شعر بدهی سهراب سپهری

شعر بدهی سهراب سپهری

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی

شعر بدهی سهراب سپهری

 

آنی بود، درها وا شده بود.

برگی نه ، شاخی نه، باغ فنا شده بود.

مرغ مکان خاموش، آن خاموش، این خاموش ،خاموشی

گویا شده بود.

آن پهنه چه بود:

با میشی گرگی همپا شده بود.

نقش صدا کم رنگ ، نقش ندا کم رنگ ، پرده مگر تا شده بود.

من رفته ، او رفته ، ما بی ما شده بود.

زیبایی تنها شده بود.

هر رودی دریا

هر بودی بودا شده بود.

 

پیشنهاد ویژه برای سهراب سپهری:

شعر پشت دریاها سهراب سپهری

شعر اهل کاشانم – صدای پای آب سهراب سپهری

شعر مسافر سهراب سپهری

شعر ساده رنگ سهراب سپهری

شعر نیلوفر سهراب سپهری

 

در شعر بالا اگر واژه‌ای برایتان غریب آمد، کافی‌ست در قسمت جستجوی سایت بنویسید: معنی …

 

بخش فرهنگ لغات و اصطلاحات

 

مطالب بیشتر در:

سهراب سپهری

 

اشعار سهراب سپهری

 

مجموعه شعر شرق اندوه

 

اینستاگرام سهراب سپهری

 

آنی بود درها وا شده بود

شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «آنی بود، درها وا شده بود. / برگی نه ، شاخی نه، باغ فنا شده بود.» آیا با این سطرها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین سهراب سپهری که از شاعران مهم معاصر ماست دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این سطرها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای سهراب سپهری بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای سطرهای پایانی یعنی : «زیبایی تنها شده بود./ هر رودی دریا/ هر بودی بودا شده بود.» از چه سطرهایی استفاده می‌کردید؟

 

دیدگاه شما برای شعر بدهی سهراب سپهری

دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر بدهی سهراب سپهری بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

 

هر بودی بودا شده بود

نام این شعر سهراب سپهری بدهی است. و از سطر پایانی شعر مشخص است که شعر تحت تاثیر فضاهای عرفانی بودا و بودیسم نوشته شده. سطر پایانی این شعر معروف ترین سطر از این شعر است. به همین خاطر این شعر در میان مردم به هر بودی بودا شده بود نیز معروف است.

 

تفسیر هر بودی بودا شده بود

شما نیز می‌توانید تفسیر خودتان را از این شعر سهراب سپهری بنویسید.

بازنشر این مطلب به معنای تایید یا رد آن نیست. وب سایت شعر و مهر فضایی آزاد برای تبادل افکار و آگاهی‌ست.

دراساطیر ایران ، انسان بنی گیاهی دارد .اولین انسان کیومرث بود به معنی زنده میرا .وقتی کیومرث مرد پس از چهل سال از نطفه ی او دوساقه ی به هم چسبیده ی ریواس روییده به نامهای مشی ومشیانه که معادل آدم وحواست وبشر از نسل آنان است واین اسطوره ی آریایی هاست که درهند وایران معمول بود .سفالینه سیلک کاشان که شش تا هشت هزار سال قدمت دارد وروی آن نقش نمادین نیلوفر آبی آمده است واین نیلوفر هشت پر ، نمادقداست ایزد گونگی ونماد خورشید است . نیلوفر گل زیبایی است که با طلوع خورشید برآب می شکفد وباغروب آن بسته میشود .آریایی ها نیلوفر را بطن جهان واورنگ ایزدی می دانستند ودر اسطوره های هندی نیز آمده که جهان از هسته ی ازلی واز نیلوفری که درآب های آغازین می شکفد پدید آمده است ودرنقاشی های مانوی نیز ایزدان روی گل نیلوفرآبی ایستاده اندوعلاوه براین گل نیلوفر، سمبل بودا نیز می باشد چون هندیان معتقدند که درلحظه ی تولد بودا ، نیلوفری از زمین روییدن گرفت که بودا به درون آن گام نهاد وبه ده جهت فضا خیره گشت ونیز گل نیلوفر به روی آب مرداب می ماند اما خیس نمی شود ورمز انقطاع است .به همین علت دریوگا ، به وضعیت نیلوفر می نشینند وعده ای معتقدند دراین گونه نشستن انرژ های روانی از ستون فقرات به مغز می رسد وشکوفا میشود درشعر سپهری تاثیر از بودا وافکار هندی به وضوح دیده میشود به عنوان مثال در شعرBODHI که به معنی از خواب غفلت بیدار شدن است چنین آمده است : هررودی دریا/ هر بودی بودا شده بود . ویا در شعر * شورم را* چنین آمده : می بینم خواب: بودایی ، در نیلوفر آب .

تازگی وطراوت سخنان سپهری دراشعارش نزدیکی فراوانی به بودیسم وذن دارد . در ذن واقعیت به آن چیزی گفته میشود که درآن واحد به دست آمدنی وبه دست نیامدنی است .ذن می آموزد که ماورای دنیای آموختنی ودرک کردنی ، دنیای نیاموختنی ودرک نشدنی هم هست وکسی که خود راوقف می کند می تواند به بیداری برسد .

روزگاری که در سایه برگ ادراک /روی پلک درشت بشارت خواب شیرینی از هوش می رفت / از تماشای سوی ستاره / خون انسان پر از شمش اشراق می شد.

رمزها ونشانه های شعر سپهری چونان هایکوهای ژاپن به یک چیز اشارت دارد وآن تجلی دمی است که تکرار نمی شود واسباب رسیدن به این تجلی ، رفتن ، است . …پشت دریاها شهری است که درآن پنجره ها رو به تجلی باز است.

ونیمه شبها بازورق قدیمی اشراق در آبهای هدایت روانه می گردند /وتا تجلی اعجاب پیش می رانند …

… پله هایی که به بام اشراق / پله هایی که به سکوی تجلی می رفت …

جهان سپهری از تجلی به عشق می رسد ، اول ماخلق الله العشق ، جوهره اوصل عرفان شرق یعنی عشق وتنهایی ، نمود بارز اشعار سپهری است .عارفان قدیم هرکدام عشق را به نامی خوانده اند ، مولوی عشق را درد بی درمان گفته وحلاج ، نماز و سپهری دچار شدن …فکر کن که چه تنهاست / اگر که ماهی کوچک دچار آبی بیکران باشد…

سپهری بیش از آنکه شاعری نقاش قلمداد شود عارفی است بادیدگاهی نو ، عرفان اوادامه ی همان عرفان مکتب اصیل ایرانی (خراسانی ) که آمیزه ای از افکار بودایی وچینی وآیین های کهن ایرانی واسلامی است .عرفانی ترین اشعار سپهری دارای ایماژهای فراوانی هستند که یاری بخش خواننده در رهیافت به درونی ترین نیات شاعرند .عارفی که در جاده معرفت حرکت می کند ودر لحظه حال زندگی میکند ودر همه ی لحظه هایک نگاه تازه دارد ومحدود به گذشته وآینده نیست .اودر اطاق آبی می گوید : همه چیز درجای خود دوست داشتنی است وهیچ چیز کراهیت آور نیست . دراین دیدگاه زیبا شناسانه همه چیز خوب وزیباست (همان دیدگاه قرآنی که در خلق هرچیز حکمتی نهفته است )نگرنده دراین شهود به بطن امور ، در می یابد که هیچ چیز منفی نیست وبین نگرنده ونگریسته اتحاد ایجاد میشود ومرگ ، کرم ، شب ، مگس ، همه تبدیل به امور خوب می شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

chat