شعر در سفر آن سوها سهراب سپهری

شعر در سفر آن سوها سهراب سپهری

شعر در سفر آن سوها سهراب سپهری

 

ایوان تهــی است و باغ از یاد مسافر سرشار

در دره آفتاب سر بر گرفته ای

کنار بالش تو بید سایه فکن از پادرآمده است

دوری تو از آن سوی شقایق دوری

در خیرگی بوته ها کو سایه لبخندی که گذر کند ؟

از کشاف اندیشه کو نسیمی که درون آید ؟

سنگریزه رود بر گونه تو می لغزد

شبنم جنگل دور سیمای ترا می رباید

ترا از تو ربوده اند و این تنها ژرف است

می گریی و در بیراهه زمزمه ای سرگردان می شوی

 

 

 

کتاب‌های سهراب سپهری را از دست ندهید:

 

کتاب‌های سهراب سپهری

 

هشت کتاب سهراب سپهری
هشت کتاب سهراب سپهری

 

کتاب از مصاحبت آفتاب
کتاب از مصاحبت آفتاب

 

 

 

شعر در سفر آن سوها سهراب سپهری
در سفر آن سوها سهراب سپهری
شعر در سفر سهراب سپهری
ایوان تهی است و باغ از یاد مسافر سرشار
کنار بالش تو بید سایه فکن سهراب سپهری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *