جرم خورشید چوازحوت به برج بره شد

جرم خورشید چوازحوت به برج بره شد

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • شعر جرم خورشید چوازحوت به برج بره شد ملک الشعرا بهار 

    یک صفحه از تاریخ 

     

    جرم خورشید چوازحوت به برج بره شد

    مجلس چاردهم ملعبه ومسخره شد

     

    آذر آبادان شد جایگه لشگر روس

    دستهٔ پیشه‌وری صاحب فری فره شد

     

    توده کارگران جنبش کردند به ری

    «‌هریکی زیشان گفتی که یکی قسوره شد»

     

    کاروانی همی از ری به‌ سوی مسکو رفت

    جمله خاطرها مستغرق این خاطره شد

     

    دستهٔ دزدان چون دیدند این معنی را

    هریکی بهر فراریدن‌، چون فرفره شد

     

    چست و چالاک دویدند به هر گوشه ز هول

    آن یکی کبک شد و این یک با قرقره شد

     

    قوهٔ ماسکه و لامسه از کار افتاد

    سمع از سامعه رفت و بصر از باصره شد

     

    کاروان شده بازآمد بی‌نیل مرام

    مرکز ایران ماتمکده و مقبره شد

     

    هیئت دولت از بام نشستی تا شام

    خون دل‌، شام شب و رنج و الم شبچره شد

     

    مشورت‌ها به میان آمد با خیل خواص

    وی بسا کس که خیانتگر این مشوره شد

     

    نعرهٔ پیشه‌وری گشت بلندآواتر

    سوت کش بوق شد وقلقلکش خنبره شد

     

    دُم او گشت کلفت و سر او گشت بزرگ

    چون توانگر شد گفتی سخنش نادره شد

     

    حزب توده همگی جانب او بگرفتند

    بد کسی نیز که با توده همی یکسره شد

     

    چند تن رفتند از صحنهٔ دولت به کنار

    چند تن توده نمایشگر این منظره شد

     

    بارزانی شد همدست به ایل شکاک

    در ره سقز و بانه سوی کوه و دره شد

     

    دستهٔ پیشه‌وری نیز به‌ سوی همدان

    حمله‌ها برد ولی خرد درین دایره شد

     

    دسته‌ای رفت ز خلخال به منجیل و به رشت

    صید خورشید، تمنای دل شب‌پره شد

     

    لشگر شه سر ره سخت بر ایشان بگرفت

    پهنهٔ رزم ز آتش چو یکی مجمره شد

     

    طبرستانی و گیلانی و زنجانی را

    راندن دزدان از ملک‌، مرامی سره شد

     

    ای بسا دل که ز جور سفها خون گردید

    وی بسا سینه که از تیر عدو پنجره شد

     

    عاقبت رزم به کام دل رزم‌آرا گشت

    دشمن گرگ‌صفت رام بسان بره شد

     

    ایل شکاک یقین کرد که تفصیل کجاست

    بارزانی را بار از نی و نقل از تره شد

     

    لشگر روس برون رفت ز خاک تبریز

    نفت و بنزین سبب سرعت این باخره شد

     

    غلط دیگر زد کابینه و شد توده برون

    صدراعظم را میدان عمل یکسره شد

     

    کشور ایران یکباره بجنبید چو دید

    سر این ملک کرفتار بلای خوره شد

     

    لشگر شاه ز زنجان چو به تبریز رسید

    حزب خود مختار از جلفا بر قنطره شد

     

    مجلس پانزدهم گشت از آن‌ پس تشکیل

    آن یکی بلبل گشت و دگری زنجره شد

     

    رفت روز خطر و دغدغهٔ نفت شمال

    نوبت خیمه‌شب‌بازی انگلتره شد

     

    صاحب دولت و اعوان و هوادارانش

    بیخشان یک‌یک از باغ سیاست اره شد

     

    آنچنان کشف شد اسرار بریتانی و نفت

    که نفس‌ها گره اندر گلو و خرخره شد

     

    این‌یکی گشت وزبر و دگری کشت کفیل

    آن‌یکی نیزبه دولت طرف مشوره شد

     

    لیک مجلس سخنانی که نبایستی گفت

    گفت و با برق پراکنده به گرد کره شد

     

    ناگهان دستی پیدا شد و قصدی پیوست

    که دل اهل وطن پرطپش و دلخوره شد

     

    گلهٔ دزدان گشتند ازین قصد آباد

    کار آزادی لیکن پس از آن یکسره شد

     

    گلهٔ دزدان کاز میدان دررفته بدند

    بازگشتند و نفس‌شان باز از حنجره شد

     

    لگن خاصره‌ای بس که ز نو جمجمه گشت

    وی بسا جمجمه کز نو لگن خاصره شد

     

    شد حکیمی که محلل بود، ازکار به دور

    وز پی‌اش ساعد، فرمانده مستعمره شد

     

    ارتجاع آمد و از آزادی کینه کشید

    رفت پالان گرو ایام به کام خره شد

     

    مشکلات پلتیکی همه از یاد برفت

    گفتگوها و خطرها همه از ذاکره شد

     

    سخن مرد درم‌یافته با یاد آمد

    « کاروانی زده شد کار گروهی سره شد»

     

     

    مطالب بیشتر در:

    ملک الشعرا بهار

     

    شعر مشروطه

     

    وزن شعر: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

     

    قالب شعر: قصیده

     

    پیشنهاد ویژه برای مطالعه 

    گله عاشق – آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس

    دانلود آهنگ دیوار سامان جلیلی + پخش آنلاین

    مقایسه دو منظومه

    اگرکه پشت من از بار حادثات خمید

     

     

    در صورتی که در متن بالا، معنای واژه‌ای برایتان ناآشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".


     

    جرم خورشید چوازحوت به برج بره شد

    شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «جرم خورشید چوازحوت به برج بره شد مجلس چاردهم ملعبه ومسخره شد آذر آبادان شد جایگه لشگر روس دستهٔ پیشه‌وری صاحب فری فره شد» آیا با این سطرها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین ملک الشعرا بهار که از شاعران مهم دوره مشروطه است دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این سطر ها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای ملک الشعرا بهار  بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای سطر های پایانی یعنی: «مشکلات پلتیکی همه از یاد برفت گفتگوها و خطرها همه از ذاکره شد سخن مرد درم‌یافته با یاد آمد « کاروانی زده شد کار گروهی سره شد»» از چه سطر هایی استفاده می‌کردید؟

    شعر یک صفحه از تاریخ ملک الشعرا بهار

    دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر یک صفحه از تاریخ ملک الشعرا بهار بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

    اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

    اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

    پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat