شعر قلب قوی نیما یوشیج

شعر قلب قوی نیما یوشیج

شعر قلب قوی نیما یوشیج

دیده ای یک گلوله یا تیری

که به خاک اندر آورد شیری

دیده ای پاره سنگ کم وزنی

که چو از مبدأش برون بپرد

دل بحر عظیم را بدرد

در همه موج ها شود نافذ؟

ای نبوده دمی به دهر آرام

پی هنگامه ی دل ناکام،

؛ ای بینوای راه نشین!

پاره ی سنگ و آن گلوله تویی

که ترا انقلاب و دست تهی

می کند سوی عالمی پرتاب.

گر چنین بنگری به قصه ی خویش

ننگری بعد از این به چثه ی خویش

وقع ننهی که هیکلت خرد است.

پیش این آسمان پهناور

چه تفاوت اگر بر آری سر

اندکی مرتفع و یا کوتاه؟

نشود پهنی و بلندی تو

مایه ی عز و ارجمندی تو

ارجمندی پس از کجا پیداست؟

ارجمندی ز قوت دل توست

همه زانجاست آنچه حاصل توست

چو ترا دل بود، به دل بنگر!

پی دشمن بسی لجاجت کن

چون لجاجت کند، سماجت کن

مرد را زندگی چنین باید.

خیز با قوت دل و امید

شب خود را بکن چو روز سفید

خصم، با هیکل و تو با دل خویش.

خویش را با سلاح زینت کن

از همه جانبه مرمت کن

خانه ای را که فقر ویران کرد.

25 فروردین 1305

قالب شعر: نیمایی

برای ورود به اینستاگرام نیما یوشیج اینجا کلیک کنید

 

پیشنهاد ویژه برای نیما یوشیج:

 

شعر صبح نیما یوشیج

شعر مهتاب نیما یوشیج

شعر نام بعضی نفرات نیما یوشیج

شعرداروگ نیما یوشیج

شعر هست شب نیما یوشیج

 

کتاب‌های نیما یوشیج:

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.