شعر پرنده منزوی نیما یوشیج

شعر پرنده منزوی نیما یوشیج

شعر پرنده منزوی نیما یوشیج

 

به آن پرنده که می خواند غایب از انظار

عتاب کرد شریری فساد جوی به باغ

چه سود لحن خوش و عیب انزوا که به خلق

پدید نیست ترا آشیان، چو چشم چراغ

بگفت: از غرض این را تو عیب می دانی

که بهر حبس من افتاده در درون تو داغ.

اگر که عیب من این است کز تو من دورم

برو بجوی ز نزدیک های خویش سراغ.

شهیرتر ز من آن مرغ تنبل خانه،

بلندتر ز همه آشیان جنس کلاغ!

لاهیجان. 10 فروردین 1309

قالب شعر: چهار پاره

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

 

شعر پرنده منزوی نیما یوشیج
پرنده منزوی نیما یوشیج
پرنده منزوی
شعر پرنده منزوی
به آن پرنده که می خواند غایب از انظار
به آن پرنده که می خواند نیما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *