دیوار

در گذشت پر شتاب لحظه های سرد – دیوار

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • در گذشت پر شتاب لحظه های سرد – شعر دیوار فروغ فرخزاد

     

    در گذشت پر شتاب لحظه های سرد
    چشمهای وحشی تو در سکوت خویش
    گرد من دیوار می سازد

    می گریزم از تو در بیراهه های راه
    تا ببینم دشتها را در غبار ماه
    تا بشویم تن به آب چشمه های نور
    در مه رنگین صبح گرم تابستان
    پر کنم دامان ز سوسن های صحرایی
    بشنوم بانگ خروسان را ز بام کلبهٔ دهقان

    می گریزم از تو تا در دامن صحرا
    سخت بفشارم به روی سبزه ها پا را
    یا بنوشم شبنم سرد علفها را

    می گریزم از تو تا در ساحلی متروک
    از فراز صخره های گمشده در ابر تاریکی
    بنگرم رقص دوار انگیز طوفانهای دریا را

    در غروبی دور
    چون کبوترهای وحشی زیر پر گیرم
    دشتها را ، کوهها را ، آسمانها را
    بشنوم از لابلای بوته های خشک
    نغمه های شادی مرغان صحرا را

    می گریزم از تو تا دور از تو بگشایم
    راه شهر آرزوها را
    و درون شهر …
    قفل سنگین طلایی قصر رویا را

    لیک چشمان تو با فریاد خاموشش
    راهها را در نگاهم تار می سازد
    همچنان در ظلمت رازش
    گرد من دیوار می سازد

    عاقبت یکروز …
    می گریزم از فسون دیدهٔ تردید
    می تروام همچو عطری از گل رنگین رویاها
    می خزم در موج گیسوی نسیم شب
    می روم تا ساحل خورشید .
    در جهانی خفته در آرامشی جاوید

    نرم می لغزم درون بستر ابری طلایی رنگ
    پنجه های نور می ریزد بروی آسمان شاد
    طرح بس آهنگ

    من از آنجا سر خوش و آزاد
    دیده می دوزم به دنیایی که چشم پر فسون تو
    راههایش را به چشمم تار می سازد
    دیده می دوزم به دنیایی که چشم پر فسون تو
    همچنان در ظلمت رازش
    گرد آن دیوار می سازد

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    Picsart 22 11 29 00 14 09 774 KhiufDRqyjJiPyn84qOb8Oj5g4duiGlp

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat