شعر شکسته پر نیما یوشیج

شعر شکسته پر نیما یوشیج

شعر شکسته پر نیما یوشیج

 

نزدیک شد رسیدن مرغ شکسته پر

هی پهن می کند پر و هی می زند به در

زین حبسگاه سر

آواز می دههد به همه خفتگان ما

در کارگاه روشن فکر حوان ما

بیدار می کند همه شور نهان ما.

بر بام! این سرای که کردش ستم نگون

استاده است همچو یکی گوی واژگون

می کاودش دو چشم

تا چهره های مرگ نما را کند جدا

از چهره های خشم

تا فکرهای گمشدگان را

که کارشان همیشه ویرانه کردن است

و آثار این خرابی شان هر دم به گردن است

از فکرهای دیگر یکسوی تر کند.

تا نیم مردگان را

کافسرده شوقشان، هم از او با خبر شوند

اول به زنگ های دگر روی می کند

تردید می فزاید

در ساحت غبار پر از شکل جانور.

تصویر آتشی بنماید

با سوزشی آنچه بینی

وز خشم، چیزهای سیه می کند سفید

آن گاه می نماید از این سقف تیره سر

یعنی دمید از پس شام سیه سحر

نزدیک شد رسیدن مرغ شکسته پر.

دی ماه 1319

قالب شعر: نیمایی

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

برای مشاهده ی تمام « کتاب های نیما یوشیج » اینجا کلیک کنید

شعر شکسته پر نیما یوشیج
نزدیک شد رسیدن مرغ شکسته پر
شکسته پر نیما یوشیج
شکسته پر
شعر شکسته پر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *