بایگانی دسته بندی: شعر معاصر

درآمدی بر نیماپژوهی و کتاب شناسی نیما

درآمدی بر نیماپژوهی و کتاب شناسی نیما

درآمدی بر نیماپژوهی و کتاب شناسی نیما مقدمه نیما یوشیج در انواع مختلف ادبی طبع آزمایی کرده اما آنچه وی به آن نام بردار شده است شعرهای نو اوست که باعث شده او را به عنوان پدر شعر نو فارسی» بشناسند. از همان زمان ،نیما کتابها و مقالههایی بسیار دربارۀ شعر او نوشته شد و[…]

شعر یاد مهدی اخوان ثالث

شعر یاد مهدی اخوان ثالث

شعر یاد مهدی اخوان ثالث   هرگز فراموشم نخواهد گشت، هرگز آن شب که عالم، عالم لطف و صفا بود من بودم و توران و هستی لذتی داشت وز شوق چشمک می‌زد و رویش به ما بود ماه از خلال ابرهای پاره پاره چون آخرین شب‌های شهریور صفا داشت آن شب که بود از اولین[…]

هویت اجتماعی شعر نیما

هویت اجتماعی شعر نیما

هویت اجتماعی شعر نیما مقدمه ادبیات فارسی، با وجود شخصیتهای بی نظیری چون فردوسی ، ناصر خسرو، سنایی، نظامی، مولوی، سعدی، حافظ و… تقریباً به علوم مختلف و بسیاری از مسایل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی توجه کرده است. ادبیات همواره با مسایل گوناگون در تأثیر و تأثر بوده که از مهمترین آن ها میتوان[…]

بررسی شعر روایی نیما یوشیج و خلیل مطران

بررسی شعر روایی نیما یوشیج و خلیل مطران

بررسی شعر روایی نیما یوشیج و خلیل مطران با تاملی در میزان خلاقیت هنری دو شاعر مقدمه حرکت نوگرایی در دو ادبیات فارسی و عربی زمینهها و وجوه مشترک بسیاری دارند؛ اوضاع نابسامان ،اجتماعی ،سیاسی فرهنگی جامعه ایران و جوامع عربی و آشنایی نوگرایان با ادبیات ،غرب از مهمترین آنهاست نیما یوشیج و خلیل مطران،[…]

نقد و بررسی عاطفه در اشعار نیما یوشیج

نقد و بررسی عاطفه در اشعار نیما یوشیج

نقد و بررسی عاطفه در اشعار نیما یوشیج مقدمه عاطفه واکنشی است که انسان در برابر تجربیات درونی و محیطی از خود نشان می دهد. شعر با غلبه ی احساس و عاطفه بر روح شاعر آغاز میشود و این عنصر چگونگی برخورد شاعر را در برابر حوادث نشان میدهد برخی عاطفه را این گونه تعریف[…]

مطالعه تطبیقی واژه شب در شعر نیما یوشیج و نازک ملائکه

مطالعه تطبیقی واژه شب در شعر نیما یوشیج و نازک ملائکه

مطالعه تطبیقی واژه شب در شعر نیما یوشیج و نازک ملائکهَ مقدمه شعر معاصر فارسی و عربی به طور کلی با آنچه در گذشته وجود داشته تفاوت اساسی پیدا کرده است مضمون قالب و اهداف آن با توجه به تغییر محیط زندگی به کلی متحول شده و راهی تازه در پیش گرفته است. در این[…]

شعر کژمژ و بی انتها احمد شاملو

شعر کژمژ و بی‌انتها احمد شاملو

شعر کژمژ و بی‌انتها احمد شاملو   کژمژ و بی‌انتها به طولِ زمان‌های پیش و پس ستونِ استخوان‌ها چشم‌خانه‌ها تهی دنده‌ها عریان دهان یکی برنامده فریاد فرو ریخته دندان‌ها همه، سوتِ خارج‌خوانِ ترانه‌ی روزگارانِ از یادرفته در وزشِ بادِ کهن فرونستاده هنوز از کیِ باستان. بادِ اعصارِ کهن در جمجمه‌های روفته بر ستونِ بی‌انتهای آهکین[…]

شعر نخستین از غلظه ی پنیرک احمد شاملو

شعر نخستين از غلظه‌ی پنيرک احمد شاملو

شعر نخستين از غلظه‌ی پنيرک احمد شاملو   نخستین از غلظه‌ی پنیرک و مامازی سر برآورد. (نخستین خورشید… بی‌خبر…) و دومین از جیفه‌زارِ مداهنت سر برکرد. (دیگر روز… از جیفه‌زارِ مداهنت… خورشیدِ روزِ دیگر…) سومین اندوهِ انتظار را بود از اندوهِ انتظار بی‌خبر. و چارمین حیرتِ بی‌حاصلی را بود از حیرتِ بی‌حاصلی بهره سوته‌تر. پنجمین[…]

