شعر موج نوازشی ای گرداب سهراب سپهری

شعر موج نوازشی ای گرداب سهراب سپهری

شعر موج نوازشی ای گرداب سهراب سپهری

 

کوهساران مرا پر کن ای طنین فراموشی

نفرین به زیبایی آب تاریک خروشان که هست مرا فرو پیچد و برد

تو ناگهان زیبا هستی اندامت گردابی است

موج تو اقلیم مرا گرفت

ترا یافتم اسمان ها را پی بردم

ترا یافتم درها را گشودم شاخه ها را خواندم

افتاده باد آن برگ که به آهنگ وزش هایت نلرزد

مژگان تو لرزید رویا درهم شد

تپیدی : شیره گل بگردش آمد

بیدار شدی : جهان سر بر داشت جوی از جا جهید

براه افتادی : سیم

جاده غرق نوا شد

در کف تست رشته دگرگونی

از بیم زیبایی می گریزم و چه بیهوده : فضا را گرفتهای

یادت جهان را پر غم می کند و فراموشی کیمیاست

در غم گداختم ای بزرگ ای تابان

سر بر زن شب زیست را در هم ریز ستاره دیگر خاک

جلوه ای ای برون از دید

از بیکران تو می ترسم ای

دوست موج نوازشی

 

 

کتاب‌های سهراب سپهری را از دست ندهید:

 

کتاب‌های سهراب سپهری

 

هشت کتاب سهراب سپهری
هشت کتاب سهراب سپهری

 

کتاب از مصاحبت آفتاب
کتاب از مصاحبت آفتاب

 

 

 

 

شعر موج نوازشی ای گرداب سهراب سپهری
موج نوازشی ای گرداب
سهراب موج نوازشی ای گرداب
شعر موج
شعر موج سهراب سپهری
کوهساران مرا پر کن
ای طنین فراموشی
تو ناگهان زیبا هستی
اندامت گردابی ست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *