شعر خفته مهدی اخوان ثالث 2

آمد به سوی شهر از آن دور دورها – خفته

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • آمد به سوی شهر از آن دور دورها – شعر خفته مهدی اخوان ثالث

     

    آمد به سوی شهر از آن دور دورها
    آشفته حال باد سحرخیز فرودین
    گفتی کسی به عمد بر آشفت خاکدان
    زان دامنی که باد کشیدیش بر زمین
    شب همچو زهد شیخ گرفتار وسوسه
    روز از نهاد چرخ چو شیطان شتاب کن
    همچون تبسمی که کند دختری عفیف
    بنیاد زهد و خانهٔ تقوا خراب کن
    آن اختران چو لشکریان گریخته
    هر یک به جد و جهد پی استتار خویش
    افشانده موی دخترکی ارمنی به روی
    فرمانروا نه عدل، نه بیداد، گرگ و میش
    سوسو کنان به طول خیابان چراغ‌ها
    بر تاج تابناک ستون‌های مستقیم
    چون موج باده پشت بلورین ایغها
    یا رقص لاله زار به همراهی نسیم
    آمد مرا به گوش غریوی که می‌کشید
    نقاره با تغنی منحوس و دلخراش
    ناقوس شوم مرده دلان است، کز لحد
    سر بر کشیده‌اند به انگیزهٔ معاش
    توأم به این سرود پر ابهام مذهبی
    در آسمان تیره نعیب غراب‌ها
    گفتی ز بس خروش که می‌آمدم به گوش
    غلتان شدند از بر البرز آب‌ها
    من در بغل گرفته کتابی چو جان عزیز
    شوریده مو به جانب صحرا قدم زنان
    از شهر و اهل شهر به تعجیل در گریز
    بر هم نهاده چشم ز توفان تیره جان
    بر هم نهاده چشم و روان، دست‌ها به جیب
    وز فرط گرد و خاک به گردم حصارها
    ناگه گرفت راه مرا پیکری نحیف
    چون سنگ کوه، در قدم چشمه سارها
    دیدم به پای کاخ رفیعی که قبه اش
    راحت غنوده به دامان کهکشان
    خوابیده مرد زار و فقیری که جبه‌اش
    غربال بود و هادی غم‌های بیکران
    کاخی قشنگ، مظهر بیدادهای شوم
    مهتاب رنگ و دلکش و جان پرور و رفیع
    مردی اسیر دوزخ این کهنه مرز و بوم
    چون بره‌ای که گم شده از گله‌ای وسیع
    از کاخ رفته قهقههٔ شوق تا فلک
    چون خنده‌های باده ز حلقوم کوزه‌ها
    وان ناله‌های خفته کمک می‌کند به شک
    کاین صوت مرد نیست که آه عجوزه‌ها
    تعبیر آه و قهقهه خاطر نشان کند
    مفهوم بی عدالتی و نیش و نوش را
    وین پردهٔ فصیح مجسم عیان کند
    دنیای ظلم و جور سباع و وحوش را
    آن یک به فوق مسکنت از ظلم و جور این
    این یک به تخت مقدرت از دسترنج آن
    این با سرور و شادی و عیش و طرب قرین
    و آن با عذاب و ذلت و اندوه توأمان
    گفتم به روح خفتهٔ آن مرد بی خبر
    تا کی تو خفته‌ای؟ بنگر آفتاب زد
    بر خیز و مرد باش، ولیکن حذر، حذر
    زنهار، بی گدار نباید به آب زد
    همدرد من! عزیز من! ای مرد بینوا
    آخر تو نیز زنده‌ای، این خواب جهل چیست
    مرد نبرد باش که در این کهن سرا
    کاری محال در بر مرد نبرد نیست
    زنهار، خواب غفلت و بیچارگی بس است
    هنگام کوشش است اگر چشم واکنی
    تا کی به انتظار قیامت توان نشست
    برخیز تا هزار قیامت به پا کنی

     

    پیشنهاد ویژه برای مطالعه

    شعر او را صدا بزن نیما یوشیج 

    شعر کژمژ و بی انتها احمد شاملو

    شعر پنجره فروغ فرخزاد

    شعر اینجا پرنده بود سهراب سپهری

     

    در صورتی که در متن بالا، معنای واژه‌ای برایتان ناآشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".

    آ

    هان! هلا! آی!


     

    اشعار مهدی اخوان ثالث

     

    مجموعه شعر زمستان

    آمد به سوی شهر از آن دور دورها

    شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «آمد به سوی شهر از آن دور دورها آشفته حال باد سحرخیز فرودین گفتی کسی به عمد بر آشفت خاکدان زان دامنی که باد کشیدیش بر زمین شب همچو زهد شیخ گرفتار وسوسه روز از نهاد چرخ چو شیطان شتاب کن» آیا با این سطرها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین مهدی اخوان ثالث که از شاعران مهم معاصر ماست دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این سطرها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای مهدی اخوان ثالث بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای سطرهای پایانی یعنی : «زنهار، خواب غفلت و بیچارگی بس است هنگام کوشش است اگر چشم واکنی تا کی به انتظار قیامت توان نشست برخیز تا هزار قیامت به پا کنی» از چه سطرهایی استفاده می‌کردید؟

     

    دیدگاه شما برای شعر خفته مهدی اخوان ثالث

    دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر خفته مهدی اخوان ثالث بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

    اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

    اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

    پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

     

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat