معنی چار بنیچه

معنی چار بنیچه

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی

معنی چار بنیچه به همراه کلمات هم قافیه، و برابر پارسی آن در فرهنگ لغت دهخدا، فرهنگ لغت معین، فرهنگ فارسی عمید، دانشنامه آزاد فارسی، تلفظ چار بنیچه در گویش ها و لهجه.

 

معنی چار بنیچه

معنی: شعبه ای از طائفه ایل باصری که تیره ای از ایلات خمسه فارس بشمار میرود.


هم قافیه چار بنیچه

پارچه، پر‌وپاچه، پسربچه، پس‌کوچه، پیازچه، پیچه، تاریخچه، تپانچه، تربچه، تشکچه، تیرچه، تیمچه.


چار بنیچه در لغت نامه دهخدا

چاربنیچه. [ ب ُ چ َ ] ( اِخ ) شعبه ای از طائفه ایل باصری که تیره ای از ایلات خمسه فارس بشمار میرود. ( جغرافی سیاسی کیهان ص 87 ).


چار بنیچه در فرهنگ فارسی

شعبه ای از طائفه ایل باصری که تیره ای از ایلات خمسه فارس بشمار میرود.


پیشنهاد و نظر شما برای واژه چار بنیچه

در بخش دیدگاه، نظر خودتان را درباره‌ی این مطلب بنویسید. اگر نقصی می‌بینید، سعی کنید مطلبمان را کامل کنید. و اگر پیشنهاد تازه‌ای دارید، پیشنهادتان را اضافه کنید.


پیشنهاد ویژه برای مطالعه

شعر یک چنار زیبا پوریا پلیکان
شعر قطار محسن کاشانی
شعری از فاطمه اختصاری
شعر چیزی به انفجار نمانده است پوریا پلیکان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

chat