شعر موج فروغ فرخزاد

شعر موج فروغ فرخزاد

تو در چشم من همچو موجی
خروشنده و سرکش و ناشکیباکه هر لحظه ات می کشاند به سویی
نسیم هزار آرزوی فریبا

تو موجی
تو موجی و دریای حسرت مکانت

پریشانِ رنگین افقهای فردا
نگاه مه آلودهٔ دیدگانت

تو دائم به خود در ستیزی
تو هرگز نداری سکونی

تو دائم ز خود می گریزی
تو آن ابر آشفتهٔ نیلگونی

چه می شد خدا یا …
چه می شد اگر ساحلی دور بودم ؟

شبی با دو بازوی بُگشودهٔ خود
تو را می ربودم … تو را می ربودم

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *