معنی چار اسباب

معنی چار اسباب

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی

معنی چار اسباب به همراه کلمات هم قافیه، و برابر پارسی آن در فرهنگ لغت دهخدا، فرهنگ لغت معین، فرهنگ فارسی عمید، دانشنامه آزاد فارسی، تلفظ چار اسباب در گویش ها و لهجه.

 

معنی چار اسباب

معنی: علل اربعه یعنی علت مادی و علت فاعلی و علت صوری و علت غائی.


هم قافیه چار اسباب

مهتاب، توّاب، نوّاب، شاداب، آداب، ارباب، نایاب، محراب، اصحاب، پرتاب.


چار اسباب در لغت نامه دهخدا

چاراسباب. [ اَ ] ( اِ مرکب ) علل اربعه یعنی علت مادی و علت فاعلی و علت صوری و علت غائی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || چهارقوه یعنی قوه جاذبه و ماسکه و هاضمه و دافعه. ( ناظم الاطباء ). || چهارعنصر. ( ناظم الاطباء ).


چار اسباب در فرهنگ فارسی

علل اربعه یعنی علت مادی و علت فاعلی و علت صوری و علت غائی. یا چهار قوه یعنی قو. جاذبه و ماسکه و هاضمه و دافعه. یا چهار عنصر.


پیشنهاد و نظر شما برای واژه چار اسباب

در بخش دیدگاه، نظر خودتان را درباره‌ی این مطلب بنویسید. اگر نقصی می‌بینید، سعی کنید مطلبمان را کامل کنید. و اگر پیشنهاد تازه‌ای دارید، پیشنهادتان را اضافه کنید.


پیشنهاد ویژه برای مطالعه

شعر حکایت احمد شاملو
رباعی های نیما یوشیج
اشعار فروغ فرخزاد
شعر چشمان یک عبور سهراب سپهری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

chat