شعر اکنون هبوط رنگ سهراب سپهری

شعر اکنون هبوط رنگ سهراب سپهری

شعر اکنون هبوط رنگ سهراب سپهری

 

سال ميان دو پلك را

ثانيه هايي شبيه راز تولد

بدرقه كردند

كم كم ، در ارتفاع خيس ملاقات

صومعه نور

ساخته مي شد

حادثه از جنس ترس بود.

ترس

وارد تركيب سنگ ها مي شد.

حنجره اي در ضخامت خنك باد

غربت يك دوست را

زمزمه مي كرد.

از سر باران

تا ته پاييز

تجربه هاي كبوترانه روان بود.

باران وقتي كه ايستاد

منظره اوراق بود.

وسعت مرطوب

از نفس افتاد.

قوس قزح در دهان حوصله ما

آب شد.

 

 

کتاب‌های سهراب سپهری را از دست ندهید:

 

کتاب‌های سهراب سپهری

 

هشت کتاب سهراب سپهری
هشت کتاب سهراب سپهری

 

کتاب از مصاحبت آفتاب
کتاب از مصاحبت آفتاب

 

 

معنی شعر اکنون هبوط رنگ سهراب سپهری
سال میان دو پلک را
تجربه های کبوترانه روان بود
حادثه از جنس ترس بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *