معنی چادر فگندی

معنی چادر فگندی

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی

معنی چادر فگندی به همراه کلمات هم قافیه، و برابر پارسی آن در فرهنگ لغت دهخدا، فرهنگ لغت معین، فرهنگ فارسی عمید، دانشنامه آزاد فارسی، تلفظ چادر فگندی در گویش ها و لهجه.

 

معنی چادر فگندی

معنی: قسمی از خیمه.


چادر فگندی در لغت نامه دهخدا

چادرفگندی. [ دَ / دُ ف ِ گ َ ] ( اِ مرکب ) قسمی از خیمه. ( ناظم الاطباء ).


چادر فگندی در فرهنگ فارسی

قسمی از خیمه.


پیشنهاد و نظر شما برای واژه چادر فگندی

در بخش دیدگاه، نظر خودتان را درباره‌ی این مطلب بنویسید. اگر نقصی می‌بینید، سعی کنید مطلبمان را کامل کنید. و اگر پیشنهاد تازه‌ای دارید، پیشنهادتان را اضافه کنید.


پیشنهاد ویژه برای مطالعه

نامه های نیما یوشیج
نامه های احمد شاملو به آیدا
اشعار سهراب سپهری
شعر تو به دنیا نخواهی آمد پوریا پلیکان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

chat