چرا نیما را شاعر «آی آدم ها» می نامند؟

چرا نیما را شاعر «آی آدم ها» می نامند؟

چرا نیما را شاعر «آی آدم ها» می نامند؟ مقدمه طرح یک سؤال و یک فرضیه اگر واقعیت وجود شعر معاصر را به عنوان شعری صاحب هویت، سبک و قابلیت پیروی و تداوم قبول داشته باشیم بیشک این استقلال و هویت تا حد زیادی مرهون و مربوط به نظام صوری تازه و بدیع آن است.[…]

شعر نخستین که در جهان دیدم احمد شاملو

شعر نخستين که در جهان ديدم احمد شاملو

شعر نخستين که در جهان ديدم احمد شاملو   نخستین که در جهان دیدم از شادی غریو بر کشیدم: «منم، آه آن معجزتِ نهایی بر سیاره‌ی کوچکِ آب و گیاه!» آنگاه که در جهان زیستم از شگفتی بر خود تپیدم: میراث‌خوارِ آن سفاهتِ ناباور بودن که به چشم و به گوش می‌دیدم و می‌شنیدم! چندان[…]

شعر چون فوران محل مست آتش احمد شاملو

شعر چون فوران فحل‌مست آتش احمد شاملو

شعر چون فوران فحل‌مست آتش احمد شاملو   چون فورانِ فحل‌ْمستِ آتش بر کُره‌ی خمیری به جانبِ ماهِ آهکی غریو می‌کشیدیم. حنجره‌ی خون‌فشانِمان دشنامیه‌های عصب را کفرِ شفافِ عصیان بود ای مرارتِ بی‌فرجامِ حیات‌، ای مرارتِ بی‌حاصل! غلظه‌ی خونِ اسارتِ مستمر در میدانچه‌های تلخِ ورید در میدانچه‌های سنگی‌ بی‌عطوفت… ــ فریبِمان مده‌اِی! حیاتِ ما سهمِ[…]

شعر چاه شغاد را ماننده احمد شاملو

شعر چاه شغاد را ماننده احمد شاملو

شعر چاه شغاد را ماننده احمد شاملو   چاهِ شغاد را ماننده حنجره‌یی پُرخنجر در خاطره‌ی من است: چون اندیشه به گورابِ تلخِ یادی درافتد فریاد شرحه‌شرحه برمی‌آید.   پیشنهاد ویژه برای مطالعه شعر تنهای منظره سهراب سپهری شعری ار فاطمه اختصاری شعری از محمدسعید میرزایی شعر تو به دنیا نخواهی آمد پوریا پلیکان  […]

شعر با تخلص خونین بامداد احمد شاملو

شعر با تخلص خونين بامداد احمد شاملو

شعر با تخلص خونين بامداد احمد شاملو   مرگ آنگاه پاتابه همی‌گشود که خروسِ سحرگهی بانگی همه از بلور سرمی‌داد ــ گوش به بانگِ خروسان درسپردم هم از لحظه‌ی تُردِ میلادِ خویش. □ مرگ آنگاه پاتابه همی‌گشود که پوپکِ زردخال بی‌شانه‌ی نقره به صحرا سرمی‌نهاد ــ به چشم، تاجی به‌خاک‌افگنده جُستم هم از لحظه‌ی نگرانِ[…]

شعر نگران آن دو چشمان است احمد شاملو

شعر نگران آن دو چشمان است احمد شاملو

شعر نگران آن دو چشمان است احمد شاملو   نگران، آن دو چشمان است، دورسوی آن دو سهیل که بر سیبستانِ حیاتِ من می‌نگرد تا از سبزینه‌ی نارسِ خویش سُرخ برآید. سخت‌گیر و آسان‌مهر در فراز کن که سهیل می‌زند! □ سهیلانِ من‌اند ستارگانِ هماره بیدارم، و دروازه‌های افق بر نگرانی‌شان گشوده است. بیمارستان مهرداد[…]

شعر شرقاشرق شادیانه احمد شاملو

شعر شرقاشرق شادیانه احمد شاملو

شعر شرقاشرق شادیانه احمد شاملو   شرقاشرقِ شادیانه به اوجِ آسمان شبنمِ خستگی بر پیشانیِ مادر و کاکلِ پریشانِ آدمی در نقطه‌ی خجسته‌ی میلادش. ۱۳۷۵   پیشنهاد ویژه برای مطالعه شعر تنهای منظره سهراب سپهری شعری ار فاطمه اختصاری شعری از محمدسعید میرزایی شعر تو به دنیا نخواهی آمد پوریا پلیکان   در شعر بالا[…]

chat