کمان-سختْ-که-داد-آن-لطیف-بازو-را؟

کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟ – 19

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • دانلود دکلمه صوتی شعر کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟ سعدی – غزل 19 + پخش آنلاین، متن کامل، معنی و تفسیر. که تیر غمزه تمامست صید آهو را هزار صید دلت پیش تیر باز آید.

    شعر کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟ – غزل 19 – سعدی

     

    کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟

    که تیر غمزه تمامست صید آهو را

     

    هزار صید دلت پیش تیر باز آید

    بدین صفت که تو داری کمان ابرو را

     

    تو خود به جوشن و بر گستوان نه محتاجی

    که روز معرکه بر خود زره کنی مو را

     

    دیار هند و اقالیم ترک بسپارند

    چو چشم ترک تو بینند و زلف هندو را

     

    مغان که خدمت بت می‌کنند در فرخار

    ندیده‌اند مگر دلبران بت‌رو را

     

    حصار قلعهٔ باغی به منجنیق مده

    به بام قصر برافکن کمند گیسو را

     

    مرا که عزلت عنقا گرفتمی همه عمر

    چنان اسیر گرفتی که باز تیهو را

     

    لبت بدیدم و لعلم بیوفتاد از چشم

    سخن بگفتی و قیمت برفت لؤلؤ را

     

    بهای روی تو بازار ماه و خور بشکست

    چنان که معجز موسی طلسم جادو را

     

    به رنج بردن بیهوده گنج نتوان برد

    که بخت راست فضیلت، نه زور بازو را

     

    به عشق روی نکو دل کسی دهد سعدی

    که احتمال کند خوی زشت نیکو را

     

    از آرشیوهای مشابه دیدن کنید:

    سعدی قالب: غزل وزن شعر: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

     

    کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟ صوتی

    پلیر زیر چند دکلمه ی صوتی شعر کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟ سعدی است. این قطعه‌ها توسط حمیدرضا محمدی، محسن لیله‌کوهی، سعیده تهرانی‌نسب، سهیل قاسمی و مریم فقیهی‌کیا خوانده شده‌اند.

     

    در صورتی که در متن بالا، معنای واژه‌ای برایتان ناآشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".


     

    پیشنهاد ویژه برای مطالعه

    نامه های احمد شاملو به آیدا

    گلچین اشعار عاشقانه ی فروغ فرخزاد

    سمبولیسم اجتماعی در شعر معاصر فارسی

    دانلود آهنگ بعد ما شروین حاجی پور

     

    معنی کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟

    کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟ که تیر غمزه تمامست صید آهو را

    چه کسی به دستان ظریف یار، کمان محکم و قوی برای صید آهو ( عاشق بیچاره و بی گناه ) داد؟ نیازی به کمانِ سخت نیست زیرا غمزه هایِ تیرمانند او برای به دام انداختن عاشق کافی است.

    [سخت= محکم / لطیف بازو= آنکه بازویی ظریف و زیبا دارد].

     

    معنی هزار صید دلت پیش تیر باز آید

    هزار صید دلت پیش تیر باز آید بدین صفت که تو داری کمان ابرو را

    با چنین شیوه ای که تو کمان کشیده ای. هزاران دل همانند صید جلوی تیرِ تو قرار می گیرد.

    [در این بیت صید به دل و ابرو به کمان تشبیه شده است].

     

    معنی تو خود به جوشن و بر گستوان نه محتاجی

    تو خود به جوشن و بر گستوان نه محتاجی که روز معرکه بر خود زره کنی مو را

    تو در روزِ جنگ به پوشش هایی نظیر جوشن و برگستوان نیازی نداری. زیرا گیسوان در هم تنیده ات همانند زره تو را از آسیب دشمن در امان می دارند.

    [جوشن= زره و لباس جنگی / برگستوان= پوششی است که در روزِ جنگ می پوشیدند و بر اسب نیز برای حفظ جان آن می افکندند / معرکه= جنگ].

     

    معنی دیار هند و اقالیم ترک بسپارند

    دیار هند و اقالیم ترک بسپارند چو چشم ترک تو بینند و زلف هندو را

    هندوان و ترکان اگر چشمانِ ترکانه و زیبا و گیسوان هندُوانه و سیاهت را ببینند. دیگر به زیبارویان ترکستان و هندوستان توجّهی نخواهند کرد.

    [دیار= جمع دار به معنی خانه ها، شهر ها / اقالیم= جمع اقلیم به معنی سرزمین ها / سپردن= واگذاشتن و رها کردن / ترک= در مصراع دوو به معنی زیبا و غارتگر / هندو= اهل هند و در اینجا به معنی سیاه].

     

    معنی مغان که خدمت بت می‌کنند در فرخار

    مغان که خدمت بت می‌کنند در فرخار ندیده‌اند مگر دلبران بت‌رو را

    بت پرستانی که در شهر فَرخار، کمر به خدمت بتان بسته اند و آنان را ستایش می کنند. بی تردید معشوقان بت روی را ندیده اند. وگرنه پرستش بتان را فرو نمی گذاشتند.

    [مغان= پیشوایان و موبدان دین زردشتی و در اینجا به معنی مطلق کافران و بت پرستان است / فَرخار = نام شهری است در ترکستان منسوب به خوبان و صاحب حُسنان (لغت نامه) / مگر= همانا، به درستی].

     

    معنی حصار قلعهٔ باغی به منجنیق مده

    حصار قلعهٔ باغی به منجنیق مده به بام قصر برافکن کمند گیسو را

    برای محاصره کردن قلعۀ ستمگر به منجنیق نیازی نداری. گیسوان چون کمندت را به بامِ کاخ بیفکن و از آن بال برو و قلعه را بگشای.

    [حصار دان= محاصره کردن / باغی= ظالم و ستمکار ، در این بیت «باغی» در معنای غیر منظورش بکار رفته است.  / منجنیق= سنگ انداز، فلاخن مانندی است بزرگ که بر سرِ چوبی تعبیه کنند و سنگ در آن کرده به طرف دشمن اندازند (لغت نامه)].

     

    معنی مرا که عزلت عنقا گرفتمی همه عمر

    مرا که عزلت عنقا گرفتمی همه عمر چنان اسیر گرفتی که باز تیهو را

    مرا که در تمام عمر همانند سیمرغ گوشه نشینی اختیار کرده و از دام ها رَسته ام. چنان اسیر کردی که گویی عقابی تیهویی را به چنگال گرفته ای.

    [عزلت= گوشه گیری / عنقا= سیمرغ / تیهو= پرنده ای است کوچک شبیه کبک / در این بیت «اسیر شدن من به دست تو» تشبیه شده به «اسیر شدن تیهو در چنگال باز»].

     

    معنی لبت بدیدم و لعلم بیوفتاد از چشم

    لبت بدیدم و لعلم بیوفتاد از چشم سخن بگفتی و قیمت برفت لؤلؤ را

    لبانِ سرخت را دیدم و لعل در نظرم بی اعتبار شد و سخن گفتی، دندان های مرواید گونت نمایان شد و مروارید در برابر دندان های تو ارزش خود را از دست داد.

    [لعل= سنگ قیمتی سرخ رنگ / قیمت= بها، ارزش و اعتبار / لؤلو= مروارید].

     

    معنی بهای روی تو بازار ماه و خور بشکست

    بهای روی تو بازار ماه و خور بشکست چنان که معجز موسی طلسم جادو را

    تابش رویت درخشندگی ماه و خورشید را از رونق انداخت. همانگونه که معجزۀ حضرت موسی (ع) جادوی سامری را باطل کرد.

    [بها= نور و درخشندگی / خور= خورشید / جاد = جادوگر / طلسم= عمل خارق العاده و نوشته ای برای پدید آوردن امور عجیب و عمل خارق عادت (فرهنگ معین)].

     

    معنی به رنج بردن بیهوده گنج نتوان برد

    به رنج بردن بیهوده گنج نتوان برد که بخت راست فضیلت، نه زور بازو را

    با رنج بیهوده بردن نمی توان به گنج دست یافت. زیرا بخت و اقبال بر زورِ بازو برتری دارد.

    [فضیلت = رجحان و برتری].

     

    معنی به عشق روی نکو دل کسی دهد سعدی

    به عشق روی نکو دل کسی دهد سعدی که احتمال کند خوی زشت نیکو را

    ای سعدی، کسی بر روی زیبا عاشق می شود که تابِ تحمّلِ خویِ زشت زیبارویان را داشته باشد.

    [احتمال کردن= تحمّل کردن].

     

     

    دیدگاه کاربران درباره‌ی غزل کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟ سعدی

    شایق میگوید:

    با سلام سعدی در این غزل به دو نکته اشاره میکند اول اینکه کافی است که روی او را ببینی ودر کمندش گرفتار شوی که البته بهای دیدن او حتی یک نظر نقد جان است که باید دادن و او را دیدن بقول خود سعدی دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست لذا برای رسیدن به وصال او باید خود و نفس خود را بمیرانی حافظ میگوید حافظ تو خود حجاب خودی از میانه بر خیز یعنی اینکه خود را نبین همه را او ببین.

    نکته دوم اینکه کشش و مدد او نیاز است تا بتوانی از میانه بر خیزی یعنی اگر او توفیق ندهد امکان رفتن بسوی او نیست با زور و ثروت نمیشود چنانچه اسکندر میخواست با زور به اب حیات برسد و نتوانست.

     

    پدرام ملکی میگوید:

    لبت بدیدم و لعلم بیوفتاد از چشم
    عجب ایهام زیبایی در (لعلم بیوفتاد از چشم)وجود دارد!!!
    _لعل در نظرم بی مقدار شد
    _دانه های اشک خونین از چشمم فرو افتاد!!!

     

     

    معنی کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟ سعدی چیست؟

    چه کسی به دستان ظریف یار، کمان محکم و قوی برای صید آهو ( عاشق بیچاره و بی گناه ) داد؟ نیازی به کمانِ سخت نیست زیرا غمزه هایِ تیرمانند او برای به دام انداختن عاشق کافی است.

    [سخت= محکم / لطیف بازو= آنکه بازویی ظریف و زیبا دارد].

     

    شعر کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟ اثر کیست؟

    این شعر اثر سعدی شیرازی است.

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    C360 2022 12 17 23 01 19 913 9iVTfFuBaGb0wmQwKraY7b98r7v8Ms6l

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat