شعر گنج گم شده هوشنگ ابتهاج

هوای روی تو دارم نمی گذارندم – گنج گمشده

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • هوای روی تو دارم نمی گذارندم – شعر گنج گمشده هوشنگ ابتهاج

     

    هوای روی تو دارم نمی گذارندم
    مگر به کوی تو این ابرها ببارندم

    مرا که مست توام این خمار خواهد کشت
    نگاه کن که به دست که می سپارندم

    مگر در این شب دیر انتظار عاشق کش
    به وعده های وصال تو زنده دارندم

    غم نمی خورد ایام و جای رنجش نیست
    هزار شکر که بی غم نمی گذارندم

    سری به سینه فرو برده ام مگر روزی
    چو گنج گم شده زین کنج غم برآرندم

    چه باک اگر به دل بی غمان نبردم راه
    غم شکسته دلانم که می گسارندم

    من آن ستاره ی شب زنده دار امیدم
    که عاشقان تو تا روز می شمارندم

    چه جای خواب که هر شب محصلان فراق
    خیال روی تو بر دیده می گمارندم

    هنوز دست نشسته ست غم ز خون دلم
    چه نقش های که ازین دست می نگارندم

    کدام مست، می از خون سایه خواهد کرد
    که همچو خوشه ی انگور می فشارندم

     

    پیشنهاد ویژه برای مطالعه 

    نمونه ای از تاثیر ادبیات آلمان بر ادبیات معاصر ایران

    شعر پانزده سال گذشت نیما یوشیج

    شعر رهگذر فروغ فرخزاد

    شعری از محمد سعید میرزایی

     

    در صورتی که در متن بالا، معنای واژه‌ای برایتان ناآشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".


    مطالب بیشتر در:

    بیوگرافی هوشنگ ابتهاج

     

    اشعارهوشنگ ابتهاج

     

    مجموعه شعر سیاه مشق

     

    صفحه اینستاگرام هوشنگ ابتهاج

     

    کانال تلگرام هوشنگ ابتهاج

     

    هوای روی تو دارم نمی گذارندم

    شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «هوای روی تو دارم نمی گذارندم مگر به کوی تو این ابرها ببارندم مرا که مست توام این خمار خواهد کشت نگاه کن که به دست که می سپارندم مگر در این شب دیر انتظار عاشق کش به وعده های وصال تو زنده دارندم» آیا با این بیت ها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین هوشنگ ابتهاج که از شاعران مهم معاصر ماست دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این بیت ها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای هوشنگ ابتهاج بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای بیت های پایانی یعنی : «هنوز دست نشسته ست غم ز خون دلم چه نقش های که ازین دست می نگارندم کدام مست، می از خون سایه خواهد کرد که همچو خوشه ی انگور می فشارندم» از چه بیت هایی استفاده می‌کردید؟

     

    دیدگاه شما برای شعر گنج گمشده هوشنگ ابتهاج

    دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر گنج گمشده هوشنگ ابتهاج بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

    اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

    اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

    پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat