شعر ای نزدیک سهراب سپهری

شعر ای نزدیک سهراب سپهری

شعر ای نزدیک سهراب سپهری

 

در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید

و اینک شاخه نزدیک از سر انگشتم پروا مکن

بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست عطش آشنایی است

درخشش میوه درخشان تر

وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید

دورترین آب

ریزش خود را به راهم فشاند

پنهان ترین سنگ

سایه اش رابه پایم ریخت

و من شاخه نزدیک

از آب گذشتم از سایه به در رفتم

رفتم غرورم ر بر ستیغ عقاب شکستم

و اینک در خمیدگی فروتنی به پای تو مانده ام

خم شو شاخه نزدیک

 

کتاب‌های سهراب سپهری را از دست ندهید:

 

کتاب‌های سهراب سپهری

 

 

هشت کتاب سهراب سپهری
هشت کتاب سهراب سپهری

 

 

کتاب از مصاحبت آفتاب
کتاب از مصاحبت آفتاب

 

 

شعر ای نزدیک سهراب سپهری
ای نزدیک سهراب سپهری
شعر ای نزدیک از سهراب سپهری
در نهفته ترین باغ ها
در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید
و اینک شاخه نزدیک از سر انگشتانم پروا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *