بایگانی دسته بندی: شعر‌ بر اساس موضوع

شعر بر اساس موضوع: در تمام تاریخ ادبیات جهان شعر را می توان در دسته های موضوعی مختلف طبقه بندی کرد. ما نیز اشعار را دسته بندی کرده ایم.

شعر بر اساس موضوع

سعی کرده ایم اشعاری که در فضای شعر و مهر منتشر می شوند را در دسته های مختلف از لحاظ موضوعی طبقه بندی کنیم. به طور مثال: شعر عاشقانه، شعر اجتماعی، شعر سیاسی، شعر فلسفی، شعر اعتراضی و… اگر اثری را در این محیط خواندید و فکر می کردید که باید در بخشی از این طبقه ها دسته بندی شود در قسمت دیدگاه ها به ما یادآوری کنید.

برای ورود به بخش های مختلف از تقسیم بندی اشعار می توانید روی دکمه های زیر کلیک کنید:

شعر عاشقانه

شعر اجتماعی

شعر اعتراضی

شعر سیاسی

شعر فلسفی

شعر نابکاران

شعر نابکاران

شعر نابکاران سید علی حسینی (ولقان) «نابکاران» نابکاران در تلاشند و امیدی پیش نیست غافلان ، انسان بودن ریشه است در ریش نیست روزگاران در گذر ، ظلم و ستم تا کی رواست میگذرد این هم به فردا روزهایی بیش نیست کشتن این نوجوانان حق این ملت نبود یاغیان آدم کشان و خود فروشان خیش[…]

شعر عاشقانه احمد شاملو

شعر عاشقانه احمد شاملو

شعر عاشقانه احمد شاملو   بیتوته‌ی کوتاهی‌ست جهان در فاصله‌ی گناه و دوزخ خورشید همچون دشنامی برمی‌آید و روز شرمساری جبران‌ناپذیری‌ست. آه پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی درخت، جهلِ معصیت‌بارِ نیاکان است و نسیم وسوسه‌یی‌ست نابکار. مهتاب پاییزی کفری‌ست که جهان را می‌آلاید. چیزی بگوی پیش از آنکه در اشک غرقه[…]

شعر عاشقانه احمد شاملو

شعر عاشقانه احمد شاملو

شعر عاشقانه احمد شاملو   آنکه می‌گوید دوستت می‌دارم خنیاگرِ غمگینی‌ست که آوازش را از دست داده است. ای کاش عشق را زبانِ سخن بود هزار کاکُلی شاد در چشمانِ توست هزار قناری خاموش در گلوی من. عشق را ای کاش زبانِ سخن بود □ آنکه می‌گوید دوستت می‌دارم دلِ اندُه‌گینِ شبی‌ست که مهتابش را[…]

شعر شکاف احمد شاملو

شعر شکاف احمد شاملو

شعر شکاف احمد شاملو   زاده شدن بر نیزه‌ی تاریک همچون میلادِ گشاده‌ی زخمی. سِفْرِ یگانه‌ی فرصت را سراسر در سلسله پیمودن. بر شعله‌ی خویش سوختن تا جرقّه‌ی واپسین، بر شعله‌ی حُرمتی که در خاکِ راهش یافته‌اند بردگان این‌چنین. اینچنین سُرخ و لوند بر خاربوته‌ی خون شکفتن وینچنین گردن‌فراز بر تازیانه‌زارِ تحقیر گذشتن و راه[…]

شعر شبانه احمد شاملو

شعر شبانه احمد شاملو

شعر شبانه احمد شاملو   شانه‌ات مُجابم می‌کند در بستری که عشق تشنگی‌ست زلالِ شانه‌هایت همچنانم عطش می‌دهد در بستری که عشق مُجابش کرده است. اردیبهشتِ ۱۳۵۴   پیشنهاد ویژه برای مطالعه شعر با چشم ها احمد شاملو شعر میعاد احمد شاملو شعر مرثیه احمد شاملو  نامه های احمد شاملو به آیدا   در شعر[…]

شعر فراقی احمد شاملو

شعر فراقی احمد شاملو

شعر فراقی احمد شاملو   چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمونِ تلخِ زنده‌به‌گوری! چه بی‌تابانه تو را طلب می‌کنم! بر پُشتِ سمندی گویی نوزین که قرارش نیست. و فاصله تجربه‌یی بیهوده است. بوی پیرهنت، این‌جا و اکنون. ــ کوه‌ها در فاصله سردند. دست در کوچه و بستر حضورِ مأنوسِ دستِ تو را می‌جوید، و به[…]

شعر سرود ابراهیم در آتش احمد شاملو

شعر سرود ابراهیم در آتش احمد شاملو

شعر سرود ابراهیم در آتش احمد شاملو   در آوارِ خونینِ گرگ‌ومیش دیگرگونه مردی آنک، که خاک را سبز می‌خواست و عشق را شایسته‌ی زیباترینِ زنان که این‌اش به نظر هدیّتی نه چنان کم‌بها بود که خاک و سنگ را بشاید. چه مردی! چه مردی! که می‌گفت قلب را شایسته‌تر آن که به هفت شمشیرِ[…]

شعر شادی سجاد فرهمند

شعر شادی سجاد فرهمند

  شعر شادی سجاد فرهمند   در اندیشه خیال شادی داشت فرمول عشق برای آبادی داشت زمزمه پردازِ ترانه هایِ بارانی رویای رسیدن به آزادی داشت دکتر سجاد فرهمند

شبانه 2

شعر شبانه احمد شاملو

شعر شبانه احمد شاملو   به گوهرِ مراد کوچه‌ها باریکن دُکّونا بسته‌س، خونه‌ها تاریکن تاقا شیکسته‌س، از صدا افتاده تار و کمونچه مُرده می‌برن کوچه به کوچه. □ نگا کن! مُرده‌ها به مُرده نمی‌رن، حتا به شمعِ جون‌سپرده نمی‌رن، شکلِ فانوسی‌ین که اگه خاموشه واسه نَف‌نیس هَنو یه عالم نف توشه. □ جماعت! من دیگه[…]

انگیزه های خاموشی

شعر انگیزه های خاموشی احمد شاملو

شعر انگیزه های خاموشی احمد شاملو   پس آدم، ابوالبشر، به پیرامنِ خویش نظاره کرد و بر زمینِ عُریان نظاره کرد و به آفتاب که روی درمی‌پوشید نظاره کرد و در این هنگام، بادهای سرد بر خاکِ برهنه می‌جنبید و سایه‌ها همه‌جا بر خاک می‌جنبید و هر چیزِ دیدنی به هیأتِ سایه‌یی درآمده در سایه‌ی[…]

کوه ها

شعر کوه ها احمد شاملو

شعر کوه ها احمد شاملو   کوه‌ها با هم‌اند و تنهایند همچو ما، باهمانِ تنهایان. ۱۳۳۹         پیشنهاد ویژه برای احمد شاملو: شعر باغ آینه احمد شاملو شعر شعری که زندگی ست احمد شاملو شعر عشق عمومی احمد شاملو شعر تو را دوست می دارم احمد شاملو     پیشنهاد ویژه برای[…]

شبانه 3

شعر شبانه 3 احمد شاملو

شعر شبانه ۳ احمد شاملو   عشق خاطره‌یی‌ست به انتظارِ حدوث و تجدد نشسته، چرا که آنان اکنون هر دو خفته‌اند: در این سویِ بستر مردی و زنی در آن‌سوی. □ تُندبادی بر درگاه و تُندباری بر بام. مردی و زنی خفته. و در انتظارِ تکرار و حدوث عشقی خسته. ۱۳۳۸       همچنین[…]

زن خفته

شعر زن خفته احمد شاملو

شعر زن خفته احمد شاملو   کنارِ من چسبیده به من در عظیم‌تر فاصله‌یی از من سینه‌اش به آرامی از حباب‌های هوا پُر و خالی می‌شود. چشم‌هایش که دوست می‌دارم ــ زیرِ پلکانِ فروکشیده نهفته است. «کجایی؟ چیستی؟ چه می‌خواهی؟» سینه‌اش به آرامی از حباب‌های هوا پُر و خالی می‌شود. ۱۳۳۸       همچنین[…]

شبانه به کیانوش

شعر شبانه احمد شاملو

شعر شبانه احمد شاملو   به محمود کیانوش شب تار شب بیدار شب سرشار است. زیباتر شبی برای مردن. آسمان را بگو از الماسِ ستارگانش خنجری به من دهد. □ شب سراسرِ شب یکسر از حماسه‌ی دریای بهانه‌جو بی‌خواب مانده است. دریای خالی دریای بی‌نوا… □ جنگلِ سالخورده به‌سنگینی نفسی کشید و جنبشی کرد و[…]

بر سنگفرش

شعر بر سنگ فرش احمد شاملو

شعر بر سنگ فرش احمد شاملو   یارانِ ناشناخته‌ام چون اخترانِ سوخته چندان به خاکِ تیره فروریختند سرد که گفتی دیگر زمین همیشه شبی بی‌ستاره ماند. □ آنگاه من که بودم جغدِ سکوتِ لانه‌ی تاریکِ دردِ خویش، چنگِ زهم‌گسیخته‌زه را یک سو نهادم فانوس برگرفته به معبر درآمدم گشتم میانِ کوچه‌ی مردم این بانگ با[…]

chat