شعر جامه نو نیما یوشیج

شعر جامه نو نیما یوشیج

شعر جامه نو نیما یوشیج

 

یکی جامه آن مرد خیاط دوخت

قضا را تن صاحب جامه سوخت

چو شد اوستا جانب مسکنش

بپوشاند آن دوخته بر تنش.

بنالید تن سوخته از نهاد.

که جامه چه بد دوختی اوستاد!

دمی چند بر وی ملامت گرفت

بدو گفت استاد: «نه جای شگفت

بود جامه ام گر چه خوش دوخته

خشونت کند در تن سوخته.

شود مایه ی عیب بسیار من

ز عیب تو باشد اگر کار من».

 

قالب شعر: مثنوی

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

 

 

شعر جامه نو نیما یوشیج
شعر جامه ی نو نیما یوشیج
شعر جامه ی نو
جامه نو نیما یوشیج
یکی جامه آن مرد خیاط دوخت نیما یوشیج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *