شعر ارمغان فرشته مهدی اخوان ثالث2

با نوازش‌های لحن مرغکی بیدار دل – ارمغان فرشته

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی
  • با نوازش‌های لحن مرغکی بیدار دل – شعر ارمغان فرشته مهدی اخوان ثالث

     

    با نوازش‌های لحن مرغکی بیدار دل
    بامدادان دور شد از چشم من جادوی خواب
    چون گشودم چشم، دیدم از میان ابرها
    برف زرین بارد از گیسوی گلگون، آفتاب
    جوی خندان بود و من در اشک شوقش گرم گرم
    گرد شب را شستم از رخسار و جانم تازه شد
    شانه در گیسوی من کوشید با آثار خواب
    وز کشاکشهاش طرح گیسوانم تازه شد
    سایه روشن بود روی گیتی از خورشید و ابر
    ابرها مانند مرغانی که هر دم می‌پرند
    بر زمین خسبیده نقش شاخ‌های بید بن
    گاه محو و گاه رنگین لیک با قدی بلند
    بره‌ها با هم سرود صبحدم خواندند و نیست
    جز: کجایی مادر گمگشته؟ قصدی ز آن سرود
    لک لک همسایه بالا زد سر و غلیان کشید
    جفت او در آشیان خفته ست بر آن شاخ تود
    آن نشاط انگیز روح شادمان بامداد
    چون محبت با جفا آمیخت در غم‌های من
    حزن شیرینی که هم درد است و هم درمان درد
    سایه افکن شد به روح آسمان پیمای من
    خنده کردم بر جبین صبح با قلبی حزین
    خنده‌ای، اما پریشان خنده‌ای بی اختیار
    خیره در سیمای شیرین فلک نام تو را
    بر زبان آوردم تابنده مه، جانانه یار
    ناگهان در پرنیان ابرها باغی شکفت
    وز میان باغ پیدا شد جمالی تابناک
    آمد از آن غرفهٔ زیبای نورانی فرود
    چون فرشته، آسمانی پیکری پر نور و پاک
    در کنار جوی، با رویی درخشان ایستاد
    وز نگاهی روح تاریک مرا تابنده کرد
    سجده بردم قامتش را لیک قلبم می‌تپید
    دیدمش کاهسته بر محجوبی من خنده کرد
    من نگفتم: کیستی؟ زیرا زبان در کام من
    از شکوه جلوه‌اش حرفی نمی یارست گفت
    شاید او رمز نگاهم را به خود تعبیر کرد
    کز لبش با عطر مستی آوری این گل شکفت
    ای جوان، چشمان تو می‌پرسد از من کیستی
    من به این پرسان محزون تو می‌گویم جواب
    من خدای ذوق و موسیقی خدای شعر و عشق
    من خدای روشنی‌ها من خدای آفتاب
    از میان ابرهای خسته این امواج نور
    نیزه‌های تیرگی پیری زرین من است
    خسته خاطر عاشقان هستی از کف داده را
    هدیه آوردن ز شهر عشق، آیین من است
    نک به رایت هدیه‌ای آورده‌ام از شهر عشق
    تا که همراز تو باشد در غم شب‌های هجر
    ساحلی باشد منزه تا که درج خاطرش
    گوهر اندوزد ز غم‌های تو در دریای هجر
    اینک این پاکیزه تن مرغک، ره آورد من است
    پیکری دارد چو روحم پاک و چون مویم سپید
    این همان مرغ است کاندر ماورای آسمان
    بال بر فرق خدای حسن و گل‌ها گسترید
    بنگر ای جانانه توران تا که بر رخسار من
    اشک‌های من خبردارت کنند از ماجرا
    دیدم آن مرغک چو منقار کبود از هم گشود
    می‌ستاید عشق محجوب من و حسن تو را

     

    پیشنهاد ویژه برای مطالعه

    شعر او را صدا بزن نیما یوشیج 

    شعر کژمژ و بی انتها احمد شاملو

    شعر پنجره فروغ فرخزاد

    شعر اینجا پرنده بود سهراب سپهری

     

    در صورتی که در متن بالا، معنای واژه‌ای برایتان ناآشنا می‌آمد، می‌توانید در جعبه‌ی زیر، آن واژه را جستجو کنید تا معنای آن در مقابلش ظاهر شود. بدیهی‌ست که برخی واژه‌ها به همراه پسوند یا پیشوندی در متن ظاهر شده‌اند. شما باید هسته‌ی اصلیِ آن واژه را در جعبه جستجو کنید تا به نزدیک‌ترین پاسخ برسید. اگر واژه‌ای را در فرهنگ لغت پیدا نکردید، در بخش دیدگاه‌ها گزارش دهید. با سپاس از همکاری شما.

    جستجوی واژه

    لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

    آ

    (حر.) «آ» یا «الف ممدوده» نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ اولین حرف از حروف ابجد، برابر با عدد "۱".

    آ

    هان! هلا! آی!


     

    اشعار مهدی اخوان ثالث

     

    مجموعه شعر زمستان

     

    با نوازش‌های لحن مرغکی بیدار دل

    شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «با نوازش‌های لحن مرغکی بیدار دل بامدادان دور شد از چشم من جادوی خواب چون گشودم چشم، دیدم از میان ابرها برف زرین بارد از گیسوی گلگون، آفتاب جوی خندان بود و من در اشک شوقش گرم گرم گرد شب را شستم از رخسار و جانم تازه شد» آیا با این سطرها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین مهدی اخوان ثالث که از شاعران مهم معاصر ماست دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این سطرها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای مهدی اخوان ثالث بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای سطرهای پایانی یعنی : «بنگر ای جانانه توران تا که بر رخسار من اشک‌های من خبردارت کنند از ماجرا دیدم آن مرغک چو منقار کبود از هم گشود می‌ستاید عشق محجوب من و حسن تو را» از چه سطرهایی استفاده می‌کردید؟

     

    دیدگاه شما برای شعر ارمغان فرشته مهدی اخوان ثالث

    دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر ارمغان فرشته مهدی اخوان ثالث بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

    اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

    اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

    پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

    به مطلب امتیاز دهید!

    میانگین امتیازات ۵ از ۵

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

    chat