تا تاختند بی هنران در مصاف ها

تا تاختند بی‌هنران در مصاف‌ها

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • شعر تا تاختند بی‌هنران در مصاف‌ها ملک الشعرا بهار 

    پاسخ به شعاع الملک

     

    تا تاختند بی‌هنران در مصاف‌ها

    زد زنگ‌، تیغ‌های هنر در غلاف‌ها

     

    ناچار تن زند ز مصاف مخنثان

    آن کس که‌برشکست به‌مردی ‌مصاف‌ها

     

    تا لافزن نمود زبان هنر دراز

    ی‌ت‌باره کرد خوی‌، زبان‌ها به لاف‌ها

     

    تا تیره دُرددن به می صاف چیره گشت

    ماندند دُردها و رمیدند صاف‌ها

     

    پرورده شد به طرد حقایق دماغ‌ها

    گسترده شد بگرد طبایع گزاف‌ها

     

    بر باد رفت قاعدهٔ اجتماع‌ها

    وز هم گسست رابطهٔ ائتلاف‌ها

     

    مردم ز طوف کعبهٔ عزت کرانه کرد

    بگرفت گرد خانهٔ عزّی طواف‌ها

     

    مردی به خاک خفت ازین بی‌حمیتان

    عفت به باد رفت از این بی‌عفاف‌ها

     

    رفتند خواجگان کریم و نماند نام

    زان اصطناع‌ها و از آن انتصاف‌ها

     

    آئین دیرباز دگرگونه گشت و شد

    وارون طواف‌ها و دگرگون مطاف‌ها

     

    نامردی زمانه نگر کزین صطبل

    بر قصرها شدند فراجاف جاف‌ها

     

    آبستنان حرص چمان پیش صف بار

    وز بار حرصشان به زمین سوده‌ناف‌ها

     

    آن یک امیر لشکر و این یک‌ وزیر جنگ

    لعنت برین مضاف‌الیه و مضاف‌ها

     

    آزاد جاهلان وگشاده زبان‌، خران

    بسته مدرسان و فقیهان به خواف‌ها

     

    ………….. …………..

    ……………………….

     

    اکنون ‌لحاف و بستر‌، سنجاب و خز کنند

    آنان که پاره بد به کتفشان لحاف‌ها

     

    وقتست تا میان چمن عاملان دی

    بر گلبنان کنند ز نو اعتساف‌ها

     

    تا زاغ‌ها به باغ گشادند حنجره

    بستند نای‌، زمزمه خوان زندباف‌ها

     

    خفاش ها شدند از اشکفت‌ها برون

    طاووس‌ها شدند نهان در شکاف‌ها

     

    شهبوف‌ها شدند مهاجم به قصرها

    سیمرغ‌ها شدندگریزان به قاف‌ها

     

    ………………………

    ……. … …. …………..

     

    کل را وفاق پیشه بدو بید را خلاف(‌)

    پنهان وفاق‌ها شد و عریان خلاف‌ها

     

    زودا که بوستان فضیلت خزان شود

    زبن انقلاب کشور و این اختلاف‌ها

     

    کندیم و کافتیم و بهر سو شتافتیم

    دیدیم سبع‌های سمان و عجاف‌ها‌

     

    الا سه چار یار پراکنده گرد دهر

    چیزی نیافتیم از آن کند و کاف‌ها

     

    هان ای‌ شعاع ملک ز یاران‌ یکی تویی

    نزد من از بزرگترین اکتشاف‌ها

     

    پیوسته فحل طبع تو با بکر فکر نغز

    دارد درون حجلهٔ دانش زفاف‌ها

     

    بر چامهٔ بدیع تو صدآفرین که داشت

    خنگ هنر بهر نقطش انعطاف‌ها

     

    آن حله بود بافته از تار و پود فضل

    کانسان نبافتند دگر حله‌باف‌ها

     

    از کوثر معانی شیرین و لفظ عذب

    کرده است ساقی هنرت اغتراف‌ها

     

    قندیست پارسی که‌شکرپاسخان ری

    در پر حلاوتیش کنند اعتراف‌ها

     

    تا نیست درکریمی یزدان مخالفت

    تا هست در قدیمی گیهان خلاف‌ها

     

    حی قدیمت ازکرم و بخشش عمیم

    اندرکنیف لطف کناد اکتناف‌ها

     

    بندد به کارنامهٔ فضلت طرازها

    بخشد زکارخانهٔ فیضت کفاف‌ها

     

     

    مطالب بیشتر در:

    ملک الشعرا بهار

     

    شعر مشروطه

     

    وزن شعر: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

     

    قالب شعر: قصیده

     

    پیشنهاد ویژه برای مطالعه 

    8 جمله معروف پدر و پارامو خوآن رولفو – تکه کتاب

    دانلود آهنگ ملت عشق روزبه نعمت الهی + پخش آنلاین

    دانلود آهنگ عاشقانه

    چون ابر به نوروز رخ لاله بشست – 24

     

     

    در صورتی که در متن بالا، معنای واژه‌ای برایتان ناآشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".


     

    تا تاختند بی‌هنران در مصاف‌ها

    شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «تا تاختند بی‌هنران در مصاف‌ها زد زنگ‌، تیغ‌های هنر در غلاف‌ها ناچار تن زند ز مصاف مخنثان آن کس که‌برشکست به‌مردی ‌مصاف‌ها» آیا با این سطرها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین ملک الشعرا بهار که از شاعران مهم دوره مشروطه است دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این سطر ها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای ملک الشعرا بهار  بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای سطر های پایانی یعنی : «حی قدیمت ازکرم و بخشش عمیم اندرکنیف لطف کناد اکتناف‌ها بندد به کارنامهٔ فضلت طرازها بخشد زکارخانهٔ فیضت کفاف‌ها» از چه سطر هایی استفاده می‌کردید؟

    شعر پاسخ به شعاع الملک ملک الشعرا بهار

    دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر پاسخ به شعاع الملک ملک الشعرا بهار بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

    اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

    اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

    پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

     

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat