شعر روشنی من گل آب سهراب سپهری

شعر روشنی من گل آب سهراب سپهری

شعر روشنی من گل آب سهراب سپهری

 

ابری نیست

بادی نیست

می نشینم لب حوض :

گردش ماهی ها ، روشنی ، من ، گل ، آب .

پاکی خوشه ی زیست .

مادرم ریحان می چیند

نان و ریحان و پنیر ، آسمانی بی ابر ، اطلسی هایی تر

رستگاری نزدیک : لای گل های حیاط

نور در کاسه ی مس چه نوازشها می ریزد

نردبان از سر دیوار بلند ، صبح را روی زمین می آرد

پشت لبخندی پنهان هر چیز

روزنی دارد دیوار زمان ، که از آن ، چهره ی من پیداست

چیزهایی هست که نمی دانم

می دانم ، سبزه ای را بکنم خواهم مـُـرد

می روم بالا تا اوج ، من پر از بال و پرم .

راه می بینم در ظلمت ، من پر از فانوسم .

من پر از نورم و شن

و پر از دار و درخت .

پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج .

پرم از سایه ی برگی در آب :

چه درونم تنهاست .

 

 

کتاب‌های سهراب سپهری را از دست ندهید:

 

کتاب‌های سهراب سپهری

 

هشت کتاب سهراب سپهری
هشت کتاب سهراب سپهری

 

کتاب از مصاحبت آفتاب
کتاب از مصاحبت آفتاب

 

 

شعر روشنی من گل آب سهراب سپهری
روشنی من گل آب
روشنی من گل آب سهراب
روشنی من گل
روشنی من گل آب گروه دایره
روشنی من گل آب سهراب سپهری آپارات
معنی شعر روشنی من گل آب
تفسیر شعر روشنی من گل آب
ابری نیست
ابری نیست بادی نیست
شعر ابری نیست سهراب
شعر ابری نیست بادی نیست سهراب سپهری
شعر ابری نیست بادی نیست
شعر آسمان همیشه ابری نیست
گردش ماهی ها روشنی
شعر مادرم ریحان می چیند
نان و ریحان و پنیر
شعر نان و ریحان و پنیر
رستگاری نزدیک
رستگاری نزدیک لای گل های حیاط
نور در کاسه مس
نور در کاسه ی مس
شعر نور در کاسه مس
نور کاسه ای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *