شعر ساده رنگ سهراب سپهری

شعر ساده رنگ سهراب سپهری

شعر ساده رنگ سهراب سپهری

 

آسمان آبی تر آب آبی تر

من درایوانم رعنا سر حوض

رخت می شوید رعنا

برگ ها می ریزد

مادرم صبحی می گفت

موسم دلگیری است

من به او گفتم : زندگانی سیبی است گاز باید زد با پوست

زن همسایه در پنجره اش تور می بافد می خواند

من ودا می خوانم گاهی نیز

طرح می ریزم سنگی مرغی ابری

آفتابی یکدست

سارها آمده اند

تازه لادن ها پیدا شده اند

من اناری را می کنم دانه به دل می گویم

خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود

می پرد در چشمم آب انار : اشک می ریزم

مادرم می خندد رعنا هم

 

 

 

کتاب‌های سهراب سپهری را از دست ندهید:

 

کتاب‌های سهراب سپهری

 

هشت کتاب سهراب سپهری
هشت کتاب سهراب سپهری

 

کتاب از مصاحبت آفتاب
کتاب از مصاحبت آفتاب

 

 

شعر ساده رنگ سهراب سپهری
شعر ساده رنگ
معنی شعر ساده رنگ
تحلیل شعر ساده رنگ سهراب سپهری
معنی شعر ساده رنگ سهراب
آسمان آبی شعر
آسمان آبی تر آب آبی تر
شعر من در ایوانم
من در ایوانم رعنا سر حوض
زندگانی سیبی ست
زندگانی سیبی
زن همسایه در پنجره اش تور می بافد
من اناری را میکنم دانه
من اناری را میکنم دانه به دل
من اناری را
شعر من اناری را میکنم دانه
متن من اناری را میکنم دانه
من اناری را می کنم دانه به دل
من اناری را می کنم دانه
شعر من اناری را می کنم دانه
من اناری میکنم دانه
من اناری را میکنم دانه به دل میگویم
من اناری میکنم دانه و به دل میگویم
من اناری را میکنم دانه به دل میگویم خوب
من اناری میکنم دانه و به دل میگویم
کاش این مردم دانه های دلشان
کاش این مردم دانه های
خوب بود این مردم دانه های دلشان
خوب بود این مردم دانه های
خوب بود این مردم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *