شعر انگاسی 2 نیما یوشیج

شعر انگاسی 2 نیما یوشیج

شعر انگاسی 2 نیما یوشیج

 

این شنیدستی که انگاسی پی فرزند خویش

زد گریبان چاک، راهِ جنگل و صحرا به پیش؟

یافت او فرزند را بر راه، لکن در چهی،

خواست بیرونش کشد، می کرد عقلش کوتهی.

هر که چیزی گفت آن خود رأی از او باور نکرد

تا که تنها در بیابان ماند و شد در چاه فرد.

بر گلویش ریسمانی بست و خود بر شد ز چاه

پس کشید آن ریسمان چندی به زحمت روی راه

بینوا طفلی که شد خصمش ز نادانی پدر –

«آه! طفل من» به سر کوبید مشت آن خیره سر.

مدعی باور ندارد کان سیه کاری چه بود

بر مصیبت های آن بی فهم انگاسی فزود.

گرچه سعی و استقامت، شرط می باشد به کار

بی بصیرت، کی توان شد جز به ندرت، کامکار؟

لاهیجان. 25 دی 1308

قالب شعر: مثنوی

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

برای مشاهده ی تمام « کتاب های نیما یوشیج » اینجا کلیک کنید

 

شعر انگاسی 2 نیما یوشیج
شعر انگاسی
انگاسی 2
شعر انگاسی نیما یوشیج
شعر انگاس نیما یوشیج
این شنیدستی که انگاسی پی فرزند خویش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *