شعر چنان به خاطر شوریده ام به دام قفس

شعر چنان به خاطر شوریده ام به دام قفس نیما یوشیج

شعر چنان به خاطر شوریده ام به دام قفس نیما یوشیج

چنان به خاطر شوریده ام به دام قفس

که آنچه بر سرم آید بود به کام قفس

بهار آمد و گلبن شکفت و مرغ به باغ

صفیر بر زد از شوق و من به دام قفس

دگر زتنگدلی لب دمی نجنبانم

ز بس خلیده مرا بغل سهام قفس

پریدی از برم ای مرغ و این نپرسیدی

چگونه ام دل آزاده گشت رام قفس

دلم ز تنگی جایش گرفت روز نخست

کنون گرفته ترم من بسی ز بام قفس

دوام دوره ی هجران به هیچ نشمارم

که مست حیرتم از صولت دوام قفس

فراق نامه ی نیما به آب اگر شویند

کسی از آن نتواند زدود نام قفس

1317

قالب شعر: غزل

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

 

شعر چنان به خاطر شوریده ام به دام قفس
چنان به خاطر شوریده ام به دام قفس
چنان به خاطر شوریده ام نیما یوشیج
چنان به خاطر شوریده ام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *