شعر مشعل خاموش مهدی اخوان ثالث

لب‌ها پریده رنگ و زبان خشک و چاک چاک – مشعل خاموش

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • لب‌ها پریده رنگ و زبان خشک و چاک چاک – شعر مشعل خاموش مهدی اخوان ثالث

     

    لب‌ها پریده رنگ و زبان خشک و چاک چاک
    رخساره پر غبار غم از سال‌های دور
    در گوشه‌ای ز خلوت این دشت هولناک
    جوی غریب ماندهٔ بی آب و تشنه کام
    افتاده سوت و کور
    بس سال‌ها گذشته کز آن کوه سربلند
    پیک و پیام روشن و پاکی نیامده ست
    وین جوی خشک، رهگذر چشمه‌ای که نیست
    در انتظار سایهٔ ابری و قطره‌ای
    چشمش به راه مانده، امدیش تبه شده ست
    بس سال‌ها گذشته که آن چشمهٔ بزرگ
    دیگر به سوی معبر دیرین روانه نیست
    خشکیده است؟ یا ره دیگر گرفته پیش؟
    او ساز شوق بود و سرود و ترانه داشت
    و کنون که نیست، ساز و سرود و ترانه نیست
    در گوشه‌ای ز خلوت دشت اوفتاده خوار
    بر بستر زوال و فنا، در جوار مرگ
    با آن یگانه همدم دیرین دیر سال
    آن همنشین تشنه، چنار کهن، که نیست
    بر او نه آشیانهٔ مرغ و نه بار و برگ
    آنجا، در انتظار غروبی تشنه است
    کز راه مانده مرغی بر او گذر کند
    چون بیند آشیانه بسی دور و وقت دیر
    بر شاخهٔ برهنهٔ خشکش، غریب وار
    سر زیر بال برده، شبی را سحر کند
    این است آن یگانه ندیمی که جوی خشک
    همسایه است با وی و همراز و همنشین
    وز سال‌های سال
    در گوشه‌ای ز خلوت این دشت یکنواخت
    گسترده است پیکر رنجور بر زمین
    ای جوی خشک! رهگذر چشمهٔ قدیم
    وقتی مه، این پرندهٔ خوشرنگ آسمان
    گسترده است بر تو و بر بستر تو بال
    آیا تو هیچ لب به شکایت گشوده‌ای
    از گردش زمانه و نیرنگ آسمان؟
    من خوب یادم آید ز آن روز و روزگار
    کاندر تو بود، هر چه صفا یا سرور بود
    و آن پاک چشمهٔ تو ازین دشت دیولاخ
    بس دور و دور بود، و ندانست هیچ کس
    کز کوهسار جودی، یا کوه طور بود
    آنجا که هیچ دیده ندید و قدم نرفت
    آنجا که قطره قطره چکد از زبان برگ
    آنجا که ذره ذره تراود ز سقف غار
    روشن چو چشم دختر من، پاک چون بهشت
    دوشیزه چون سرشک سحر، سرد چون تگرگ
    من خوب یادم آید ز آن پیچ و تابهات
    و آنجا که آهوان ز لبت آب خورده‌اند
    آنجا که سایه داشتی از بیدهای سبز
    آنجا که بود بر تو پل و بود آسیا
    و آنجا که دختران ده آب از تو برده‌اند
    و کنون، چو آشیانه متروک، مانده‌ای
    در این سیاه دشت، پریشان وسوت و کور
    آه ای غریب تشنه! چه شد تا چنین شدی
    لب‌ها پریده رنگ و زبان خشک و چاک چاک
    رخساره پر غبار غم از سال‌های دور؟

     

    پیشنهاد ویژه برای مطالعه

    شعر او را صدا بزن نیما یوشیج 

    شعر کژمژ و بی انتها احمد شاملو

    شعر پنجره فروغ فرخزاد

    شعر اینجا پرنده بود سهراب سپهری

     

    در صورتی که در متن بالا، معنای واژه‌ای برایتان ناآشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".

    آ

    هان! هلا! آی!


     

    اشعار مهدی اخوان ثالث

     

    مجموعه شعر زمستان

     

    لب‌ها پریده رنگ و زبان خشک و چاک چاک

    شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «لب‌ها پریده رنگ و زبان خشک و چاک چاک رخساره پر غبار غم از سال‌های دور در گوشه‌ای ز خلوت این دشت هولناک جوی غریب ماندهٔ بی آب و تشنه کام افتاده سوت و کور بس سال‌ها گذشته کز آن کوه سربلند پیک و پیام روشن و پاکی نیامده ست وین جوی خشک، رهگذر چشمه‌ای که نیست در انتظار سایهٔ ابری و قطره‌ای چشمش به راه مانده، امدیش تبه شده ست بس سال‌ها گذشته که آن چشمهٔ بزرگ» آیا با این سطرها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین مهدی اخوان ثالث که از شاعران مهم معاصر ماست دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این سطرها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای مهدی اخوان ثالث بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای سطرهای پایانی یعنی : «آنجا که سایه داشتی از بیدهای سبز آنجا که بود بر تو پل و بود آسیا
    و آنجا که دختران ده آب از تو برده‌اند و کنون، چو آشیانه متروک، مانده‌ای در این سیاه دشت، پریشان وسوت و کور آه ای غریب تشنه! چه شد تا چنین شدی لب‌ها پریده رنگ و زبان خشک و چاک چاک رخساره پر غبار غم از سال‌های دور؟» از چه سطرهایی استفاده می‌کردید؟

     

    دیدگاه شما برای شعر مشعل خاموش مهدی اخوان ثالث

    دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر مشعل خاموش مهدی اخوان ثالث بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

    اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

    اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

    پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat