شعر کیوان ستاره بود هوشنگ ابتهاج

ما از نژاد آتش بویدم – کیوان ستاره بود

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • ما از نژاد آتش بویدم – شعر کیوان ستاره بود هوشنگ ابتهاج

     

    ما از نژاد آتش بویدم
    همزاد آفتاب بلند اما
    با سرنوشت تیره خاکستر
    عمری میان کوره بیداد سوختیم
    او چون شراره رفت
    من با شکیب خاکستر ماندم
    کیوان ستاره شد
    تا برفراز این شب غمناک
    امید روشنی را
    با ما نگاه دارد
    کیوان ستاره شد
    تا شب گرفتگان
    راه سپید را بشناسند
    کیوان ستاره شد
    که بگوید
    آتش
    آنگاه آتش است
    کز اندرون خویش بسوزد
    وین شام تیره را بفروزد
    من در تمام این شب یلدا
    دست امید خسته خود را
    دردستهای روشن او می گذاشتم
    من در تمام این شب یلدا
    ایمان آفتابی خود را
    از پرتو ستاره او گرم داشتم
    کیوان ستاره بود
    با نور زندگانی می کرد
    با نور درگذشت
    او در میان مردمک چشم ما نشست
    تا ایم ودیعه را
    روزی به صبحدم بسپاریم

     

    پیشنهاد ویژه برای مطالعه 

    شعر پوزخند تد هیوز

    شعر ای طایران قدس را عشقت فزوده بال‌ها مولانا – غزل 2

    دانلود آهنگ میبوسمت شروین حاجی پور

    بازسرایی در شعر احمد شاملو 

     

    در صورتی که در متن بالا، معنای واژه‌ای برایتان ناآشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".

    آ

    هان! هلا! آی!


    مطالب بیشتر در:

    بیوگرافی هوشنگ ابتهاج

     

    اشعارهوشنگ ابتهاج

     

    مجموعه شعر یادگار خون سرو

     

    صفحه اینستاگرام هوشنگ ابتهاج

     

    کانال تلگرام هوشنگ ابتهاج

     

    ما از نژاد آتش بویدم

    شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «ما از نژاد آتش بویدم همزاد آفتاب بلند اما با سرنوشت تیره خاکستر عمری میان کوره بیداد سوختیم او چون شراره رفت من با شکیب خاکستر ماندم کیوان ستاره شد تا برفراز این شب غمناک امید روشنی را با ما نگاه دارد» آیا با این سطرها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین هوشنگ ابتهاج که از شاعران مهم معاصر ماست دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این سطر ها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای هوشنگ ابتهاج بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای سطر های پایانی یعنی : «ایمان آفتابی خود را از پرتو ستاره او گرم داشتم کیوان ستاره بود با نور زندگانی می کرد با نور درگذشت او در میان مردمک چشم ما نشست تا ایم ودیعه را روزی به صبحدم بسپاریم» از چه سطر هایی استفاده می‌کردید؟

     

    دیدگاه شما برای شعر کیوان ستاره بود هوشنگ ابتهاج

    دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر کیوان ستاره بود هوشنگ ابتهاج بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

    اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

    اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

    پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat