شعر تسلیم شده نیما یوشیج

شعر تسلیم شده نیما یوشیج

شعر تسلیم شده نیما یوشیج

 

شده ام فرد و گشته ام تسلیم

مثل یک شاخه در کف امواج

برده هنگامه های صعب و الم

برگ های مرا گه تاراج

مانده ام هر کجا تن یکه.

یکه ام حال در بلا دیدن.

گر چنین بی بضاعتم زان است

که جهان با بضاعت زان است

که جهان با بضاعت است ز من

دزد من اغتشاش دوران است

نگذرد هم ز شاخه ای دوران.

دور شد آن گل شکفته ی من

دور ماند از من آشیانه ی من

رازهای همه نگفته ی من

دیدی ای قلب بد بهانه ی من

که زمانه چه فکر در سر داشت؟

تا من از اصل خود جدا شده ام

دمی آرامی ام نبوده به دهر

طالب رنج و ماجرا شده ام

کرده ام از شکفتن خود قهر

مانده ام با زمانه در تردید.

اینک ای موج های بی آرام!

ببریدم به سوی دورترین

نقطه های نهان که یک ناکام

بتواند در انزوای حزین

دروتر ماند از خلاصی خویش.

11 فروردین 1305

قالب شعر: چهار پاره

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

برای مشاهده ی تمام « کتاب های نیما یوشیج » اینجا کلیک کنید

 

شعر تسلیم شده نیما یوشیج
تسلیم شده نیما یوشیج
شعر تسلیم شده
شعر تسلیم
شده ام فرد و گشته ام تسلیم
شده ام فرد نیما یوشیج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *