بایگانی دسته بندی: شعر اجتماعی

شعر نابکاران

شعر نابکاران

شعر نابکاران سید علی حسینی (ولقان) «نابکاران» نابکاران در تلاشند و امیدی پیش نیست غافلان ، انسان بودن ریشه است در ریش نیست روزگاران در گذر ، ظلم و ستم تا کی رواست میگذرد این هم به فردا روزهایی بیش نیست کشتن این نوجوانان حق این ملت نبود یاغیان آدم کشان و خود فروشان خیش[…]

شعر شادی سجاد فرهمند

شعر شادی سجاد فرهمند

  شعر شادی سجاد فرهمند   در اندیشه خیال شادی داشت فرمول عشق برای آبادی داشت زمزمه پردازِ ترانه هایِ بارانی رویای رسیدن به آزادی داشت دکتر سجاد فرهمند

سوگواران را مجال بازدید و عید نیست

سوگواران را مجال بازدید و عید نیست با صدای پوریا پلیکان

شعر فرخی یزدی با صدای پوریا پلیکان     سوگواران را مجال بازدید و دید نیست باز گرد ای عید از زندان که ما را عید نیست   گفتن لفظ مبارکباد طوطی در قفس شاهد آئینه دل داند که جز تقلید نیست   عید نوروزی که از بیداد ضحاکی عزاست هر که شادی می کند[…]

کیانوش خان محمدی نهنگ

شعر نهنگ کیانوش خان محمدی

شعر نهنگ کیانوش خان محمدی   پرسیدم: «پدر! نهنگ بزرگ تر است یا دریا؟» گفت: «معلوم است پسرم، نهنگ! برای همین است که از دریا بیرون می زند…»

آیدا دانشمندی

شعری از آیدا دانشمندی

شعری از آیدا دانشمندی شعر سیزدهم از کتاب چین و چروک های خانم اتو آیدا دانشمندی   وطن به هیأت انسان در آمده ست و زن است زنی که خوش نمک و گرم و قابل دهن است وطن زنی ست در آن سوی ابرهای جهان و چشم های تو هیز ست، مثل مه شکن است[…]

شعر-در-دکان-عدلتان-معصومه-شفیعی

شعر در دکان عدلتان معصومه شفیعی

شعر در دکان عدلتان معصومه شفیعی   در دکانِ عدلتان جای کمی وجدان نبود؟ قیمتِ نان مثل خون دل چرا ارزان نبود؟ دم به دم ازکفر و ایمان دم زدید اما چرا در پسِ این گفته‌ها یک‌ذره‌هم ایمان نبود؟ آدمی با خوردن گندم به خاک افتاده شد زیر پاهای شما دنیا چرا لرزان نبود؟ از[…]

chat