک میکند و به صور گوناگون در اشعارش منعکس می سازد ولی سپهری تا ،آخر جهان آرمانی و ذهنی خود را حفظ می.کند و از جریانهای اجتماعی سیاسی زمان دور می ماند. و اگر احياناً چشمش به «قطاری» می افتد که «سیاست» را می برد آن را خــــــالـی مــــــی بـیـــــــد من قطاری دیدم که سیاست می برد و چـــه خـــــالـی مـــــی رفـــــت (صدای پای آب صفحه ۲۷۹) طبیعت ستایی یکی دیگر از ویژگیهای شعر سهراب است، از آنجائیکه پیشه شاعر نقاشی است حساسیت و ظرافتهای خاصی را در ترسیم نمودن چهره های مختلف طبیعت بکار میگیرد. در حالیکه فروغ کمتر به توصیف طبیعت پرداخته است. و در یکی دو جا، که به این امر پرداخته بس عیف و طحی، سخن رانده است. شیوه بیان مستقیم یکی دیگر از ویژگیهای مشترک برخی از اشعار سپهری و فرخزاد است و همچنین سطور ساده شعری هم از ویژگیهای مشترک هر دوی آنهاست.

    اشاره به آئینها، اصطلاحات دینی و مذهبی اشاره به اسمهای خاص تاریخی و جغرافیایی از ویژگیهای شعر «سپهری» است. ولی فرخزاد با اینکه مسافرتهای زیادی به داخل و خارج از کشور داشته است و با «تورات» هم آشنا بوده جز در آیه های زمینی به اطلاعات به دست آمده خویش که حاصل تجریه های فوق باید باشــــد شــــاره تـــــی کـــــد دید سهراب عمدتاً مثبــت بـــوده در حالی که نگرش فروغ به جهان از دریچــــه مخـــالف بـــوده اســــت. زندگی رسم خوشایندی است/ زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ) پرشی دارد اندازه عشق/ زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود/ زندگی جذبه دستی است که می چیند/زندگی بعد درخت است به چشم حشره زندگی تجربه شب پره/ در تاریکی است.
    زندگی شاید یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد/ زندگی شاید آن لحظه مسدودیست کـه نـگـاه مـن/در نی نی چشمان تو خود را ویران میسازد/ و در این حسی است که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آویخت… (فرخزاد، تولدی دیگر صفحه ۱۵۱)

    طاهره صفارزاده

    از ویژگیهای اشعار صفارزاده توجــــــه بــــ ائل دینی مخصوصاً مذهب شـ یعه است. صدای تاب اذان می آید/ صفیر دستهای مؤمن مردیست/ که حس دور شدن گم شدن جزیره شدن را/ از ریشه های سالم من بر میچیند/ و من به سوی نمازی عظیم میآیم وضویم از هوای خیابان است و راهنمای تیره دود و قبله های حوادث در امتداد زمان… (دفتر دوم صفحه ۹۱)

    بیان مسائل سیاسی و اشاره به وقایع مهم جهان دیگر ویژگی فکری او محسوب میشود. او معمولاً در تمام آثارش به جریانهای سیاسی ایران و جهان نظر دارد و دیگر اینکه اشاره به تقابل عرفان و مذهب با قرن پلاستیک و عصر ماشین با طبیعت صفارزاده در خلال اشعارش به زن بودن خویش اشارههای متعدد دارد و غیر مستقیم دیدگاههای جامعه را نسبت به زنان منعکس می کند مـ ثلاً آنجائیکه که از تولد خویش یاد می کند چنین می نویسد: من زادگاهم را ندیده ام/ جایی که مادرم بار سنگین بطنش را در زیر سقفی فرو نهاد/ هنوز زنده است /نخستین تیک تاکهای قلب کوچکم در سوراخ بخاری و درز آجرهای کهنه و پیداست/ جای نگاهی شرمسار بر در و دیوار اتاق نگاه مادرم به پدرم و پدربزرگم صدای خفه یی گفت دخترست…
    صفارزاده معمولاً با استفاده از زبان محاوره، اصطلاحات عامیانه حتی مطرح کردن شعارها تلاش میکند به شعر و زبان مردمی نزدیکتر شود شاید به همین دلیل از آوردن واژه ها و اسامی از زبانهای بیگانه خودداری میورزد و از رمز و اشاره های دور و دراز چشم می پوشد.

    علی موسوی گرمارودی و طاهره صفارزاده

    شعر صفارزاده، فقط در بکارگیری بسامد واژه هایی که مبین زن بودن سراینده است با شعر زنان مشترک است. و از جنبه های مختلف دیگر، مخصوصاً فکر و محتوا، تفاوتهای آشکاری با آنان دارد. از دیگر سو، وجه تمایز خاص خود را با شعر مردان، همچنان حفظ می کند. اشعار وی با گرمارودی در یک خطوط فکری مشترک است گرمارودی در آثار خود، هم در قالیهای کهن شعر فارسی و هم در شعر نیمایی بحور شکسته و چاذ پاره و هم در شعر سپید طبع آزمایی کرده است.

    گرمارودی در بیشتر اشعارش به بیان عقاید مذهبی و گرایشهای دینی خویش پرداخته و به مناسبتهای مختلف مذهبی، شعرهای متنوعی سروده است. و از این نظر با اشعار خانم صفارزاده قابل مقایسه است. قطعات «بهار در خزان»، «سایه سار نخل ولایت» افراشته باد قامت غم و خاستگاه نور از زیباترین اشعاری محسوب میشوند که به همین مناسبتها سروده است.
    از دیگر ویژگیهای شعر او، توجه به مسائل سیاسی و وقایع روز است که به گستردگی به آن پرداخته است. و دیگر آنکه توجـه بـه طبیعت و جلوه های گوناگون آن از ویژگیهای شعری اوست در حالیکه صفارزاده به ندرت به طبیعت پرداخته است.

    شعر صفارزاده و گرمارودی اندیشه های شکل یافته است که در قالب کلمات عرضه می.شود حال آنکه شعر واقعی کلماتی شکل یافته است که اندیشه ای را عرضه میکند در اشعار آن دو بیشتر اندیشه به معنای خاص خودش جریان دارد تا تصویر؛ یعنی شعرشان حاوی فکر و اندیشه ای است که خواننده را به دانستنی جدیدی فرا میخواند و زمینه نوعی تاثر را در او بوجود می آورد.
    در شعر صفارزاده، فرصتها گرانبهاترند و خواننده با شاعری مواجه میشود که اسلوب گرمارودی را در زبانی فشرده و موجزتر و یا بار بیشتر از لحاظ اندیشه و تفکر میبیند هر دوی آنها، با استفاده از تعابیر مذهبی و قصص و آیات قرآن به صورت تلمیح و جهان مداری و سیاست ،محوری رنگ و بوی خاص به اشعارشان بخشیده اند. سیاست محوری در هر مجموعه آثار هر دو، آنها را به سمت صراحت گویی و بیان مستقیم متمایل می.کند با این حال اشعار صفارزاده و گرمارودی از نظر اسلوب زبانی جاذبه ای برای نسل جوان نداشته است.

    جمع بندی و نتیجه گیری مقالۀ مقایسه محتوایی اشعار غنایی سه شاعر زن و مرد معاصر

    ۱- معمولاً اکثر زنان و مردان شاعر معاصر واقع گرا برون گرا هستند یعنی به رویدادهای جامعه و تحولات اجتماعی و سیاسی توجه دارند با این تفاوت که مردان ،شاعر، به علت حضور همه جانبه در اجتماع با دیدی بازتر به طرح مسائل و وقایع مختلف می پردازند و زنان به فراخور حال و تا آنجا که محدودیتهای خانه و اجتماع اجازه دهد پروین که کمتر خواننده ای پیدا میشود که دیوانش را بخواند و تحت تأثیر همدردیهای او با محرومان و ستمدیدگان جامعه قرار نگیرد. او همچنین در قالب تمثیل چهره ستمکاران و زورگویان زمانه را ترسیم میکند و به این ترتیب توجه مردم را به مصائب و مشکلاتشان جلب میکند. فروغ نیز در دو کتاب «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد از خود محوری بیرون می آید و با نگرشی تازه به اجتماع و مسائل متعدد آن نظر می کند. و طاهره صفارزاده هم از همان ابتدای شاعری و در اولین مجموعه اشعارش «رهگذر مهتاب» با قطعه «کودک قرن» به طرح مشکلات و رویدادهای اجتماعی و تا حدودی سیاسی می پردازد و در آثار دیگرش تقریباً تمام قطعات شعری او را مضامین اجتماعی، سیاسی و بعدها مذهبی در برمی گیرد.
    و اما شاعران مرد، به خاطر آزادی عمل بیشتر، به طرح عینی تر مسائل اجتماعی و سیاسی می پردازند. در تاریخ ادبیات ایران شاید کمتر شاعری به اندازه بهار اشعارش را به ثبت رویدادهای تاریخی اجتماعی و سیاسی زمان اختصاص داده باشد. و از این نظـر بـا هیچ شاعری قابل قیاس نیست.

    از مردان شاعر این دوره که کمتر به مسائل سیاسی و اجتماعی توجه نشان داده است میتوان به سهراب اشاره کرد که درون گرایی اختیار کرده و از این جهت مورد انتقاد معاصرانش قرار میگیرد گرمارودی هم که در سر تا سر اشعارش به مسائل اجتماعی، سیاسی و مذهبی توجه تام و تمام نشان میدهد.
    ۲- در بیان مسائل عاطفی و خانوادگی و با احساساتی حادتر از مردان شعر گفتن یکی دیگر از ویژگیهای شعر زنان است که کمتر در شعر مردان جلوه کرده است. پروین که بسامد بالایی از اشعارش را به ترسیم چهره کودکان بی سرپرست و بینوا اختصاص داده است و با هنرمندی تمام و ایفای نقش مادرانه به توصیف حالات مختلف کودکان خردسال پرداخته است فروغ هم که در چند قطعه از سه کتاب نخستینش و یکی دو قطعه در دو کتاب دیگر عاطفه و مهر مادری را مطرح کرده است در حالی که در اشعار مردان به ندرت به شعری با احساس و عاطفه بر میخوریم.

     

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    Screenshot 20230110 013855 80rf0oKChm7G5GNiisSDELneeyAV6v2R

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat