شعر ری را نیما یوشیج

شعر ری را نیما یوشیج

شعر ری را نیما یوشیج

 

« ری را»…صدا می آید امشب
از پشت « کاچ» که بند آب
برق سیاه تابش تصویری از خراب
در چشم می کشاند.
گویا کسی است که می خواند…

اما صدای آدمی این نیست.
با نظم هوش ربایی من
آوازهای آدمیان را شنیده ام
در گردش شبانی سنگین؛
زاندوه های من
سنگین تر.
و آوازهای آدمیان را یکسر
من دارم از بر.

یکشب درون قایق دلتنگ
خواندند آنچنان؛
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب
می بینم.

ری را ری را…
دارد هوای آن که بخواند.
درین شب سیا.
او نیست با خودش،
او رفته با صدایش اما
خواندن نمی تواند.

1331

 

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

شعر ری را نیما یوشیج
ری را نیما یوشیج
ریرا نیما یوشیج
شعر ریرا نیما یوشیج
ری را صدا می آید امشب
ری را ری را دارد هوای آن که بخواند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *