معنی جاثم

معنی جاثم

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی

معنی جاثم به همراه کلمات هم قافیه، و برابر پارسی آن در فرهنگ لغت دهخدا، فرهنگ لغت معین، فرهنگ فارسی عمید، دانشنامه آزاد فارسی، تلفظ جاثم در گویش ها و لهجه.

 

معنی جاثم

 

سینه بر زمین نهادن.


معنی جاثم در فرهنگ فارسی

 

( اسم ) ۱- بر سینه خفته . ۲- تنها بر زمین افتاده افتاده . ۳- هلاک شده . ۴- برجای مانده . ۵- بی حسی وحرکت شده . جمع : جاثمین .
دلال ابن مرید محدث.


معنی جاثم در لغت نامه دهخدا

 

جاثم. [ ث ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از جثم و جثوم. سینه بر زمین گذارنده ، انسان یا حیوان یا پرنده ای که سینه برزمین نهد. || هالک. ( منتهی الارب ). || تباه ، مرده : فاصبحوا فی دیارهم جاثمین. ( قرآن 67/11 ). ج ، جاثمین. فاخذتهم الرجفة فاصبحوا فی دارهم جاثمین. ( قرآن 78/7 ).
جاثم. [ ث ِ ] ( اِخ ) دلال بن مرید. محدث است و ابراهیم بن فهد از وی روایت دارد. و یا آن حائم بحاء مهمله است. ( منتهی الارب ). و رجوع به حاثم در همین لغت نامه شود.


معنی جاثم در فرهنگ معین

 

(ثِ ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ – بر سینه خفته . ۲ – هلاک شده .


پیشنهاد و نظر شما برای واژه جاثم

در بخش دیدگاه، نظر خودتان را درباره‌ی این مطلب بنویسید. اگر نقصی می‌بینید، سعی کنید مطلبمان را کامل کنید. و اگر پیشنهاد تازه‌ای دارید، پیشنهادتان را اضافه کنید.


پیشنهاد ویژه برای مطالعه

شعر گناه فروغ فرخزاد

شعر قصه رنگ پریده خون سرد نیما یوشیج

نامه های احمد شاملو به آیدا

شعری از آیدا دانشمندی

woman 3
Latest posts by saharhsi (see all)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

chat