شعر گزارش مهدی اخوان ثالث

خدایا! پر از کینه شد سینه‌ام – گزارش

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • خدایا! پر از کینه شد سینه‌ام – شعر گزارش مهدی اخوان ثالث

     

    خدایا! پر از کینه شد سینه‌ام
    چو شب رنگ درد و دریغا گرفت
    دل پاکروتر ز آیینه ام
    دلم دیگر آن شعلهٔ شاد نیست
    همه خشم و خون است و درد و دریغ
    سرایی درین شهرک آباد نیست
    خدایا! زمین سرد و بی نور شد
    بی آزرم شد، عشق ازو دور شد
    کهن گور شد، مسخ شد، کور شد
    مگر پشت این پردهٔ آبگون
    تو ننشسته‌ای بر سریر سپهر
    به دست اندرت رشتهٔ چند و چون؟
    شبی جبه دیگر کن و پوستین
    فرودی از آن بارگاه بلند
    رها کردهٔ خویشتن را ببین
    زمین دیگر آن کودک پاک نیست
    پر آلودگی‌هاست دامان وی
    که خاکش به سر، گرچه جز خاک نیست
    گزارشگران تو گویا دگر
    زبانشان فسرده ست، یا روز و شب
    دروغ و دروغ آورندت خبر
    کسی دیگر اینجا تو را بنده نیست
    درین کهنه محراب تاریک، بس
    فریبنده هست و پرستنده نیست
    علی رفت، زردشت فرمند خفت
    شبان تو گم گشت، و بودای پاک
    رخ اندر شب نی روانان نهفت
    نمانده ست جز من کسی بر زمین
    دگر ناکسانند و نامردمان
    بلند آستان و پلید آستین
    همه باغ‌ها پیر و پژمرده‌اند
    همه راه‌ها مانده بی رهگذر
    همه شمع و قندیل‌ها مرده‌اند
    تو گر مرده‌ای، جانشین تو کیست؟
    که پرسد؟ که جوید؟ که فرمان دهد؟
    وگر زنده‌ای، کاین پسندیده نیست
    مگر صخره‌های سپهر بلند
    که بودند روزی به فرمان تو
    سر از امر و نهی تو پیچیده‌اند؟
    مگر مهر و توفان و آب، ای خدا
    دگر نیست در پنجهٔ پیر تو؟
    که گویی: بسوز، و بروب، و برای
    گذشت، ای پیر پریشان! بس است
    بمیران، که دونند، و کمتر ز دون
    بسوزان، که پستند، و ز آن سوی پست
    یکی بشنو این نعرهٔ خشم را
    برای که بر پا نگه داشتی
    زمینی چنین بی حیا چشم را؟
    گر این بردباری برای من است
    نخواهم من این صبر و سنگ تو را
    نبینی که دیگر نه جای من است؟
    ازین غرقه در ظلمت و گمرهی
    ازین گوی سرگشتهٔ ناسپاس
    چه ماده ست؟ چه قرن‌های تهی؟
    گران است این بار بر دوش من
    گران است، کز پس شرم و شرف
    بفرسود روح سیه پوش من
    خدایا! غم آلوده شد خانه‌ام
    پر از خشم و خون است و درد و دریغ
    دل خستهٔ پیر دیوانه‌ام

     

    پیشنهاد ویژه برای مطالعه

    شعر او را صدا بزن نیما یوشیج 

    شعر کژمژ و بی انتها احمد شاملو

    شعر پنجره فروغ فرخزاد

    شعر اینجا پرنده بود سهراب سپهری

     

    در صورتی که در متن بالا، معنای واژه‌ای برایتان ناآشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".

    آ

    هان! هلا! آی!


     

    اشعار مهدی اخوان ثالث

     

    مجموعه شعر زمستان

    خدایا پر از کینه شد سینه‌ام

    شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «خدایا! پر از کینه شد سینه‌ام چو شب رنگ درد و دریغا گرفت دل پاکروتر ز آیینه ام دلم دیگر آن شعلهٔ شاد نیست همه خشم و خون است و درد و دریغ سرایی درین شهرک آباد نیست خدایا! زمین سرد و بی نور شد بی آزرم شد، عشق ازو دور شد» آیا با این سطرها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین مهدی اخوان ثالث که از شاعران مهم معاصر ماست دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این سطرها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای مهدی اخوان ثالث بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای سطرهای پایانی یعنی : «ازین گوی سرگشتهٔ ناسپاس چه ماده ست؟ چه قرن‌های تهی؟ گران است این بار بر دوش من
    گران است، کز پس شرم و شرف بفرسود روح سیه پوش من خدایا! غم آلوده شد خانه‌ام پر از خشم و خون است و درد و دریغ دل خستهٔ پیر دیوانه‌ام» از چه سطرهایی استفاده می‌کردید؟

     

    دیدگاه شما برای شعر گزارش مهدی اخوان ثالث

    دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر گزارش مهدی اخوان ثالث بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

    اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

    اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

    پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat